<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله تحقیقات نظام سلامت </title>
<link>http://hsr.mui.ac.ir</link>
<description>مجله تحقیقات نظام سلامت - مقالات نشریه - سال 1391 جلد8 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/2/12</pubDate>

					<item>
						<title>اثر نمایه گلایسمیک رژیم غذایی بر عملکرد ورزشی ورزشکاران</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=374&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از عوامل تأثیرگذار بر موفقیت و افزایش عملکرد ورزشی ورزشکاران، کیفیت و کمیت کربوهیدرات رژیم غذایی است. بنابراین، نقش GI (Glycemic index) در مطالعات متعدد، به منظور بررسی انواع مختلف کربوهیدرات های مصرفی مورد بررسی قرار گرفته است و اثرات آن در کاهش یا بهبود عملکرد ورزشی نشان داده شده است. هدف از انجام این مطالعه مروری بر مطالعات جدید انجام شده در زمینه اثر مصرف کربوهیدرات های مصرفی با شاخص های گلایسمیک متفاوت بر عملکرد ورزشی است. جستجوی انجام شده در بانک اطلاعاتی PubMed با استفاده از کلمات کلیدی Exercise و GI و بین فاصله سال های 2010-1990 در نمونه های انسانی انجام شد. نتایج مصرف کربوهیدرات های با شاخص گلایسمیک پایین در قبل از ورزش بر بهبود عملکرد ورزشکاران ضد و نقیض بود. همچنین مصرف مقدار کربوهیدرات مصرفی در طول ورزش، به عنوان عامل اثرگذارتری نسبت به وعده غذایی قبل از ورزش بر عملکرد ورزشی عنوان شد. اثر شاخص گلایسمیک بالا بر بازسازی ذخایر گلیکوژن پس از ورزش به صورت یکنواخت در مطالعات اثبات شد. مصرف کربوهیدرات های با نمایه گلایسمیک بالا در حین ورزش و پس از آن بر بهبود عملکرد ورزشکاران همسو است. بنابراین به نظر می رسد که بیشتر مطالعات آینده در این خصوص باید اثر چنین رژیم های را در قبل از ورزش مورد آزمون قرار دهند. واژه های کلیدی: ورزش، نمایه گلیسمیک، کربوهیدرات، ورزشکار</description>
						<author> نفیسه شکری مشهدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات باقی‌مانده نانولوله‌های کربنی مورد استفاده در تصفیه فاضلاب بر روی سلامتی انسان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=373&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از آن جا که تولید فاضلاب سال به سال افزایش می یابد و نیز به دلیل تنوع آلاینده های موجود در آن، روش های مؤثر و پیشرفته ای برای تصفیه آن مورد نیاز است. یکی از موادی که در سال های اخیر به صورت رو به رشد برای تصفیه فاضلاب استفاده می شود، نانولوله های کربنی است. تماس با باقیمانده این مواد (مشابه باقی مانده مواد شیمیایی) که در اثر بلع آب، تنفس و تماس پوستی در طول فعالیت های معمول در خانه (نظیر حمام کردن و پخت و پز) صورت می گیرد، ممکن است اثرات نامطلوب زیادی بر سلامت انسان گذارد. علیرغم اثرات بالقوه نانولوله های کربنی بر سلامتی انسان و محیط زیست و همچنین کاربرد بسیار زیاد این مواد، اطلاعات در مورد سمیت آن ها در آب آشامیدنی بسیار کم است. هدف از این مطالعه، پوشش اثراتی است که باقیمانده این مواد در آب آشامیدنی بر روی سلامت انسان می گذارد. واژه های کلیدی: تصفیه فاضلاب، نانولوله های کربن، اثر بر سلامتی انسان. &amp;nbsp;</description>
						<author> زهرا نوری مطلق</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مروری بر انواع خودکشی از دیدگاه سلامت</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=371&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>خودکشی یکی از پیچیده ترین جنبه های زندگی انسان می باشد که تمامی ابعاد و زوایای آن به درستی شناخته نشده است. با توجه به اهمیت موضوع و از آن جایی که شناخت دقیق انواع خودکشی می تواند در پیش گیری از این پدیده کمک نماید، در مقاله حاضر سعی شده است تا طبقه بندی جدیدی از انواع خودکشی از دیدگاه سلامت مورد بحث قرار گیرد. بر این اساس، خودکشی به انواع تک نفره، دو نفره، دسته جمعی، کمک شده، مأموریتی و تجمع خودکشی تقسیم گردیده و خصوصیات هر یک در متن مقاله شرح داده خواهد شد.</description>
						<author> محسن رضائیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آلودگی میکروبی دکمه‌‌‌های آسانسور در دانشکده‌های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=372&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کنترل میکروارگانیسم ها در سطوح مختلف در محیط های صنعتی و مسکونی به لحاظ اشاعه بیماری های عفونی از نگرانی های اصلی می باشد. هدف این مطالعه، بررسی آلودگی باکتریایی دکمه های آسانسور در دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در تابستان 1390 است.&amp;nbsp; روش ها: این تحقیق به صورت توصیفی مقطعی صورت گرفت. پس از نمونه برداری از سه محیط کشت TSB، EMB (Environmental Management Bureau) و بلادآگار استفاده شد و در مرحله بعد، کشت در مراحل تکمیلی ادامه داشت. یافته ها: حضور باکتری های انتروباکتر، سراتیا، انتروباکتر هافنیا و استافیلوکوک مشاهده شد. آسانسورهای دانشکده دندانپزشکی 100 درصد آلوده به این باکتری ها بودند که با عنایت به اقتضای فعالیت های افراد در این محیط ها، مواد و زائدات تولیدی قابل انتظار است. نمونه های گرفته شده از دانشکده مدیریت و پزشکی نیز 60 درصد آلوده به این باکتری ها بودند. آلودگی در بقیه دانشکده ها، 30 درصد بود. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که در دانشکده  های دارای آزمایشگاه به خصوص آزمایشگاه ها و پایلوت های بیولوژیکی، آلودگی و تنوع باکتریایی بیشتر است. در این میان باکتری های گرم منفی حضورشان محتمل تر است و باکتری های گرم مثبت در این سطوح فلور پوستی هستند. آلودگی و تنوع میکروبی در دکمه های آسانسور وجود داشت و در صورت عدم توجه به بهسازی محیط و رعایت بهداشت فردی، احتمال افزایش آلودگی در این اماکن وجود دارد. از این رو توجه جدی، آگاه سازی و آموزش عمومی ضروری است. &amp;nbsp; واژه های کلیدی: آلودگی، باکتری، عفونت، بهداشت محیط</description>
