<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله تحقیقات نظام سلامت </title>
<link>http://hsr.mui.ac.ir</link>
<description>مجله تحقیقات نظام سلامت - مقالات نشریه - سال 1391 جلد8 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/3/12</pubDate>

					<item>
						<title>آیا مصاحبه تلفنی می‌تواند روش مناسبی برای جمع‌آوری اطلاعات در تحقیقات بهداشتی باشد؟</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=392&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&amp;nbsp;یکی از مهم ترین چالش ها برای پژوهشگران، تصمیم گیری در مورد روش جمع آوری اطلاعات می باشد. در مورد استفاده از تلفن برای انجام مصاحبه های تحقیقاتی نظرات مختلفی وجود دارد. تجربه انجام مصاحبه تلفنی در زنان بالای 40 سال شهر اصفهان در زمینه رفتار غربالگری ماموگرافی نشان داد که تلفن می تواند یک روش مفید برای جمع آوری اطلاعات باشد. این در صورتی است که ترکیبی از فرایند ارتباط مؤثر و طراحی چارچوب مناسب برای مصاحبه تلفنی وجود داشته باشد. مزایای مصاحبه تلفنی برای جمع آوری اطلاعات شامل پوشش مناطق جغرافیایی بیشتر، استفاده از منابع انسانی و مالی به طور مؤثر، بهبود کیفیت جمع آوری اطلاعات، حفظ امنیت مصاحبه کننده، سرعت بیشتر جمع آوری اطلاعات و احساس راحتی بیشتر می باشد. مهم ترین چالش های انجام مصاحبه تلفنی شامل عدم امکان استفاده از علایم بصری جهت جلب اعتماد مصاحبه شونده، عدم برقراری و حفظ ارتباط شفاف، ارایه سؤالات غیر مرتبط و مخالفت اعضای خانواده با شرکت در مصاحبه تلفنی می باشد. شواهد نشان داد که آمادگی برای انجام مصاحبه تلفنی میزان موفقیت را افزایش می دهد.واژه های کلیدی: مصاحبه، تلفن، روش جمع آوری اطلاعات</description>
						<author> میترا مودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر آموزش بهداشت بارداری بر آگاهی و نگرش دختران در شرف ازدواج در شهرستان بویراحمد</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=393&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سالانه در جهان نزدیک به 529000 زن به دنبال عوارض بارداری و زایمان جان خود را از دست می دهند. آموزش دختران قبل از ازدواج می تواند نقش مؤثری در ارتقای بهداشت دوران بارداری ایفا نماید. انتخاب شیوه آموزشی مناسب به سودمندی بیشتر آموزش می انجامد. این مطالعه به بررسی اثر آموزش بهداشت بارداری به شیوه بحث گروهی بر آگاهی و نگرش دختران در شرف ازدواج در شهرستان بویر احمد پرداخته است.روش ها: این پژوهش نیمه تجربی در شهرستان یاسوج در سال 1389 انجام شد. از بین شرکت کنندگان در برنامه مشاوره قبل از ازدواج، طی یک سال تعداد 577 نفر به روش نمونه گیری در دسترس مستمر انتخاب  شدند.&amp;nbsp; اطلاعات پیش آزمون با پرسشنامه محقق ساخته شامل اطلاعات جمعیت شناختی (سن، تحصیلات و شغل)، 10 سؤال آگاهی و 10 سؤال نگرشی در زمینه بهداشت بارداری جمع آوری  شد. سپس مداخله آموزشی طی دو جلسه، هر هفته یک جلسه یک و نیم ساعته به شیوه بحث گروهی و پرسش و پاسخ توسط دانشجویان بهداشت خانواده اجرا  گردید. یک ماه بعد از مداخله دوباره اطلاعات جمع آوری  شد و با قبل از آموزش مقایسه  گردید.یافته ها: میانگین سن دختران در شرف ازدواج 5/4 &amp;plusmn; 1/22 به دست آمد. 3/84 درصد از دختران خانه دار و 7/15 درصد شاغل بودند. میانگین نمرات آگاهی و نگرش دختران دارای تحصیلات دانشگاهی به طور معنی داری بیشتر از سایرین بود. بعد از آموزش میانگین نمرات آگاهی و نگرش دختران به طور معنی داری افزایش یافته بود (001/0 &amp;le; P).نتیجه گیری: آموزش به شیوه بحث گروهی و پرسش و پاسخ باعث افزایش معنی دار سطح آگاهی و نگرش دختران شده بود. با توجه به اهمیت و لزوم آموزش بهداشت بارداری، پیشنهاد می گردد جهت استفاده بهتر از این فرصت آموزشی از بحث گروهی و پرسش و پاسخ و جلب مشارکت فعال دختران استفاده گردد.واژه های کلیدی: مشاوره قبل از ازدواج، بهداشت بارداری، آگاهی، نگرش، بحث گروهی</description>
