۱۳۹ نتیجه برای مریم
غلامرضا شریفیراد، محسن رضائیان، راحله سلطانی، سمیه جواهری، مریم عمیدی مظاهری،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: امروزه آمار و ارقام سزارین در سراسر دنیا و در کشور ما بسیار بالا و روز به روز در حال افزایش است. این در حالی است که عمل جراحی سزارین از جمله اعمال جراحی بزرگ محسوب میشود که با عوارض بسیار خطرناک و به ندرت کشنده همراه میباشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش به همسران زنان باردار در کاهش میزان سزارینهای انتخابی طراحی شد.
روشها: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بود که جهت انجام مداخله، ۸۸ زن باردار شکم اول در هفتههای ۲۸ تا ۳۲ حاملگی مراجعه کننده به مطبهای خصوصی زنان و زایمان شهر اصفهان به طور تصادفی به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. فقط همسران گروه مورد در زمینه زایمان طبیعی و سزارین آموزش دیدند. در ابتدای مطالعه و پس از گذشت ۴ هفته، میزان آگاهی و نگرش هر سه گروه (مادران گروه مورد و همسرانشان و مادران گروه شاهد) سنجیده شد و با پیگیری تلفنی نوع زایمان آنها ثبت گردید.
یافتهها: مداخله آموزشی در همسران منجر به افزایش معنیداری در دانش و نگرش مثبت آنان نسبت به زایمان طبیعی در مادران گروه مورد شد. همچنین، انجام سزارین بدون دلیل پزشکی در گروه مورد (۲۹/۵ درصد) به طور معنیداری کمتر از گروه شاهد (۵۰ درصد) بود.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش چنین استنباط میشود که آموزش مردان در افزایش میزان آگاهی، اصلاح نگرش زنانشان و کاهش میزان سزارینهای انتخابی مؤثر است.
واژههای کلیدی: سزارین انتخابی، آموزش، زایمان طبیعی، بخش خصوصی، آگاهی، نگرش
مریم عمیدی مظاهری، محسن حسینی،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: در سال های اخیر چاقی و اضافه وزن در نوجوانان درکشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعه یافته روند رو به رشدی داشته است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی شیوع لاغری، اضافه وزن و چاقی در دختران دبیرستانی شهر اصفهان انجام شد.
روش ها: این مطالعه به صورت توصیفی، تحلیلی و مقطعی با نمونه گیری طبقه ای- تصادفی بر روی ۳۸۴ دختر دبیرستانی شهر اصفهان در بهار ۱۳۸۵ انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و تن سنجی توسط یک نفر جمع آوری گردید. برای تعیین لاغری، اضافه وزن و چاقی داده های مرجع BMI (Body mass index) برای سن NHANES-۱ به کار گرفته شد.
یافته ها: بالاترین درصد لاغری (۱۴/۱ درصد) در دختران ۱۸ ساله و بالاترین درصد اضافه وزن و چاقی (۲۵ درصد) در دختران ۱۴ ساله دیده شد. به طور کلی ۷/۰۳ درصد از دختران لاغر، ۹/۱ درصد اضافه وزن و ۱/۰۴ درصد چاق بودند.
نتیجه گیری: شیوع اضافه وزن و چاقی در دختران ۱۴ تا ۱۸ ساله شهر اصفهان در مقایسه با سایر شهرهای کشورمان کمتر بود. واژه های کلیدی: لاغری، اضافه وزن، چاقی، دختران دبیرستانی، اصفهان.
عباس آقاخانی، محسن سعدانی، مریم فرجی، غلامرضا بنیادی نژاد،
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: کشور ایران یک کشور خشک میباشد که از نظر منابع آب دچار محدودیتهای زیادی است. این مسأله در مناطق خشک و نیمهخشک کشور شدیدتر است. بخش صنعت یکی از مصرف کنندگان اصلی منابع آب کشور است و تعیین صحیح آب مورد نیاز صنایع از مهمترین اولویتهایی است که باید مورد توجه قرار گیرد، تا علاوه بر صرفه جویی در مصرف آب، نیاز آبی صنایع نیز تأمین گردد. هدف از این مطالعه، انتخاب بهترین و معتبرترین روش برآورد نیاز آبی شهرکهای صنعتی بر اساس آزمونهای آماری معتبر بود. روشها: با استفاده از آمار کنتور خوانی ۱۲۵۶ واحد صنعتی در ۵ شهرک صنعتی واقع در استان اصفهان، اطلاعات میزان مصرف آب آنها جمعآوری گردید. آمار میزان مصرف آب صنایع، با پارامترهای تعداد واحد صنعتی، تعداد پرسنل، مساحت کل کارخانهها و مساحت زیربنای کارخانهها مورد بررسی قرار گرفت. هر یک از چهار روش مذکور، برآورد مصرف آب متفاوتی را ارایه داد. یافتهها: با استفاده از نتایج آزمونهای آماری، مشخص گردید که مساحت کل کارخانه و تعداد پرسنل، تحت تأثیر عوامل زیادی قرار دارند و ممکن است در ارتباط با نیاز صنایع نباشند. مساحت زیربنا تنها پارامتری است که میزان آن در ارتباط مستقیم با نیاز صنایع بوده، با میزان آب مورد نیاز یک صنعت متناسب میباشد. نتیجهگیری: برای برآورد نیاز آبی صنایع، استفاده از مساحت زیربنا نسبت به سایر گزینهها، مناسبتر است و احتمال میرود که نتایج برآورد نیاز آبی با این روش به واقعیت نزدیکتر باشد. واژههای کلیدی: نیاز آبی، صنایع، برآورد، شهرکهای صنعتی.