						<author> امیر محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط شاخص توده بدنی و حاملگی ناخواسته در زنان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=370&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: رشد جمعیت ایران در دو دهه اخیر چنان افزایش یافته است که در مقاطعی به رشد انفجاری رسیده است. اکنون پیامدهای این رشد جمعیت به خوبی محسوس است و در آینده هم مدت ها ادامه خواهد یافت. روش های مختلفی برای تنظیم خانواده وجود دارد و یکی از مشکلاتی که در این زمینه وجود دارد، حاملگی ناخواسته با وجود استفاده از قرص های پیشگیری از بارداری است. با وجود تعداد بالای بارداری های مرتبط با مصرف قرص های ضدبارداری، بررسی ها برای ریسک فاکتورهای بیولوژیک دخیل در نارسایی این روش محدود است. یکی از ریسک فاکتورهای ممکن وزن بدن می باشد. با توجه به شیوع روز افزون چاقی در زنان و با توجه به این که مطالعات در این زمینه ناکافی است، بررسی هایی در این زمینه ضروری است. روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی&amp;ndash; تحلیلی گذشته نگر است که بر روی 202 زن در سنین باروری با میانگین سنی 30 سال صورت گرفت. به طوری که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای از بین 49 مرکز بهداشتی درمانی شهرستان لنجان، 20 مرکز انتخاب شد. در هر مرکز 20 پرونده به طور تصادفی انتخاب شد. سپس اطلاعات لازم شامل خواسته یا ناخواسته بودن حاملگی، سن، تحصیلات، تعداد زایمان ها، فاصله بین فرزندان، شاخص توده بدنی و مدت زمان استفاده از قرص های ضدبارداری از طریق مصاحبه با افراد و مشاهده پرونده افرادی که شرایط ورود به مطالعه را داشتند، تکمیل گردید. اطلاعات توسط نرم افزار SPSS و آزمون آماری رگرسیون لجستیک آنالیز گردید و نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در بین افرادی که از قرص استفاده کردند و باردار شدند، 1/82 درصد حاملگی خواسته و 9/17 درصد حاملگی ناخواسته داشتند. از نظر شاخص توده بدنی 1/1 درصد از این زنان BMI (Body mass index) کمتر از 5/18 داشتند که لاغر محسوب می شدند. 56/39 درصد از نظر وزنی طبیعی بودند. 8/47 درصد دارای اضافه وزن و 5/11 درصد چاق بودند. از نظر مدت زمان استفاده از قرص های ضدبارداری 4/39 درصد کمتر از 12 ماه و 5/18 درصد بالای 49 ماه استفاده کردند. آزمون t-test نشان داد که میانگین شاخص توده بدنی قبل از بارداری و زمان بارداری در افرادی که حاملگی ناخواسته داشتند به طور معنی داری بیشتر است (004/0 = P و 008/0 = P). نتیجه گیری: با توجه به نتیجه به دست آمده و عوارض حاملگی ناخواسته که شامل افزایش مرگ و میر مادر و جنین، ناهنجاری در جنین، سقط ناسالم و غیر بهداشتی می باشد، توجه به تغییر روش پیشگیری از بارداری یا تغییر دوز قرص های ضدبارداری در زنان چاق ضروری به نظر می رسد. واژه های کلیدی: اضافه وزن، چاقی، حاملگی ناخواسته، قرص های ضدبارداری، روش های هورمونی پیشگیری از بارداری</description>
						<author> ام البنین کافشانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی گونه‌های میکروبی هوازی تجزیه‌کننده بی‌فنیل‌های چند کلره</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=368&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بی&amp;rlm;فنیل&amp;rlm;های چند کلره PCBs (Polychlorinated biphenyl)، گروهی از ترکیبات آروماتیک مصنوعی هستند که شامل دو حلقه بنزن و دارای یک تا ده اتم کلر هستند. وجود این ترکیبات در محیط زیست به دلیل سمیت، پایداری و همچنین خاصیت تجمع بیولوژیکی برای سلامتی مخاطره آمیز است و بایستی قبل از تخلیه به محیط زیست تصفیه شوند چرا که باعث آلودگی آب&amp;rlm;، خاک و هوا خواهند شد. تجزیه میکروبی PCBs به عنوان یکی از روش&amp;rlm;های مقرون به صرفه و کارامد برای حذف این ترکیبات از محیط مورد توجه است. هدف از این مطالعه شناسایی گونه&amp;rlm;های میکروبی هوازی تجزیه کننده PCBs می&amp;rlm;باشد. روش&amp;rlm;ها: این مطالعه با استفاده از راکتور SBBR (Sequencing batch biofilm reactor) در مقیاس آزمایشگاهی انجام شد. داخل راکتور از فوم (Polyurethane) به عنوان مدیا استفاده شد. فاضلاب سنتتیک مورد استفاده جهت تغذیه راکتور شامل سوبستره کمکی (استون به عنوان حلال برای ترکیب PCBs)، سوبستره اصلی شامل روغن ترانسفورماتور حاوی PCBs به عنوان منبع کربن و همچنین میکروالمنت&amp;rlm;ها بود. پس از دستیابی به جمعیت میکروبی کافی و گذراندن مراحل سازگاری میکروارگانیسم&amp;rlm;ها با ترکیبات PCBs، مراحل شناسایی گونه&amp;rlm;های میکروبی تجزیه کننده PCBs با تعیین توالی ژن 16SrRNA باکتری های جداسازی شده انجام شد. یافته&amp;rlm;ها: تعیین توالی ژنی باکتری&amp;rlm;های جداسازی شده نشان داد که گونه&amp;rlm;هایRhodococcus ، Pseudomonas، Pseudoxanthomonas، Agromyces و Brevibacillus باکتری&amp;rlm;های غالب تجزیه کننده ترکیبات PCBs در مطالعه حاضر هستند.&amp;nbsp; نتیجه&amp;rlm;گیری: ترکییبات PCBs با وجود دارا بودن خواص پایداری شیمیایی و سمیت می توانند توسط بعضی از میکروارگانیسم&amp;rlm;ها تحت شرایط هوازی یا بی هوازی تجزیه شوند و یا حداقل به کانجنرهای دارای کلر کمتر تبدیل شوند. بر اساس نتایج، پنج گونه باکتریایی که توانایی تجزیه روغن های ترانسفورماتور حاوی ترکیبات PCB را دارا هستند، شناسایی گردیدند. واژه&amp;rlm;های کلیدی: PCBs، تجزیه بیولوژیکی، هوازی، باکتری &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;</description>
						<author> بی بی فاطمه نبوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین پروفایل لیپیدها و آپولیپو پروتئین‌های سرم در دانش‌آموزان دختر مدارس ابتدایی شهرستان خمینی‌شهر در مقایسه با مقادیر مرجع و وضعیت تغذیه‌ای آن‌ها</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=369&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه:تغییر در میزان چربی ها، لیپو پروتئین ها و آپولیپوپروتیئن های سرم می تواند به عنوان یک عامل خطر قوی برای بیماری های قلبی- عروقی محسوب شود (2، 1). مطالعه حاضر به بررسی سطح لیپیدها و آپولیپوپروتئین های سرم در دختران مدارس ابتدایی شهرستان خمینی شهر پرداخت تا عواملی که دانش آموزان در حال حاضر و یا احتمالاً در آینده در معرض خطر ابتلا به افزایش چربی خون و ناراحتی های قلبی- عروقی قرار خواهد داد، شناخته شود.روش ها: صد نفر از دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی شهرستان خمینی شهر به طور تصادفی انتخاب شدند. در حالت ناشتا از آن ها نمونه خون گرفته شد. فرم اطلاعات شخصی، فرم موافقت شرکت در تحقیق و پرسش نامه یادآمد 24 ساعته برای سه روز (دو روز کاری و یک روز تعطیل) به والدین دانش آموزان داده شد که تکمیل کنند. سپس پرسش نامه ها تجزیه و تحلیل آماری شدند. مقادیر کلسترول تام، HDLc،TG (Triglyceride) و LDLc به روش آنزیمی و مقادیر 1APOA و 100APOB به روش ایمینوتوربیدومتری اندازه گیری شد. نتایج با مقادیر مرجع و وضعیت تغذیه ای مقایسه گردید.یافته ها: میانگین کلسترول تام (402/0 = P) و میانگین 1APOA (162/0 = P) با میانگین مرجع تفاوت معنی دار نداشت. میانگین TG (0001/0 = P)، HDLc (001/0 = P) و 100APOB (001/0 = P) به صورت معنی داری بالاتر از مقدار مرجع بود. میانگین LDLc (023/0 = P) به صورت معنی داری پایین تر از مقدار مرجع بود. بین پروتئین دریافتی از طریق غذا و مقدار 100APOB رابطه معنی دار و معکوس وجود داشت (212/0- = r، 034/0 = P). بین کلسترول دریافتی از طریق غذا و مقدار 1APOA رابطه معنی دار و مستقیم وجود داشت (250/0 = r، 012/0 = P). بین کربوهیدرات، فیبر و چربی های دریافتی از طریق غذا با متغیرهای مورد مطالعه رابطه معنی دار وجود نداشت.نتیجه گیری: مقدار کلسترول تام در این دانش آموزان نرمال بود که با نتایج تحقیقات دیگر که در آمریکا و ژاپن روی بچه ها انجام شده بود، هماهنگی داشت. پس مصرف چربی های جانوری را برای آن ها محدود نمی شود و در حد نیاز باید مصرف کنند. مقدار TG در این دانش آموزان بالاتر از مقدار مرجع بود چرا که 50 درصد انرژی آن ها از کربوهیدرات تأمین شده بود. پس مقدار TG آن ها نرمال باشد اما به علت مصرف زیاد کربوهیدرات تری گلیسیرید آن ها بالا بود . بنابراین توصیه می شود غذاهای دریایی و کربوهیدرات های پیچیده، سبزیجات و میوه جات را بیشتر مصرف کنند.کاهش مقدار LDLC در این بچه ها به علت افزایش فعالیت فیزیکی و افزایش مصرف پروتئین های گیاهی نسبت به پروتئین های جانوری است. TG و HDLC رابطه معکوس با هم دارند. در این تحقیق با بالا بودن مقدار TG انتظار می رفت که مقدار HDLC پایین باشد که نتایج عکس این مطلب را تأیید کرد. بالا بودن مقدار HDLC به دلیل فعالیت فیزیکی زیاد در بچه هاست چرا که در یک منطقه نیمه روستایی هستند. بالا بودن مقدار HDLC و نرمال بودن مقدار 1APOA به دلیل افزایش مقدار 2HDL در مقایسه با 3HDL است که در پیشگیری از بیماری های قلبی- عروقی بازدارنده تر هستند. با توجه به کاهش LDLC و افزایش مقدار 100APOB به نظر می رسد که ذرات LDLC از نوع ذرات تیپ B کلسترول باشد؛ یعنی LDLC با سایز کوچک که آتروژن است و نفوذپذیری بیشتری به درون عروق خونی دارد. از طرف دیگر افزایش TG باعث افزایش 100APOB می باشد. هیچ ارتباط معنی داری بین کربوهیدرات، فیبر و چربی های دریافتی از طریق غذا با متغیرهای مورد مطالعه وجود نداشت.&amp;nbsp;</description>
						<author> پریناز شهسواری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط سلامت عمومی با اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=366&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اینترنت یکی از منابع مهم جهت دسترسی به متون علمی در دانشگاه های علوم پزشکی محسوب می شود و دانشجویان، از آن جهت برآوردن اهداف حرفه ای و شخصی خود استفاده می کنند. با توجه به این که میزان بروز و شیوع اعتیاد به اینترنت در این گروه در حال افزایش است، این مطالعه با هدف، تعیین ارتباط سلامت عمومی با اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1389 انجام گرفت. روش ها: در این مطالعه مقطعی، 123 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به صورت تصادفی انتخاب شدند. از دو پرسش نامه سنجش سلامت عمومی و اعتیاد به اینترنت Yang جهت جمع آوری داده ها استفاده گردید. در نهایت امتیازهای افراد به دو دسته مساوی و پایین تر از 49 و بالاتر از 50 تقسیم شد که به ترتیب نشان دهنده وضعیت کاربران به صورت عادی و کاربران معتاد می باشد. اطلاعات گرد آمده توسط نرم افزار 16SPSS و آزمون های Independent t-test و kruskal-Walis مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: 5/80 درصد دانشجویان نرمال و 5/19 درصد اعتیاد خفیف داشتند. میانگین سلامت جسمی، اختلال در عملکرد اجتماعی، اضطراب و افسردگی در گروه معتاد به اینترنت به ترتیب 77/3 &amp;plusmn; 28/15، 16/4 &amp;plusmn; 69/15، 40/4 &amp;plusmn; 67/10 و 21/6 &amp;plusmn; 42/7 به دست آمد. بین ابعاد سلامت عمومی در هر دو گروه رابطه آماری معنی داری مشاهده شد (01/0 &gt; P). نتیجه گیری: با توجه به تأثیر اعتیاد به اینترنت بر ابعاد سلامتی دانشجویان، نظارت و کنترل بر استفاده از اینترنت در دانشجویان دانشگاه و همچنین آگاه سازی آنان از اثرات مخرب استفاده ناصحیح از اینترنت ضروری به نظر می رسد. واژه های کلیدی: اعتیاد به اینترنت، سلامت عمومی، دانشجو &amp;nbsp;</description>