رضا غیاثوند، مریم اشرفی، الناز اشرف زاده، غلامرضا عسگری، اکبر حسن زاده،
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: بسیاری از عادات و الگوهای غذایی در دوران کودکی شکل میگیرند و تا پایان زندگی فرد باقی میمانند. تغذیه صحیح در این دوران، سبب ارتقای رشد و تکامل کودک میشود، به علاوه از خطر ابتلا به بیماریهای مزمن در دوران بزرگسالی میکاهد (۱). کودکان سنین دبستان، گروه خاصی را از نظر آسیب پذیری اجتماعی، بهداشتی و سلامت تغذیه تشکیل میدهند. چرا که کودکان ۷ ساله، اولین گروه سنی هستند که وارد محیط جدید مدرسه میشوند و اغلب این موضوع باعث پدید آمدن تغییراتی در برخی عادات و شیوه زندگی، به ویژه عادات غذایی آنان میگردد. همچنین میزان رشد و سلامت، ارتباط تنگاتنگی با کیفیت و کمیت غذای مصرفی دارد و اطلاعات مربوط به وضعیت سلامت و تعیین وضعیت تغذیهای این گروه از نظر شیوع کم وزنی، چاقی و عادات غذایی از مسایل مهم بهداشتی است (۳، ۲). مطالعات زیادی در نقاط مختلف کشور بر روی کودکان انجام شده است که به شیوع کم وزنی و اضافه وزن در این گروه سنی اشاره دارد (۸-۴). روشها:این مطالعه از نوع مقطعی و به صورت توصیفی- تحلیلی بود. افراد مورد مطالعه کودکان ۷-۶ ساله شهرستان شاهین شهر و میمه بودند.کودکان با وزن نرمال به روش نمونهگیری تصادفی ساده از مدارس ابتدایی شهرستان و کودکان با وزن زیر صدک ۵ام و بالای صدک ۹۵ام استاندارد NCHS، از طرح کشوری غربالگری سنجش در بدو ورود به مقطع ابتدایی انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات کلی کودک (شامل نام، تاریخ تولد و ...) با استفاده از پرسشنامه و بررسی وضعیت مصرف مواد غذایی با استفاده از پرسشنامه تکرر مواد غذایی انجام گردید و روایی و پایایی FFQمورد استفاده، مورد تأیید قرار گرفته بود (۲). وزن کودک بدون کفش با حداقل لباس با استفاده از ترازوی استاندارد با دقت ۱/۰ کیلوگرم، قد با قدسنج با دقت ۱ سانتیمتر در حالی که کتفها در حالت عادی و نگاه شخص به روبهرو باشد، اندازهگیری و سن کودک بر اساس سال و ماه مشخص شد. ضمن اینکه نمودارهای استاندارد NCHSبرای وزن و قد در شناسنامه سلامت هر دانش آموز رسم شده بود. یافتهها: میانگین و انحراف معیار مصرف تنقلات (چیپس، پفک وکرانچی، انواع شکلات،آبنبات وکاکائو، انواع بیسکویت، انواع کیک، نوشابه وآبمیوههای صنعتی) در کودکان با وزن زیر صدک ۵ام استاندارد NCHS ۵۸/۲۱ ± ۴۳/۳۸، در کودکان با وزن نرمال ۹۰/۲۱ ± ۶۵/۳۴ و در بین کودکان با وزن بالای صدک ۹۵ام استاندارد NCHS ، ۱۸/۳۸ ± ۲۹/۴۰ بار در هفته به دست آمد و نشان دهنده این بود که میزان مصرف تنقلات به ترتیب در کودکان با وزن بالای صدک ۹۵ام استاندارد NCHS و کودکان با وزن زیر صدک ۵ام استاندارد NCHS، بالاتر از کودکان با وزن نرمال بود. ولی ارتباط معنیداری بین مصرف تنقلات و وزن کودکان مشاهده نشد. در کودکان با وزن زیر صدک ۵ام و کودکان بالای صدک ۹۵ام استاندارد NCHS، ارتباط معنیداری بین میزان تحصیلات مادر و پدر و میزان دریافت تنقلات مشاهده نشد، ولی در کودکان با وزن نرمال استاندارد، ارتباط معنیداری (۰۰۷/۰ = P) بین میزان تحصیلات پدر و میزان دریافت تنقلات مشاهده شد. میانگین و انحراف معیار مدت زمان تغذیه انحصاری با شیر مادر در کودکان با وزن زیر صدک ۵ام ۱۲/۵ ± ۰۵/۷، درکودکان با وزن نرمال ۸۰/۲ ± ۹۸/۵ و در کودکان با وزن بالای صدک ۹۵ام ۷۰/۲ ± ۸۹/۵ ماه میباشد. بیشترین تنقلات مصرفی در این کودکان کیک، بیسکویت و شربت بود. میانگین تعداد وعدههای غذایی در کودکان کم وزن، نرمال و چاق، به ترتیب ۳/۱ ± ۱۹/۴، ۰۹/۱ ± ۹۶/۳ و ۰۹/۱ ± ۹۱/۴ به دست آمد و ارتباط بین صدک وزن کودک با تعداد وعدههای غذایی، با آزمون همبستگی پیرسون ۰۰۲/۰ ± ۰۲۳/۰ به دست آمد که بیانگر ارتباط معنیدار بین صدک وزن کودک با تعداد وعدههای غذایی است. از کل نمونه، ۲/۷۱ درصد به طور منظم مکمل آهن و مولتی ویتامین را قبل از ۲ سالگی دریافت میکردند و ۸/۲۸ درصد مکمل آهن و مولتی ویتامین را به طور منظم دریافت نمیکردند. ارتباط بین وزن و مصرف منظم مکمل آهن و مولتی ویتامین قبل از ۲ سالگی با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون سنجیده شد. نتایج این طرح ارتباط معنیداری را بین مصرف منظم مکملهای آهن و مولتی ویتامین با وزن کودک نشان نداد، البته این امر ممکن است به دلیل کوچک بودن حجم نمونه باشد. از کل نمونهها ۲/۷۶ درصد صبحانه مصرف میکردند. درصد مصرف صبحانه در کودکان کم وزن، نرمال و چاق به ترتیب ۳/۸۰ درصد، ۵/۸۴ درصد، ۵/۶۲ درصد بود. ارتباط معنیدار بین صدک وزن کودک و مصرف صبحانه مشاهده نشد. نتیجهگیری: مصرف بیرویه تنقلات از یک سو از طریق کاهش اشتها، فرصت تغذیه با غذاهای مغذی سفره خانوار را ازکودک میگیرد. از سوی دیگر به علت اینکه تنقلات حاوی قند، نمک و چربی زیاد و کالری بالا هستند، زمینه را برای چاقی کودکان فراهم میکنند. نتایج مطالعه کنونی در کودکان با وزن نرمال استاندارد، ارتباط معنیداری (۰۰۷/۰ = P) را بین میزان تحصیلات پدر و میزان دریافت تنقلات نشان داد. میزان تحصیلات و آگاهی تغذیهای والدین از طریق تهیه میان وعدههای مناسب به جای تنقلات نا سالم برای کودکان میتواند در حفظ وزن نرمال آنان مؤثر باشد. ارتباط معنیداری بین مصرف تنقلات و وزن کودکان در سه گروه زیر صدک ۵ام، نرمال و بالای صدک ۹۵ام استاندارد NCHS مشاهده نشد. واژههای کلیدی: تنقلات، صدک ۵ام استاندارد NCHS، صدک ۹۵ام استاندارد NCHS، وضعیت وزن
راضیه کریمیان، نادر رهنما، احسان اله حبیبی، غلامعلی قاسمی، مریم کریمیان،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: اختلال های عضلانی – اسکلتی مرتبط با کار عمده ترین عامل از دست رفتن کار، افزایش هزینه ها و آسیب های انسانی نیروی کار به شمار می رود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی شیوع اختلال های عضلانی – اسکلتی مرتبط با کار پرستاران بیمارستان الزهرا و تاثیر ۸ هفته تمرین های اصلاحی منتخب و مداخله های ارگونومی بر آن ها بود.
روش ها: از پرسش نامه نوردیک برای مطالعه شیوع اختلال های عضلانی – اسکلتی مرتبط با کار استفاده شد و همچنین برای ارزیابی سطوح مواجهه با خطر اختلال های عضلانی – اسکلتی در ۶ وظیفه کاری پرستاران عکس برداری و از روش ارزیابی سریع ریسک فاکتور (QEC) استفاده شد. پرسش نامه نوردیک در بین ۲۱۶ نفر از پرستاران توزیع گردید. تعداد ۲۹ نفر از پرستاران که دارای اختلال های عضلانی- اسکلتی بودند، شناسایی شدند و به مدت ۸ هفته در برنامه تمرین های اصلاحی و مداخلات ارگونومیک شرکت کردند..
یافته ها: میزان شیوع اختلال های عضلانی اسکلتی در ناحیه کمر ۴/۶۴ درصد، زانو ۴/۵۱ درصد، گردن ۶/۴۸ درصد، شانه ۵/۴۳ درصد و مچ دست ۷/۴۰ درصد، نواحی پشت ۶/۲۹ درصد، پا و قوزک پا ۲۹ درصد، باسن – ران ۵/۲۴ درصد و آرنج ۳/۱۵ درصد بود. بر اساس امتیاز QEC ، جا به جا کردن بیمار، بالاترین امتیاز را در میان وظایف به خود اختصاص داد (بیش از ۷۰%). به دنبال ۸ هفته تمرین های اصلاحی و مداخله های ارگونومی میزان اختلال های کمر، شانه، گردن و مچ دست بهبودی معنی داری را نشان دادند (P< ۰/۰۵).
نتیجه گیری: میزان شیوع اختلال های عضلانی – اسکلتی در پرستاران مورد مطالعه به طور نسبی بالا بود. بالا بودن سطح ریسک خطر نشانه آسیب زا بودن شرایط و محیط کار در بیمارستان است. اصلاح تکنیک جا به جا کردن بیماران و بهبود شرایط بلند کردن بیماران توصیه می شود.
واژه های کلیدی: اختلال های عضلانی – اسکلتی مرتبط با کار، QEC، ارگونومی شغلی، تمرین های اصلاحی
زمزم پاک نهاد، مریم سبکتگین،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: چاقی یک فاکتور خطر مستقل برای ابتلا به بیماریهای قلبی- عروقی، دیابت نوع ۲، بیماریهای کیسه صفرا، سرطانهای مختلف، التهاب مفاصل و مرگ و میر میباشد. افزایش وزن طی بزرگسالی به ویژه در دهههای سوم و چهارم زندگی با افزایش فشار خون همراه میباشد. روشها: در این مطالعه مقطعی تعداد ۱۴۹۳ (۱۱۵۹ زن و ۳۳۴ مرد) فرد ۱۶ تا ۸۵ ساله در ۱۲ منطقه روستایی اطراف اصفهان به طور تصادفی از بین افراد قابل دسترسی مورد بررسی قرار گرفتند و متغیرهای فشار خون، سن، قد، وزن، جنس و ارتباط بین آنها مورد مطالعه قرار گرفت. BMI از رابطه وزن و قد محاسبه شد. آنالیز آماری اطلاعات به وسیله نرمافزار SPSS۱۱,۵ و با استفاده از آزمون ANOVA و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی ارتباطها صورت گرفت. یافتهها: میانگین نمایه توده بدن در این مطالعه ۳۷/۲۳ کیلوگرم بر متر مربع، فشار سیستولی ۱۲۲ و فشار دیاستولی ۷۶ میلیمتر جیوه بود. در این مطالعه بیش از نصف افراد شرکت کننده BMI در محدوده طبیعی ۲۴-۲۰ و درصد کمی BMI بالاتر از ۴۰ را دارا بودند. فشار خون سیستولیک و دیاستولیک ارتباط معنیداری با BMI داشت (۰۰۰۱/۰ > P، ۲۰۲/۰ = r). بر اساس آزمون ANOVA فشار خون سیستولیک و دیاستولیک به طور معنیداری در بین گروههای مختلف BMI متفاوت بود (۰۰۰۱/۰ > P). نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نیز ارتباط فشار خون و BMI را تأیید میکند. به نظر میرسد افزایش وزن با احتباس نمک و مایعات، باعث افزایش فشار خون میشود، بنابراین کنترل وزن جزء مهمی در کنترل فشار خون محسوب میشود. کنترل فشار خون از طریق پیشگیری اولیه با شناسایی موارد جدید و در معرض خطر امکان پذیر است. واژههای کلیدی: چاقی، فشار خون، نمایه توده بدن.