						<author> آسیه پیرزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجربیات و دیدگاه‌های زنان و متخصصان زنان و زایمان در خصوص انتخاب روش زایمان: یک مطالعه کیفی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=367&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: طبق توصیه سازمان بهداشت جهانی محدوده قابل قبول برای سزارین تنها 15-10 درصد از کل زایمان های انجام شده می باشد (1). افزایش میزان سزارین از این محدوده می تواند سبب افزایش مرگ و میر و عوارض در مادران و نوزادان گردد. آمارهای به دست آمده از استان ها و شهرهای ایران بیان گر رشد روزافزون سزارین های غیر ضروری در ایران می باشند.روش ها: در این مطالعه کیفی به بررسی نظرات تعدادی از مادرانی که تحت عمل جراحی سزارین انتخابی و اورژانسی قرارگرفته بودند (در بیمارستان مهر اهواز، بیمارستان امام خمینی و بیمارستان رازی) و همچنین جمعی از متخصصین زنان و زایمان شهر اهواز و ماه شهر، پرداخته شد. مصاحبه های نیمه ساختار یافته تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آنالیز محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: مادرانی که به درخواست خودشان تحت عمل سزارین قرار گرفته بودند، به دلیل ترس از زایمان طبیعی به سمت سزارین گرایش پیدا کرده اند و سزارین را روش بی درد و بی خطری برای خود و نوزادشان می دانستند. در مقابل مادرانی که به صورت اورژانسی عمل سزارین انجام داده بودند، این روش را از دوران بارداری به عنوان روش ارجح پذیرفته بودند و درد آن  را مقطعی دانسته بودند و بهبودی سریع تر پس از زایمان طبیعی را مزیت مهم آن می دانستند. پزشکان نیز تمایل بیمار و همکاری وی را به عنوان فاکتور اثرگذار ذکر نمودند. در کنار آن به مسایل قانونی و امنیتی، بعد مالی و اهمیت زمان اشاره نمودند.نتیجه گیری: مطابق نتایج این بررسی، برای ترغیب مادران به انجام زایمان طبیعی نیاز است که در دوران بارداری آمادگی های لازم فیزیکی و روانی در آنان ایجاد شود. &amp;nbsp;همچنین به خطرات سزارین و در مقابل مزیت های زایمان آگاهی یابند، تا در نهایت انتخاب بهتری بنمایند. از طرف دیگر مسؤولین به رفع نقایص و ایجاد شرایط مناسب جهت انجام زایمان طبیعی در زایشگاه ها توجه کافی نمایند.واژه های کلیدی: سزارین، زایمان طبیعی، مطالعه کیفی</description>
						<author> عفت درویشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مؤثر بر رضایت شغلی کارکنان بیمارستان‌های آموزشی- درمانی شهر همدان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=365&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: موفقیت هر سازمان بستگی به تلاش و رضایت شغلی کارکنان آن دارد. هدف از انجام این مطالعه تعیین عوامل مؤثر بر رضایت مندی شغلی پرسنل بیمارستان های آموزشی- درمانی شهر همدان بود. روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی و از نوع مقطعی (Cross-sectional) بود که بر روی 350 نفر از کارکنان پنج بیمارستان آموزشی- درمانی شهر همدان با نمونه گیری طبقه بندی تصادفی انجام گرفت. اطلاعات به وسیله پرسش نامه استاندارد به صورت خود گزارش دهی جمع آوری شد. داده ها در نرم افزار آماری 13SPSS و با بهره گیری از آزمون های آماری 2&amp;chi;، Independent t-test، ضریب همبستگی Pearson و Linear regression analyzes مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: از نظر رضایت شغلی 5/6 درصد به طور کامل ناراضی، 9/59 درصد ناراضی، 9/30 درصد راضی و 7/2 درصد به طور کامل راضی بودند. Linear regression analyzes نشان داد که فاکتورهای سرپرستی، ماهیت کار و حقوق به میزان بیشتری در میزان رضایت شغلی به طور کلی نقش داشته اند. همچنین بین افزایش سن، سابقه کاری و کاهش رضایت شغلی رابطه آماری معنی داری دیده شد (05/0 = P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که توجه به موضوع سرپرستی در سازمان همراه با ایجاد جوی مناسب در محیط کار و همچنین تلاش برای برطرف کردن مشکلات اقتصادی کارکنان در افزایش رضایت شغلی آنان مؤثر می باشد. واژه های کلیدی: رضایت شغلی، پرسنل بیمارستان، سرپرستی</description>
						<author> یداله حمیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی پتانسیل خورندگی و یا رسوب‌گذاری در منابع تأمین، مخزن و شبکه توزیع آب شهر کیان (استان چهارمحال و بختیاری) با استفاده از دو شاخص لانژلیه و رایزنر</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=364&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: خوردگی را می توان به عنوان انهدام یک فلز طی یک واکنش شیمیایی تعریف کرد. به بیان دیگر خوردگی، اندازه گیری تهاجم آب در لوله ها و تجهیزات زنگ زده می باشد. در گذشته همه تحقیقات بر روی نشت و خسارت اقتصادی حاصل از خوردگی متمرکز شده است. در حال حاضر علاوه بر جنبه های اقتصادی، جنبه های بهداشتی و زیباشناختی ناشی از پدیده خوردگی نیز مدنظر قرار گرفته است. این تحقیق با هدف تعیین میزان استعداد خورندگی منابع آب شرب شهری با استفاده از روش های محاسباتی انجام گرفت. سیستم آب رسانی شهر کیان در استان چهارمحال و بختیاری به عنوان الگو انتخاب شد.