حسین موحدیان عطار، محسن سعدانی، مهدی حاجیان نژاد، مریم فرجی،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: نفت خام ترکیبی بسیار پیچیده است و حاوی تعداد زیاد هیدروکربن با اثرات مضری مثل سرطانزایی و اثرات خونی میباشد. در این مطالعه فرایند ازن زنی جهت کاهش سمیت نفت خام مورد استفاده قرار گرفت. روشها: نمونه استاندارد قسمت محلول نفت خام با اختلاط یک قسمت نفت خام با ۹ قسمت آب تهیه گردید. جهت آزمون سمیت از غلظتهای مختلف، قسمت محلول نفت خام و لارو ماهی قزلآلا استفاده شد. قبل و بعد از فرایند ازن زنی با غلضتهای مختلف، آزمون سمیت و کربن آلی کل، روی نمونهها انجام گردید. یافتهها: با افزایش زمان آزمون سمیت، اختلاف بیشتری در نتایج حاصل از آزمون سمیت مشاهده شد. میزان غلظت کشنده ۵۰ درصد ۹۶ ساعته و کل کربن آلی قبل از فرایند ازن زنی برابر با ۶۰ و ۹۸/۵۴ میلیگرم بر لیتر بود. بعد از فرایند ازن زنی با مقادیر ۱ و ۱۰ میلیگرم بر لیتر، میزان غلظت کشنده ۵۰ درصد ۹۶ ساعته به ۳/۱۱۳ و ۵/۲۰۵ و کل کربن آلی به ۸/۴۲ و ۰۴/۴۰ میلیگرم بر لیتر رسید. نتیجهگیری: غلظتهای بالاتر ازن جهت کاهش سمیت، تأثیر زیادی داشت، ولی در کاهش میزان محتوی کربن آلی کل تأثیر قابل توجهی مشاهده نشد. همچنین برای بررسی تأثیر یک فرایند تصفیه مؤثر برای حذف آلایندههای خاص، استفاده از آزمایشهای زیست آزمونی میتواند نتایج ارزشمندی داشته باشد و به عنوان مکمل پیشنهاد میگردد. واژههای کلیدی: سمیت، نفت خام، ازن زنی، کربن آلی کل.
مرجان تابش، مریم تابش، رضا غیاثوند، قاسم یادگارفر،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: امروزه دیابت یکی از شایعترین بیماری های متابولیک و عامل مهمی برای مرگ و میر و ناتوانی در جوامع مختلف از جمله ایران میباشد. دیابت درمان قطعی ندارد ولی میتوان با تأمین رژیم غذایی مناسب از پیشرفت و بروز عوارض آن جلوگیری کرد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط میزان مصرف میوهجات و سبزیجات با سطح هموگلوبین گلیکوزیله (HbA۱C) در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ میباشد. روشها: این مطالعه به صورت مقطعی بر روی ۱۰۵ بیمار مبتلا به دیابت در سال ۱۳۸۹ انجام گردید. نمونهها به روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند. دادههای عمومی و دریافت غذایی با استفاده ازپرسشنامههای عمومی و بسامد خوراک (FFQ) و میزان هموگلوبین گلیکوزیله بیماران با انجام آزمایش خون تعیین گردید. پردازش اطلاعات با استفاده از نرمافزارهای۴ Nutritionist و SPSS انجام شد. یافتهها: با افزایش ۱۰ گرم مصرف سبزیجات به تنهایی و یا افزایش ۱۰ گرم مصرف میوهجات وسبزیجات به طور هم زمان به ترتیب میزان هموگلوبین گلیکوزیله ۰,۰۳درصد و ۰.۰۲درصد به طور معنیداری p=۰.۰۴۹)و (p=۰.۰۱۴کاهش مییابد. نتیجهگیری: افرادی دیابتی که از میوهجات و سبزیجات بیشتری استفاده میکنند سطح هموگلوبین گلیکوزیله پایینتری دارند. واژههای کلیدی: میوهجات، سبزیجات، هموگلوبین گلیکوزیله، دیابت نوع ۲
محمدحسین باقیانی مقدم، مریم هداوند خانی، سید محمد محمدی، حسین فلاح زاده، فرحناز خبیری،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: امروزه نقش مثبت فعالیتهای جسمانی و ورزشی به خصوص پیادهروی در سلامت جامعه بشری و در پیشگیری و کنترل بسیاری از بیماریها از جمله بیماری دیابت ثابت شده است.هدف از این بررسی به منظور تعیین پیشبینیکنندههای رفتار پیاده روی در بیماران مبتلا به دیابت تیپ ۲ شهر یزد بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی صورت گرفت. روشها: در این مطالعهای توصیفی ـ مقطعی، تعداد ۱۱۱ نفر ازبیماران دیابتی مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت شهر یزد بصورت تصادفی انتخاب شدند.ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامهای مشتمل بر سازههای مدل اعتقادبهداشتی به انضمام متغیرهای دموگرافیک و سؤالات انجام رفتار پیادهروی بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و به کارگیری آمار توصیفی، آزمونهای ضریب همبستگی و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ (۷۸ زن و ۳۳ مرد) با میانگین سنی ۴۴/۷±۱۸/۴۹ در این مطالعه شرکت کردند. ۱۰۲ نفر متأهل و ۵۵ نفر از آنها تحصیلات زیر دیپلم داشتند. میانگین نمره آگاهی و رفتار پیادهروی به ترتیب ۲۲/۳± ۹۳/۶ و ۷۳/۳±۴۶/۴ به دست آمد. افراد مورد مطالعه تنها ۱۲/۴۳ درصد از ماکزیمم نمره قابل اکتساب آگاهی و۸۵/۳۱ درصد از ماکزیمم نمره رفتار پیادهروی را کسب کردند. بر اساس نتایج این مطالعه بین رفتار پیادهروی و آگاهی (۰۲/۰> P و ۲۲۱/۰=r)، رفتار و شدت درکشده (۰۳/۰> P و ۲۰۱/۰=r)، رفتار و منافع درک شده (۰۱/۰> P و ۲۳۴/۰=r ) همبستگی معنادار وجود دارد. نتیجهگیری: مدل اعتقادبهداشتی میتواند علل ضعف انجام پیادهروی را پیشگویی کند و به عنوان چارچوبی جهت اجرای مداخلات آموزشی به منظور کنترل بیماری دیابت مورد استفاده قرار گیرد. واژههای کلیدی: مدل اعتقاد بهداشتی، پیادهروی، دیابت نوع ۲
انسیه طاهری، مهدی حاجیان نژاد، محمد مهدی امین، اکبر حسن زاده، مریم فروغی،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: در صورت حضور یونهایی مانند کلراید، برماید و یداید، در نمونههای فاضلاب و به ویژه فاضلابهای شور، مقدار گزارش شده به عنوان مقدار اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (COD یا Chemical oxygen demand)، مقدار حقیقی نمیباشد. هدف از این مطالعه تعیین میزان خطای آزمایش اندازهگیری COD ارایه شده در "روشهای استاندارد آزمایشات آب و فاضلاب" در حضور یون کلراید برای فاضلابهای شور و غیر شور با غلظتهای مختلف COD بود. روشها: آزمایش به دو شکل انجام شد. روش اول بدون هر گونه حذف یون کلراید بود و روش دوم از روش حذف یون کلراید پیشنهادی در "روشهای استاندارد آزمایشات آب و فاضلاب" استفاده شد. در این روش برای حذف اثر تداخل یون کلراید از نسبت HgSO۴:Cl، ۱۰:۱ استفاده شد. تعداد نمونهها ۲۲ عدد بود و تمامی آنها با دو بار تکرار سنجش گردید. گستره غلظت NaCl و COD در نمونهها به ترتیب در محدوده g/L ۵-۵/۱ و mg/L ۱۵۰۰-۴۰۰ متغیر بود. نمونهها به دو بخش فاقد نمک به عنوان شاهد و حاوی نمک تقسیم شد. یافتهها: مقدار خطا در روش اول (بدون حذف شوری) معادل ۱۶ درصد و در روش دوم (پس از حذف شوری) معادل ۲/۱۰ درصد بود. در روش دوم ۶/۶۳ درصد از دادههای قرائت شده از مقدار واقعی کمتر بود؛ در حالی که در روش اول ۴/۳۶ درصد از دادهها از مقدار واقعی کمتر بودند. نتیجهگیری: حضور یون کلراید در فاضلابهای شور سبب ایجاد خطا در مقدار قرائت COD شد که این خطا گاه مثبت و گاه منفی است. در غلظتهای بالای COD، مقدار خطا بیشتر است که دلیل آن را میتوان از یک طرف به اکسیداسیون یون کلراید توسط دی کرومات و از طرفی به مقدار مواد آلی باقیمانده و اکسید نشده مرتبط دانست. واژههای کلیدی: فاضلاب شور، اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (COD)، یون کلراید، میزان خطا.
حسین مهدی زاده، مریم عزیزی،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: فناوری وب ۲، رویکرد جدید در فرآیند اطلاعرسانی و اشتراکدادهها در اینترنت است. مشخصه بارز تمرکز بر تعامل کاربران و توسعهدهندگان سایت میباشد. هدف این پژوهش بررسی میزان دانش دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی غرب کشور در محیطهای وب ۲ صورت گرفتهاست. روشها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی میباشد. جامعه آماری مطالعه، دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی غرب کشور بودهاند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی- طبقهای، ۳۰۳ نفر از آنها به عنوان نمونه آماری انتخاب شدهاند. ابزار جمعآوری دادهها، یک پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی آن از نظر صاحبنظران حوزه علومتربیتی و پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ قابل قبول (۸۹۶). برآورد گردیده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمارتوصیفی و برای سنجشفرضیات از آزمون k² و ضرایب همبستگی فی و وی کرامر استفاده شدهاست. یافتهها: نتایج این تحقیق بیانگر این است که میزان دانش اکثر پاسخگویان (۵۸,۴ درصد) در محیطهای وب ۲ کم و خیلیکم بوده و(۷/۲۶ درصد) از آنها نیز در حد متوسط دارای دانش و مهارت بودهاند. همچنین بین میزان دانش پاسخگویان در زمینه محیطهای وب ۲ و معدل آنها رابطه معنادار وجود داشته، در حالی که بین مقطع تحصیلی پاسخگویان و دانش وب ۲۰ رابطه معناداری مشاهده نشده است. نتیجهگیری: دانش دانشجویان در فناوریهای وب ۲ مطلوب نمیباشد. برنامهریزی برای آشنایی با فناوریهاینوین و ترغیب آنها و استفاده از فناوریها در فرایند یادگیری ضروری بهنظر میرسد. واژههای کلیدی: وب ۲؛ دانشگاههای علوم پزشکی؛ دانشجویان.
مریم عمیدی مظاهری، غلامرضا شریفیراد،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: امروزه بهداشت دهان و دندان یکی از معضلات بهداشتی کشور میباشد. پوسترهای آموزشی، چنانچه به صورت مناسب طراحی و به کار گرفته شوند، یکی از راههای ساده و مقرون به صرفه آموزش بهداشت میباشد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش بهداشت دهان و دندان از طریق نصب پوستر آموزشی در آسانسور و تابلو اعلانات آپارتمانها بود. روشها: پژوهش حاضر به صورت نیمه تجربی با نمونهگیری از افراد ساکن در ۱۰ مجموعه آپارتمان آسانسوردار نقاط مختلف شهر اصفهان در سال ۱۳۸۷ انجام شد (۵ آپارتمان به عنوان مورد و ۵ آپارتمان به عنوان شاهد انتخاب شدند). در مجموع ۱۲۶ نفر در این مطالعه شرکت کردند. اطلاعات مربوط به آگاهی و نگرش در زمینه بهداشت دهان و دندان، با پرسشنامه خود ایفا در دو مرحله قبل و بعد از نصب پوسترهای آموزشی جمعآوری گردید. در آپارتمانهای مورد، از پوستر آموزشی بهداشت دهان و دندان استفاده گردید. پس از یک ماه پوسترها جمعآوری گردید. پس از دو ماه مجدداً پرسشنامهها در میان تمام افراد (گروه مورد و شاهد) توزیع گردید. اطلاعات به روش آمار تحلیلی با نرمافزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافتهها: ۵/۶۲ درصد از افراد زن و ۵/۳۷ درصد مرد بودند,۴۳ درصد از آنان مدرک تحصیلی دیپلم داشتند، ۸/۲۵ درصد از نظر نمره آگاهی و ۷/۸۶ درصد از نظر نمره نگرش وضعیت نامطلوب داشتند. قبل از مداخله وضعیت آگاهی، نگرش و عملکرد افراد دو گروه تفاوت معنیداری نداشت و پس از نصب پوسترهای آموزشی وضعیت آگاهی، نگرش و عملکرد افراد گروه مورد اندکی افزایش یافت اما این افزایش از نظر آماری معنیدار نبود. نتیجهگیری: روش آموزشی به کار رفته در این پژوهش کارآیی لازم جهت ارتقا سطح آگاهی، نگرش وعملکرد افراد را نداشت. پیشنهاد میشود جهت تکمیل اثر بخشی پوسترها از سایر روشهای آموزش بهداشت نیز استفاده شود. واژههای کلیدی: پوستر آموزشی، آگاهی، نگرش، بهداشت دهان و دندان، آسانسور.