روش ها: با در نظر گرفتن تراکم جمعیت، مساحت منطقه و نقشه آب رسانی شهرک، تعداد 7 نقطه جهت انجام نمونه برداری تعیین گردید. عملیات نمونه برداری و پس از آن آنالیزهای آزمایشگاهی انجام شد. پارامترهای درجه حرارت، سختی کلسیم، قلیاییت، کل جامدات محلول و pH اندازه گیری شد و اندیس های خورندگی محاسبه گردید. علاوه بر این، پارامترهای CO2، یون سولفات و کلراید نیز که در میزان خورندگی مؤثر می باشند، اندازه گیری شد. کلیه آزمایش ها بر اساس کتاب روش های استاندارد جهت آزمایش ها آب و فاضلاب چاپ بیستم صورت گرفت. یافته ها: کلیه پارامترهای مؤثر در براورد شاخص های خورندگی به استثنای میزان متوسط دما و pH، خارج از حدود استاندارد بودند. محاسبات مربوط به اندیس های خورندگی لانژلیه و رایزنر نشان داد که میزان متوسط خورندگی به ترتیب برابر 68/0- و 52/8 بود. این ویژگی به تدریج در طول شبکه افزایش یافت. همچنین بیشترین میزان اندیس های خورندگی مربوط به فصول پاییز و زمستان بود. نتایج حاصل از انجام آنالیزهای آماری نشان داد که 72 درصد از نمونه هایی که از نظر شاخص لانژلیه در رده خوردگی جزیی قرارگرفتند، از نظر شاخص رایزنر در رده خوردگی شدید قرار می گیرند.بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آب شهرک کیان دارای خورندگی (با شرایط جزیی تا شدید) می باشد. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که در راستای تصمیم گیری جامع تر و دقیق تر، بهتر است از دو شاخص خورندگی لانژلیه و رایزنر به همراه یکدیگر استفاده شود. لازم به ذکر می باشدکه کاربرد این روش ها در مقایسه با روش های دیگر از سادگی بیشتری برخوردار می باشد.</description>
						<author> فهیمه تیموری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کاربرد فرایندهای انعقاد و اسید کراکینگ در بهبود قابلیت تجزیه بیولوژیکی فاضلاب صنعت روغن‌کشی زیتون</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=362&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: فاضلاب صنعت روغن زیتون بسته به محتویات شیمیایی و مواد آلی مقاوم به تجزیه بیولوژیکی است. به علت وجود ترکیبات بازدارنده فنولی، سمیت برای میکروارگانیسم ها در واحدهای تصفیه فاضلاب شهری، بوی نامطبوع، COD (Chemical oxygen deman) و BOD (Biochemical oxygen demand) بالا، جامدات معلق بالا، ترکیبات مقاوم به تجزیه بیولوژیکی، تهدیدی برای منابع آب سطحی و زیرزمینی محسوب می گردد. هدف از این مطالعه نیز، تعیین کارایی فرایندهای تلفیقی انعقاد و اسید کراکینگ جهت کاهش بار آلودگی و بهبود قابلیت تجزیه پذیری بیولوژیکی فاضلاب روغن زیتون بود. روش ها: این مطالعه در مقیاس آزمایشگاهی و به صورت ناپیوسته بر روی فاضلاب واقعی انجام شد. فرایند انعقاد با استفاده از مواد منعقد کننده آلوم و کلرور فریک و بر روی پساب حاصل از عملکرد بهترین ماده منعقد کننده انجام گرفت. فرایند اسید کراکینگ با استفاده از اسید سولفوریک انجام پذیرفت. میزان حذف پارامترهای COD، کل ترکیبات فنلیک و TSS (Total suspended solids) مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: بالاترین راندمان حذف آلاینده ها در PH و دوز بهینه کلرورفریک به ترتیب 6 و mg/l 3000 حاصل گردید. در این شرایط میزان حذف COD، ترکیبات فنلی و TSS توسط کلرورفریک به ترتیب 2/91، 7/89 و 9/98 درصد حاصل گردید. همچنین ماده منعقد کننده کلرور فریک نسبت به آلوم برتری داشت. فرایند اسیدکراکینگ بر روی پساب حاصل از عمل انعقاد در شرایط بهینه به ترتیب باعث حذف 6/18 و 6/52 درصد COD و کل ترکیبات فنلی گردید. همچنین اندازه گیری نسبت BOD/COD نشان داد که این مقدار بعد از فرایند تلفیقی از 14/0 به 69/0 افزایش یافته است. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که این فرایندها می توانند به عنوان روش های پیش تصفیه  مؤثر و اقتصادی در کاهش بار آلایندگی این نوع فاضلاب به کار گرفته شود. واژه های کلیدی: فاضلاب روغن زیتون، قابلیت تجزیه بیولوژیکی، انعقاد، اسید کراکینگ</description>
						<author> فیاض مهدی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مؤثر بر آگاهی، نگرش و عملکرد محققین دانشگاه علوم پزشکی گلستان در مورد انتقال دانش حاصل از پژوهش</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=363&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در سال های اخیر انتقال دانش و استفاده از شواهد پژوهش برای ارتقای سلامت در سطح جهانی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این مطالعه، بررسی عوامل مؤثر بر میزان آگاهی، نگرش و عملکرد محققین دانشگاه در مورد انتقال دانش حاصل از پژوهش در سال 1389 بود.روش ها: در این مطالعه مقطعی، از مجموع 120 پژوهش گر واجد الشرایط دانشگاه علوم پزشکی گلستان، 89 محقق پرسش نامه را پاسخ دادند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه آگاهی، نگرش و عملکرد محققین در زمینه انتقال دانش حاصل از پژوهش بود. حیطه های مورد نظر در پرسش نامه شامل بخش متغیرهای فردی، درصد زمان اختصاص داده به فعالیت های پژوهشی از کل فعالیت ها، بخش آگاهی (4 سؤال، دامنه نمرات 4-0)، نگرش (14 سؤال، دامنه نمرات 56-0)، عملکرد (8 سؤال) و امتیاز خود ارزیابی انتقال دانش (1 سؤال، دامنه نمرات 10-0) بود. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیلی Linear regression و ضریب همبستگی Spearman مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: میانگین نمره آگاهی شرکت کنندگان در زمینه انتقال دانش 92/1 (با انحراف معیار 97/0)، میانگین نمره نگرش 70/28 (با انحراف معیار 40/5) و در زمینه عملکرد میانگین تعداد مقالات (داخلی و خارجی) پژوهش گران در دو سال اخیر 50/4 (با انحراف معیار 97/4)، میانگین تعداد طرح های پژوهش گران (مجری یا همکار) 02/5 (با انحراف معیار 41/4) به دست آمد. امتیاز آگاهی با سن (28/0- = ضریب همبستگی، 008/0 = P) و سال های اشتغال (27/0- = ضریب همبستگی، 01/0 = P) رابطه معکوس معنی دار داشت؛ در حالی که میانگین نمره نگرش با هیچ یک از متغیرهای مستقل رابطه معنی داری نداشت (05/0 &lt; P). میانگین امتیاز خود ارزیابی محققین از فعالیت انتقال دانش با درصد میزان زمان اختصاص یافته به فعالیت پژوهشی ارتباط مستقیم معنی دار (028/0 = ضریب بتا، 01/0 = P) داشت.نتیجه گیری: نتایج مطالعه فعلی گویای پایین بودن امتیاز آگاهی، نگرش و عملکرد پژوهش گران در زمینه مفاهیم انتقال دانش حاصل از پژوهش بود.</description>