لیلا آزادبخت، صنم فرجیان، فرزانه برک، مریم میر آقاجانی، نضال صراف زادگان، احمد اسماعیل زاده،
دوره ۶، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: اگر چه مصرف گوشت قرمز با شیوع دیابت مرتبط است، اما برای نشان دادن وجود ارتباط بین دریافت گوشت قرمز و سندرم متابولیک و التهاب، اطلاعات کمی در دست است. هدف مطالعه حاضر مشخص کردن ارتباط بین دریافت گوشت قرمز، سندرم متابولیک و غلظت در گردش CRP به عنوان یک مقیاس التهاب سیستماتیک میباشد. روشها: در این مطالعه مقطعی ۴۸۲ زن معلم تهرانی با سن ۶۰-۴۰ سال مورد مطالعه قرار گرفتند و برای ارزیابی دریافت گوشت قرمز از FFQ استفاده شد. اندازههای آنتروپومتریک، فشار خون، گلوکز ناشتا خون، پروفایلهای لیپیدی و غلظت CRP پلاسما مطابق روشهای استاندارد ارزیابی شد. سندرم متابولیک به وسیله برنامه بینالمللی آموزش کلسترول راهنمای ATP III پیشنهاد شده بود. یافتهها: میانگین و خطای معیار دریافت گوشت قرمز۰/۴ ± ۹/۴۵ گرم در روز بود. بعد از کنترل آماری عوامل اغتشاشگر میانگین هندسی غلظت CRP پلاسما در بین هر یک از پنجکها ۴۶/۱، ۶۶/۱، ۷۳/۱، ۸۹/۱ و ۰۴/۲ میلیگرم در لیتر بود.* در مدلهای خام، افراد در پنجک بالای دریافت گوشت قرمز، ارتباط قویتری را از نظر وجود سندرم متابولیک در مقایسه با افرادی که در پنجک پایین قرار داشتند، نشان دادند (۰۱/۰ > p-trend، ۳۸/۴-۲۴/۱CI: %۹۵؛ ۳۳/۲: OR). این ارتباط بعد از تنظیم و تعدیل عوامل مغشوشگر نیز باقی ماند (۰۱/۰ < p-trend ۰۱/۴, ۱۸/۱:CI ۱۵/۲:OR). تعدیل CRP بر این ارتباط اثری نداشت (۰۱/۰>;p-trend ۹۸/۳- ۱۶/۱: ;CI ۰۶/۲: OR). نتیجهگیری: به طور کلی افزایش مصرف گوشت قرمز به صورت مقطعی با افزایش خطر سندرم متابولیک و التهاب ارتباط دارد. مطالعات آیندهنگر برای تأیید این یافته مورد نیاز است. واژههای کلیدی: گوشت قرمز، التهاب، سندروم متابولیک، زنان.
سمیه السادات رجایی، مریم زاهدی، نضال صراف زادگان، لیلا آزادبخت، احمد اسماعیل زاده،
دوره ۶، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: با وجود تأثیر زیاد رژیم غذایی بر سندرم متابولیک، دادههای محدودی در زمینه ارتباط دانسیته انرژی رژیم غذایی با این سندرم وجود دارد. به علاوه، با توجه به خصوصیات ویژه رژیم غذایی کشورهای خاورمیانه، بررسی ارتباط دانسیته انرژی غذایی و سندرم متابولیک در این بخش از جهان جالب توجه خواهد بود. این مطالعه به منظور ارزیابی ارتباط دانسیته انرژی رژیم غذایی با شیوع سندرم متابولیک در زنان انجام شد. روشها: دریافت معمول غذایی طی مطالعه مقطعی بر روی ۴۸۶ نفر از زنان بزرگسال تهرانی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک ارزیابی شد. دانسیته انرژی غذایی از تقسیم کل انرژی دریافتی روزانه بر کل وزن غذاهای مصرفی (gr/d) گزارش شده توسط هر فرد (به استثنای نوشیدنیها) محاسبه گردید. شاخصهای تنسنجی اندازهگیری و سطح گلوکز ناشتای پلاسما، فراسنجهای لیپیدی سرم و فشار خون ارزیابی شد. سندرم متابولیک بر طبق راهنمای Ш ATP تعریف گردید. یافتهها: میانگین دانسیته انرژی رژیم غذایی پس از تعدیل اثر انرژی kcal/g ۳۵/۰ ± ۷۷/۱ بود. پس از کنترل اثر عوامل مخدوشگر، افرادی که در بالاترین سهک دانسیته انرژی قرار داشتند، ۸۰ درصد (۱۵/۳-۱۷/۱: CI ۹۵ درصد؛ ۸۰/۱ :OR) شانس بیشتری جهت ابتلا به سندرم متابولیک داشتند. حتی پس از تعدیل اثر BMI نیز این ارتباط، معنیدار باقی ماند (۹۶/۲-۱۰/۱: CI ۹۵ درصد؛ ۵۴/۱ :OR). همچنین دانسیته انرژی غذایی بالاتر به طور معنیداری با شانس بالاتری برای چاقی شکمی (نسبت شانس بالاترین سهک در مقابل پایینترین سهک: ۲۳/۴؛ ۱۸/۷-۵۱/۲ :CI ۹۵ درصد)، سطح بالای تری گلسیرید سرمی (۹۳/۵-۳۱/۲؛ ۵۵/۳) و سطح پایین HDL-C سرم (۸۴/۲-۱۳/۱؛ ۸۰/۱) همراه بود. کنترل اثر BMI به میزان اندکی روابط را کمرنگتر نمود، ولی باز هم تمامی روابط معنیدار بودند. ارتباط کلی معنیداری بین دانسیته انرژی غذایی بالاتر و خطر فشار خون بالا یا اختلال در تحمل گلوکز، قبل و یا بعد از تعدیل اثر عوامل مخدوشگر، مشاهده نشد. نتیجهگیری: بالا بودن دانسیته انرژی رژیم غذایی به طور معنیداری با خطر بیشتر برای سندرم متابولیک و اجزای آن همراه بود. مطالعات بیشتری جهت تمرکز بر کاهش دانسیته انرژی رژیم غذایی به عنوان یک استراتژی احتمالی برای پیشگیری و درمان سندرم متابولیک نیاز میباشد. واژههای کلیدی: دانسیته انرژی، سندرم متابولیک، چاقی، عوامل خطر قلبی- عروقی، زنان.