						<author> حمید آسایش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط بین سلامت ‌معنوی با استرس، اضطراب و برخی متغیرهای جمعیت‌شناختی زنان مبتلا به سرطان‌ سینه مراجعه کننده به مرکز درمانی تخصصی سرطان اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=361&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: استرس و اضطراب از جمله اختلالات شایع و تأثیرگذار بر فرایند درمان در مبتلایان به سرطان  سیـنه می باشد. وجود ارتباطات پارادوکس گونه بین سلامت  معنوی با استرس و اضطراب در مبتلایان به سرطان از جمله سرطان  سینه در مطالعات خارجی و کمبود مطالعات مشابه در داخل کشور، محققین را بر آن داشت تا مطالعه ای را با هدف، ارتباط  بین سلامت  معنوی  با استرس، اضطراب و برخی متغیرهای جمعیت شناختی زنان مبتلا به سرطان سینه مراجعه  کننده به مرکز درمانی  تخصصی  سرطان  اصفهان در سال 1390 طراحی و اجرا نمایند . روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود که به شکل مقطعی اجرا گردید. نمونه های مورد پژوهش در این مطالعه متشکل از 266 نفر از زنان مبتلا به سرطان سینه بودند که با روش نمونه گیری آسان و از نوع در دسترس وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه شامل فرم اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه استاندارد سنجش استرس، اضطراب و افسردگی 42-DASS (The depression, anxiety and stress scale) و پرسش نامه سلامت معنوی Ellison-Paloutzian بود. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار آماری 18SPSS و روش های آمار توصیفی (توزیع درصد فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و تحلیلی (آزمون t-student و ضریب همبستگی Pearson و Spearman)، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: سطح سلامت معنوی اکثریت واحدهای پژوهش (64/58 درصد) در محدوده متوسط و پس از آن در محدوده بالا (35/41 درصد) قرار داشت. میانگین نمره بعد مذهبی سلامت  معنوی بیماران (22/7 &amp;plusmn; 52) بالاتر از میانگین نمره بعد وجودی سلامت  معنوی (67/9 &amp;plusmn; 19/43) بود. ضریب همبستگی Pearson نشان داد بین استرس بیماران با تمامی ابعاد سلامت  معنوی ارتباط آماری معنی دار وجود دارد. همچنین یافته ها نشان داد بین اضطراب با نمره کلی سلامت  معنوی و بعد وجودی آن ارتباطی معنی دار وجود دارد، لیکن بین بعد مذهبی سلامت  معنوی و اضطراب ارتباطی وجود نداشت. یافته ها حاکی از عدم وجود هر گونه ارتباط معنی دار بین سلامت  معنوی با متغیرهای جمعیت شناختی بود. نتیجه گیری: این مطالعه نشان  داد که در مبتلایان به سرطان  سینه با نمرات  بالاتر سلامت  معنوی، میزان اضطراب و استرس کمتری وجود دارد، لذا پرداختن به تمامی ابعاد این بیماران از جمله بعد معنوی در روند درمان توصیه می شود. همچنین با توجه به عدم وجود ارتباط بین سلامت معنوی با متغیرهای جمعیت شناختی در مطالعه حاضر و وجود یافته های متناقض در این زمینه در سایر مطالعات، تحقیقات بیشتر الزامی است. واژه های کلیدی: استرس، اضطراب، جمعیت شناختی، سرطان ، معنویت.</description>
						<author>امیر موسی رضائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل ارتباط بین میزان فلزات سنگین در نمونه‌های آب و رسوب تالاب انزلی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=360&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: رسوبات ظرفیت بالایی در پیوند با فلزات سنگین آب های آلوده دارند. به دلیل تغییر شرایط محیط های آبی، این گونه رسوبات همواره به عنوان یک منبع بالقوه آلودگی منابع آب محسوب می شوند. تالاب انزلی در حاشیه جنوبی دریای خزر به عنوان یک محیط آبی که از جنبه اکوسیستم دارای اهمیت بالایی می باشد، همواره در معرض ورود آلودگی فلزات سنگین قرار داشته است. هدف از این تحقیق، بررسی میزان اثرپذیری رسوبات کف تالاب از آلودگی  فلزات سنگین محیط آبی فوقانی بود. روش ها: در این تحقیق نمونه های آب و رسوب از کف تالاب انزلی در 12 ایستگاه برداشته شد و میزان فلزات سنگین Pb، Ni، Cr، V و Hg در آن ها مورد اندازه گیری قرار گرفت. روش هضم کامل اسیدی جهت سنجش میزان کل فلزات سنگین رسوبات مورد استفاده قرار گرفت. در ادامه جهت بررسی ارتباط بین میزان عناصر در آب و رسوب از روش تحلیل همبستگی کانونیک (Canonical correlation analysis یا CCA) استفاده گردید. یافته ها: نتایج سنجش میزان فلزات سنگین حاکی از غلظت بالای فلزات سنگین به خصوص در نمونه های رسوب بود. این مقادیر برای سرب، نیکل، کروم، وانادیوم و جیوه به ترتیب 5/19، 1/60، 1/90، 3/99 و 8/2 میلی گرم در کیلوگرم وزن خشک خاک مشاهده گردید. همچنین یافته های حاصل از CCA بیانگر وجود ارتباط قوی بین دو دسته میزان عناصر در آب و رسوب بود. بررسی های بیشتر بر روی نتایج حاصل از CCA بیانگر تأثیرپذیری دسته پارامتر رسوب از عناصر کروم و جیوه و تأثیرپذیری دسته پارامتر آب از عناصر کروم، جیوه و سرب بود. نتیجه گیری: روش آماری مورد استفاده در این تحقیق می تواند به عنوان روشی مناسب و کم  هزینه در تحلیل آلودگی محیط های آبی مورد استفاده قرار گیرد. واژه های کلیدی: فلزات سنگین، رسوب، تالاب انزلی، تحلیل همبستگی کانونیک</description>
						<author> محمدرضا وصالی ناصح</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آگاهی و نگرش زنان باردار نخست‌زای مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهری سمیرم در خصوص روش‌های زایمان: یک مطالعه مقطعی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=359&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: زایمان طبیعی به عنوان روش ارجح ختم بارداری محسوب می شود، اما متأسفانه میزان زایمان طبیعی به دلیل افزایش زایمان سزارین رو به کاهش است. از جمله عواملی که منجر به انتخاب سزارین می شود، سطح آگاهی پایین از روش های ختم بارداری و نگرش منفی به زایمان طبیعی است. هدف از این مطالعه، بررسی آگاهی و نگرش زنان باردار نسبت به روش های زایمان می باشد که در سال 1390 انجام گرفت. روش ها: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر بر روی 104 زن باردار نخست زای واقع در سه ماهه سوم بارداری که به طور متوالی به مراکز بهداشتی درمانی شهری سمیرم مراجعه می کردند، به روش سرشماری انجام گردید. داده ها از طریق پرسش نامه ای شامل سؤالات دموگرافیک، آگاهی سنجی و نگرش سنجی جمع آوری شد و از طریق نرم افزار 16SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. در جمع آوری داده ها، روایی و پایایی پرسش نامه سنجیده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، اکثریت افراد مورد پژوهش آگاهی در حد ضعیف (4/40 درصد) و متوسط (4/40 درصد) داشتند و 2/19 درصد از زنان باردار سطح آگاهی بالا داشتند. همچنین 7/32 درصد از زنان باردار نگرش مثبت، 7/57 درصد بی نظر و 6/9 درصد نگرش منفی به زایمان طبیعی داشتند. ارتباط معنی داری بین سطح آگاهی با سطح تحصیلات، نگرش و وضعیت شغلی وجود داشت، اما بین سطح آگاهی با سن، سن ازدواج و وضعیت اقتصادی ارتباط معنی داری وجود نداشت. ارتباط نوع نگرش با سن، سن ازدواج، سطح تحصیلات، وضعیت شغلی و وضعیت اقتصادی معنی دار نبود. نتیجه گیری: از آن جا که آگاهی اکثر زنان باردار نسبت به نوع زایمان در حد ضعیف و متوسط بود و همچنین اکثریت مادران در خصوص نگرش نسبت به زایمان طبیعی اظهار بی نظری کردند، بنابراین تأکید می گردد در مراکز بهداشتی درمانی به صورت معمول کلاس های آموزشی دوران بارداری، به ویژه برای زنان نخست زا تشکیل گردد و نظارت و پیگیری بر تشکیل کلاس ها و ارزیابی آن ها توصیه می شود. واژه های کلیدی: روش زایمان، آگاهی، نگرش.</description>
						<author> محتشم غفاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط بین ظرفیت حمل بار به روش NIOSH و خطر بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی به روش Rapid upper limb assessment (RULA) در کارکنان سازمان بهزیستی شهر اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=357&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کارشناسان و کارکنان مراکز توان بخشی اغلب فعالیت های خود را بدون رعایت اصول ارگونومیکی و روش های صحیح حمل دستی بار انجام می دهند و از این رو به مرور زمان و با تکرار این فعالیت ها در معرض ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی قرار می گیرند. این پژوهش با هدف، بررسی ظرفیت حمل بار با استفاده از روش مؤسسه بین المللی ایمنی و سلامت شغلی (National institute for occupational safety and health یا NIOSH) و ارتباط آن با اختلالات اسکلتی- عضلانی در کارکنان سازمان بهزیستی شهرستان اصفهان انجام گرفت. روش ها: این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بر روی 41 نفر از کارکنان مشاغل مختلف مراکز توان بخشی سازمان بهزیستی شهرستان اصفهان به روش سرشماری انجام شد. سپس ارزیابی وضعیت بدنی به روش ارزیابی سریع اندام فوقانی (Rapid upper limb assessment یا RULA) بر روی افراد این مشاغل صورت گرفت و در نهایت ظرفیت حمل بار این افراد به کمک معادله NIOSH محاسبه و داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی Spearman و Pearson و توسط نرم افزار 18SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: آزمون همبستگی Spearman نشان داد که بین ظرفیت حمل بار و شدت اختلالات اسکلتی- عضلانی رابطه معنی داری وجود ندارد، اما بین میزان خمیدگی بدن و اختلالات اسکلتی- عضلانی ارتباط معنی داری به صورت مستقیم یافت شد (05/0 = P). همچنین آزمون همبستگی Pearson نشان داد که بین فاصله بار از بدن (09/0 = P) و قد فرد (37/0 = P) با ظرفیت حمل بار رابطه ای وجود ندارد. نتیجه گیری: شاید بتوان گفت ظرفیت حمل بار به طور مستقیم منجر به ایجاد اختلالات اسکلتی- عضلانی نمی شود، اما می تواند به طور غیر مستقیم و از طریق متغیرهای مؤثر بر ظرفیت حمل بار نظیر میزان خمیدگی و چرخش بدن در هنگام بلند کردن بار به ایجاد این اختلالات کمک کند. واژه های کلیدی: ظرفیت حمل بار، اختلالات اسکلتی- عضلانی، روش RULA، معادله NIOSH، کارکنان سازمان بهزیستی</description>
						<author> احسان اله حبیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی تصفیه‌خانه فاضلاب شرق اصفهان در دستیابی به شاخص انگلبرگ</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=358&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: امروزه کاربرد بازیافت فاضلاب در آبیاری محصولات کشاورزی مورد توجه زیادی قرار گرفته و این امر اهمیت آن را دو چندان کرده است که بالقوه می تواند مخاطرات بهداشتی و زیست محیطی جدی به همراه داشته باشد. لذا دستیابی به شاخص انگلبرگ جهت فاضلاب تصفیه شده ضرورت دارد. بر این اساس این تحقیق بر روی برکه های تثبیت تلفیقی تصفیه خانه شرق اصفهان به انجام رسید.روش ها: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر در فصل زمستان 1389 و بهار 1390 انجام گردید. از فاضلاب خام ورودی و پساب خروجی برای تعیین تعداد کلیفرم مدفوعی و از پساب خروجی برای تعیین تعداد تخم نماتود و به صورت لحظه ای و هر دو هفته یک بار نمونه برداری انجام و آزمایش ها مطابق کتاب روش استاندارد 2005 صورت گرفت. نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری تجزیه و تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که هیچ نوع تخم نماتودی در پساب خروجی در فصل های زمستان و بهار مشاهده نشد؛ در حالی که میزان کلیفرم مدفوعی و حذف آن در پساب خروجی به ترتیب در فصل زمستان،104 &amp;times; 84/3 و 15/5 واحد لگاریتم و در فصل بهار،104 &amp;times; 09/2 در 100 میلی لیتر و 5/4 واحد لگاریتم بود. میانگین هندسی تعداد کلیفرم های مدفوعی در فاضلاب خروجی تصفیه خانه در طول دوره104 &amp;times; 9/2 در 100 میلی لیتر بود. در حذف کلیفرم های مدفوعی، اختلاف معنی داری بین دو فصل زمستان و بهار مشاهده نگردید (25/0 = P).&amp;nbsp;نتیجه گیری: با توجه به میانگین هندسی تعداد کلیفرم های مدفوعی در پساب خروجی در طول دوره و مقایسه با استاندارد اعلام شده از طرف سازمان بهداشت جهانی (1000 &gt;)، استفاده از چنین پسابی جهت آبیاری مزارع و کشاورزی جهت آبیاری نامحدود مجاز نمی باشد.&amp;nbsp;</description>