حسین مهدی زاده، سعید کاظمی، مریم عزیزی،
دوره ۶، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: ارائه سیستمهای فناوری اطلاعات در یک سازمان همراه با ریسک بوده و با چالشهای متعددی روبهرو است. این تحقیق با هدف بررسی موانع و چالشهای فراروی استفاده از فناوریهای نوین اطلاعاتی (ICT) در دانشگاههای علوم پزشکی و به صورت موردی در دانشگاه علوم پزشکی ایلام صورت گرفته است. روشها: جامعه آماری این پژوهش، کلیه کارکنان دانشگاه علوم پزشکی ایلام میباشند که ۲۰۶ نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخته بوده است و به منظور دستهبندی موانع کاربرد فناوریهای نوین از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده گردید. یافتهها: چالشهای کاربرد ICT در دانشگاههای علوم پزشکی در هفت عامل خلاصه گردیدند: ۱. فراهم نبودن زیرساخت سختافزاری ۲. عدم راهبردهای توسعه اطلاعاتی در سازمان ۳. عدم دسترسی به برنامههای کاربردی آسان و راحت ۴. عدم توانایی کارکنان در کار با نرمافزارها و برنامههای موجود ۵. عدم باور مدیران ۶. بالا بودن هزینه تغییر از سیستمهای سنتی به سیستمهای جدید ۷. مقاومت کارکنان. نتیجهگیری: فراهم نمودن زیرساختها، تنظیم سند راهبردی توسعه اطلاعات و به کارگیری برنامههای ساده و کاربرپسند میتواند به پذیرش فناوریهای نوین اطلاعاتی در دانشگاه کمک نماید. واژههای کلیدی: فناوریهای نوین اطلاعاتی، دانشگاه علوم پزشکی ایلام، تحلیل عاملی، چالشهای به کارگیری فناوری.
مریم شکوهی، حسین فقیهیان، حشمتاله نورمرادی،
دوره ۶، شماره ۵ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: سیلیکا آئروژل، ذرات نانو متخلخل از سیلیکا بوده، سبکترین ماده جامد مصنوعی میباشد. از ویژگیهای بارز این ماده، مساحت سطح بالا ( m۲.g-۱۱۵۰۰)، دانسیته کم (g.cm-۳۰۳/۰ <) و میزان تخلخل بالا (۹۹ درصد) میباشد. در این پژوهش، سیلیکا آئروژل به عنوان جاذب کاتیونهای فلزات سنگین از محلولهای آبی، مورد بررسی قرار گرفت. روشها: سیلیکا آئروژل به روش سل ژل سنتز شد و سطح آن توسط آمینو پروپیل تری اتوکسی سیلان اصلاح شد. سیلیکا آئروژل اصلاح سطح شده با روشهای SEM و BET مطالعه شد. سپس، توانایی آن در جذب کاتیونهای Pb۲+، Cd۲+، Zn۲+ و Ni۲+ بررسی شد. در نهایت پارامترهای مؤثر بر جذب از جمله pH برابر (۱۲-۲)، زمان تماس (۴۸-۰ ساعت)، میزان جاذب (۵/۱-۰ گرم) و غلظت فلزات (۵۰۰-۰ میلیگرم بر لیتر) مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: جذب بهینه برای تمام کاتیونها در pH برابر ۶ و برای کادمیوم در pH برابر ۸ رخ داد. زمان تماس بهینه نیز برای جذب تمام کاتیونهای مورد مطالعه برابر ۲۴ ساعت بود. بررسی ایزوترمهای Langmuir و Freundlich نشان داد که دادههای به دست آمده از کاتیونهای مورد بررسی با هر دو ایزوترم مطابقت دارد. بالاترین ظرفیت جذبی جاذب به ترتیب g ۴۵/۴۵، g ۷۱/۳۵، g ۰۰/۴۰ و g ۴۸/۳۴ از کاتیونهای Pb۲+، Cd۲+، Ni۲+ و Zn۲+ بر mg جاذب به دست آمد. نتیجهگیری: به طور کلی نتایج حاصل از آزمایشات انجام شده حاکی از توانایی بالای جذب کاتیونهای Pb۲+، Cd۲+، Ni۲+ و Zn۲+ توسط سیلیکا آئروژل اصلاح سطح شده با آمینو پروپیل تری اتوکسی سیلان بود؛ به طوری که میتوان از آن در تصفیه آب و فاضلابهای صنعتی و شهری استفاده کرد. واژههای کلیدی: سیلیکا آئروژل اصلاح شده، جذب، فلزات سنگین، ایزوترم جذب.
حسین مهدی زاده، مریم عزیزی، فرخ لقا جمشیدزاده،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: هوش هیجانی یک مهارت اجتماعی است و شامل درک احساسات خود برای تصمیمگیری مناسب و همچنین کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد میباشد. این پژوهش به روش توصیفی و با هدف بررسی وضعیت هوش هیجانی دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی غرب کشور و مقایسه وضعیت هوش هیجانی در بین دانشجویان دختر و پسر این دانشگاهها صورت گرفت. روشها: جامعه آماری این مطالعه، کلیه دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی غرب کشور بودند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی- طبقهای، تعداد ۳۰۳ نفر از آنها به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. برای جمعآوری دادهها از آزمون هوش هیجانی بار- ان استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد فراوانی ساده، میانه، میانگین و انحراف استاندارد و برای سنجش فرضیات از آزمون ناپارامتریک من ویتنی یو استفاده شد. یافتهها: نتایج این تحقیق حاکی از این است که ۲/۸۳ درصد از پاسخگویان در حد زیاد و خیلی زیادی دارای حس همدلی و درک احساس دیگران بودند. اکثر پاسخگویان (۵/۶۳ درصد) در برخورد با تغییرات و موقعیتها در حد متوسطی دارای انعطافپذیری بودند. همچنین میزان برخی از مؤلفههای هوش هیجانی از قبیل حل مسأله، استقلال، خودآگاهی هیجانی، خوشبینی و همدلی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنیدار وجود داشت. نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که میزان هوش هیجانی دانشجویان و به خصوص دانشجویان دختر در زمینه مؤلفهها و خرده آزمونهای کنترل تکانش، انعطافپذیری، واقعگرایی، تحمل فشار روانی و خودابرازی در حد متوسط میباشد. پیشنهاد میشود که در قالب آموزش مهارتهای زندگی، سعی گردد هوش هیجانی دانشجویان در زمینه مؤلفههای فوق پرورش یابد. واژههای کلیدی: هوش هیجانی، دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی، سلامت روان، آزمون بار- ان.