						<author> داورخواه ربانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی عملکرد سه منعقد کننده مختلف جهت تصفیه شیرابه کارخانه کمپوست اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=356&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در بسیاری از کشورهای جهان شیرابه زباله بدون هیچ تصفیه ای در محیط رها می شود و به دلیل ترکیب متفاوت شیرابه زباله در مکان های مختلف، تاکنون روش یکنواختی برای آن ارایه نشده است. عدم کنترل و بی توجهی نسبت به تصفیه و دفع صحیح شیرابه موجب آلودگی محیط می گردد. هدف از این مطالعه، مقایسه کارایی حذف COD (Chemical oxygen demond) و TSS (Total suspended solids) شیرابه حاصل از کارخانه کمپوست اصفهان با استفاده از منعقد کننده های سولفات آهن، کلرور آهن و پلی فریک سولفات و تعیین مناسب ترین منعقد کننده و کمک منعقد کننده بود. روش ها: در این مطالعه که از نوع مداخله ای بود، حذف COD و TSS از شیرابه کارخانه کمپوست اصفهان با استفاده از منعقد کننده ها و کمک منعقد کننده های مختلف مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق غلظت ها و میزان pH های مختلف برای هر یک از منعقد کننده ها آزمایش گردید و مناسب ترین منعقد کننده در این شرایط تعیین شد. تحقیق با استفاده از روش آزمایش جار بررسی گردید و میزان TSS با استفاده از روش B-5210 و COD با استفاده از روش D-2540 استاندارد اندازه گیری شد. یافته ها: حداکثر راندمان حذف COD با استفاده از دوز g/l 2 سولفات فرو در 10 = pH، 43 درصد و TSS در دوز g/l 5/2، 38 درصد بود. در دوز g/l 5/1 کلرورفریک در 10 = pH، 31 درصد حذف COD و در دوز g/l 2، 47 درصد حذف TSS و در دوز g/l 2 پلی فریک سولفات در 11 = pH، 54 درصد حذف COD و در دوز g/l 5/2 پلی فریک سولفات، 51 درصد حذف TSS مشاهده شد. مناسب ترین کمک منعقد کننده برای کلرور فریک و پلی فریک سولفات 913SNF-AN بود که به ترتیب 41 و 58 درصد حذف COD داشت و در مورد سولفات فرو، کمک منعقد کننده پریستول با حذف 51 درصد COD بیش ترین راندمان حذف را دارا بود. نتیجه گیری: در حذف COD و TSS مؤثرترین منعقد کننده پلی فریک سولفات بوده است که در pH بازی و دوز g/l 2 نتیجه بهتری را نشان می دهد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان روش انعقاد و کواگولاسیون را روشی مناسب و ارزان قیمت جهت پیش تصفیه شیرابه حاصل از کارخانه کمپوست اصفهان و آماده سازی آن برای تصفیه بهتر و مناسب تر با روش های دیگر معرفی نمود. &amp;nbsp; واژه های کلیدی: تصفیه، شیرابه، کمپوست، سولفات فرو، کلرورفریک، پلی فریک سولفات &amp;nbsp;</description>
						<author> امیرحسین محوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه کفش‌های طبی با شاخص‌های ارگونومی و بررسی تأثیر این کفش‌ها بر عملکرد و کاهش دردهای عضلانی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=355&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کفش طبی راه هایی برای درمان ساختمان و عملکردهای مربوط به مشکلات پا را ارایه می کند. اشخاص با پای سالم نیازی به کفش طبی ندارند. کفش ها دارای طرح ها و ارتفاعات متفاوتی هستند و ممکن است با مواد مختلفی بسته به ماهیت تصحیحات لازم ایجاد می شود . سفارش یک کفش طبی مانند دارو مخصوص و ویژه هر شخص است. با این حال امروزه شرکت های زیادی محصولات خود را به عنوان کفش طبی به فروش می رسانند و افراد بدون آگاهی از نوع بیماری و بدشکلی و بدون نظر پزشک از این کفش ها به عنوان ابزار درمانی استفاده می کنند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تطابق کفش های طبی با شاخص های ارگونومی و تأثیر آن ها بر عملکرد فرد در قسمت کف پا، کمر و زانو بود.مواد و روش ها: در این بررسی ابتدا 4 نوع از کفش های موجود در بازار که به عنوان کفش طبی عرضه می شود انتخاب و با شاخص های ارگونومی کیفی مقایسه گردید و در مرحله دوم تأثیر این کفش ها بر تسکین دردهای عضلانی و افزایش عملکرد فرد در قسمت کف پا، کمر و زانو بررسی شد.یافته ها: هیچ کدام از کفش های انتخابی به طور کامل با استانداردهای ارگونومی تطابق نداشتند. همچنین تأثیر این کفش ها بر تسکین درد و افزایش عملکرد فقط در قسمت کف پا معنی دار بود.نتیجه گیری: در این مطالعه مشخص شد که کفش های عرضه شده به عنوان طبی حتی به طور کامل با شاخص های عمومی مربوط به کفش هم تطابق ندارند و استفاده از آن ها به عنوان ابزار درمانی مناسب نیست. در نتیجه آگاه کردن افراد جامعه در این رابطه می تواند مفید باشد. همچنین لزوم تدوین استاندارد و نظارت کافی بر تولید کفش به ویژه کفش های طبی، امری ضروری به نظر می رسد. انجام مطالعات مشابه برای جمع آوری اطلاعات بیشتر پیرامون این کفش ها پیشنهاد می شود.واژه های کلیدی: کفش طبی، شاخص ارگونومی، عملکرد، دردهای عضلانی &amp;nbsp;</description>
						<author> احسان اله حبیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