مهدی تذهیبی، لیلا قادری نانسا، مریم تیرانی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: برقراری تعادل بین هزینه بخشی و ارایه مراقبت با کیفیت به بیماران، یک چالش مداوم برای سیستمهای مراقبت سلامت مدرن است. پذیرش مجدد نه تنها تأثیر منفی روی کیفیت زندگی بیمار و خانوادهاش دارد، بلکه اثرات اقتصادی نامطلوبی نیز روی سیستم ارایه مراقبت سلامت دارد. بدین منظور علل مراجعات مجدد بیماران بستری به بیمارستان الزهرا تعیین گردید.روشها: این مقاله حاصل مطالعهای مقطعی بر روی پروندههای بیماران بستری است که در نیمه اول سال ۱۳۸۵ در بیمارستان الزهرا پذیرش شدند و طی یک ماه بعد از ترخیص دوباره به همان بیمارستان پذیرش داشتند. تعداد ۱۶۱ پرونده مراجعه مجدد داشتند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS انجام گردید، که از آزمونهای کای دو و من ویتنی استفاده شد.یافتهها: علل عمده مراجعه مجدد به بیمارستان الزهرا به شرح ذیل است: تکمیل درمان ۶/۳۶ درصد، عود بیماری ۵/۲۰ درصد، بیماری جدید ۱۸ درصد، لغو عمل جراحی۶/۵ درصد، عوارض عمل جراحی ۳/۴ درصد، درمان ناقص ۳/۴ درصد، عفونت ۱/۳ درصد، شکست درمان ۵/۲ درصد، عفونت بعد ازعمل۵/۱ درصد، ترخیص بامیل شخصی ۲/۱ درصد، تشخیص نادرست ۲/۱ درصد.نتیجهگیری: عوامل متعددی در پذیرش مجدد بیماران به بیمارستان میتواند دخیل باشد که عمدهترین آنها را میتوان در سه حیطه عوامل مربوط به شخص بیمار، عوامل بالینی وعوامل بیمارستانی نام برد.واژههای کلیدی: پذیرش مجدد، علل بستری، بیمار بستری.
مهری رجالی، مریم هادیپور، حسین مولوی وردنجانی،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
چکیدهمقدمه: با نظر به آنچه در ارتباط با اهمیت موضوع بیماری آنفلوآنزای (H۱N۱) A مطرح است و نیز اهمیت موضوع انتخاب روش آموزشی، مقاله حاضر تأثیر روش تدریس کارگاهی را در ارتباط با موضوع بیماری نوپدید همهگیری دهنده آنفلوآنزای نوع A مورد بررسی قرار داد.روشها: این مطالعه نیمه تجربی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی ۸۹-۱۳۸۸ انجام شد. ۶۷ نفر از دانشجویان دانشکده بهداشت در مقطع کارشناسی با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه خودایفای کشوری مقابله با همهگیری آنفلوآنزا بود. برای تحلیل نتایج از نرمافزار SPSS و روشهای آماری توصیفی و آزمونهای آماری استفاده گردید.نتایج: روش تدریس کارگاهی تأثیر معنیداری بر افزایش آگاهی دانشجویان نسبت به بیماری آنفلوآنزای نوع A داشت (۰۵/۰ > P). دانشجویان دختر و پسر از نظر میزان آگاهی پس از آموزش به روش کارگاهی، اختلاف معنیدار داشتند (۰۵/۰ > P).نتیجهگیری: روش تدریس کارگاهی بر اساس آنچه در این مطالعه به اجرا در آمد، میتواند منجر به افرایش کافی در آگاهی دانشجویان در ارتباط با بیماریهای عفونی مسری و همهگیر شود.واژههای کلیدی: آنفلوآنزای نوع A، روش تدریس کارگاهی، آگاهی، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
مریم سادات میرآقاجانی، احمد اسماعیلزاده،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
: مقدمه: امروزه سرطان به عنوان یک مشکل عمده سلامت و یکی از علل اصلی مرگ و میر در جهان مطرح است. شیوه زندگی و عادات غذایی، از علل عمده افزایش سرطان میباشد. نوشیدنیهای شیرین با توجه به اثراتشان بر هایپر گلیسمی، هایپر انسولینمی، کاهش حساسیت انسولینی و چاقی و ارتباط احتمالی آنها با سرطان، مورد توجه محققین قرار گرفتهاند. با توجه به نبود مطالعه مروری در زمینه ارتباط بین مصرف نوشیدنیهای شیرین و خطر ابتلا به سرطان، هدف مطالعه حاضر بررسی این ارتباط میباشد.روشها: به منظور بررسی مطالعات انجام شده در زمینه ارتباط مصرف نوشیدنیهای شیرین و ابتلا به سرطان، از جستجو در PubMed و Scirus استفاده شد.یافتهها: در اغلب مطالعات آیندهنگر انجام شده، ارتباط یا ارتباط معنیدار بین مصرف نوشیدنیهای شیرین و خطر ابتلا به سرطان مشاهده نشد. در حالی که در اغلب مطالعات مورد شاهدی، مصرف نوشیدنیهای شیرین با افزایش خطر نسبی ابتلا به سرطان همراه بود. در یک مطالعه حیوانی نیز مصرف کولا با افزایش بروز آدنومای پانکراس همراه بود.نتیجهگیری: بر پایه یافتههای حاصل از مطالعات انجام شده، به نظر میرسد که مصرف نوشیدنیهای شیرین به دلیل محتوای بالای کالری و قند ساده ممکن است موجب افزایش وزن، چاقی و مقاومت انسولینی در افراد گردد و احتمال خطر ابتلا به سرطان را افزایش دهد.واژههای کلیدی: نوشیدنی های شیرین، سرطان، پانکراس، نوشابه ها