						<author> فریبا محامد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد مدل اعتقاد بهداشتی در پیش‌گیری از پوکی استخوان در رابطین بهداشت مراکز بهداشتی- ‌درمانی شهر خرم‌آباد</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=394&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: استئوپروز شایع ترین بیماری متابولیک استخوان است که با ایجاد اختلال ساختاری در استخوان، زمینه را برای بروز شکستگی استخوان مستعد می سازد. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر مدل اعتقاد بهداشتی در پیش گیری از استئوپروز در رابطین بهداشت شهرستان خرم آباد در سال 90-1389 انجام گردید. روش ها: مطالعه حاضر نیمه تجربی از نوع قبل و بعد بود که بر روی 100 رابط بهداشتی که به صورت تصادفی به دو گروه 50 نفره آزمون و شاهد تقسیم شده بودند، انجام گرفت. سپس در طی سه مرحله (قبل از مداخله، بلافاصله بعد از مداخله و سه ماه بعد ار مداخله) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار 18SPSS و توسط آزمون Repeated measurement صورت گرفت. یافته ها: قبل از مداخله تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات سازه های مختلف این مدل در دو گروه مشاهده نشد. اما بعد از مداخله در گروه آزمون میانگین نمره  آگاهی و سازه های مختلف مدل (حساسیت درک شده، شدت درک شده، منافع درک شده و موانع درک شده) به طرز معنی داری افزایش پیدا کرد (05/0 &gt; P). اما در بخش عملکرد، مصرف کلسیم در هر دو گروه آزمون و شاهد کاهش یافت. نتیجه گیری: مدل اعتقاد بهداشتی با آن که برای طرح ریزی برنامه هایی جهت پیش گیری از بیماری و سوانح مفید می باشد، لیکن به طور ایده آل برای ارتقای رفتارها به ویژه تغییر رفتار طولانی مدت و رفتارهایی که به عوامل اقتصادی و اجتماعی وابسته اند مناسب به نظر نمی رسد.</description>
						<author> داوود شجاعی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شیوع فشار خون بالا و دیابت و عوامل مرتبط با ابتلا به آن‌ها بر مبنای مطالعه‌ای بزرگ روی جمعیت عمومی اصفهان- کاربردی از مدل رگرسیون لجستیک چند متغیره</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=391&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در این مطالعه شیوع کلی، سنی و جنسی فشار خون بالا و دیابت نوع 2 برآورد شد. همچنین ارتباط بعضی از عوامل خطر با ابتلای همزمان به این دو بیماری مورد ارزیابی قرار گرفت. روش ها: در یک مطالعه مقطعی، 3000 مرد و زن 15 تا 64 ساله اصفهانی که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی همراه با خوشه بندی چند مرحله ای در بازه زمانی 1386 تا 1388 انتخاب شدند، مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات مربوط به عوامل خطر بالقوه مربوط به ابتلا به فشار خون بالا و دیابت و نیز وضعیت ابتلا به این بیماری ها برای هر آزمودنی با استفاده از یک پرسش نامه جامع مورد سنجش و اندازه گیری قرار گرفت. از روش رگرسیون لجستیک چند متغیره در نرم افزار R ویرایش 2.13.2 برای تحلیل داده ها استفاده گردید. یافته ها: شیوع کلی دیابت نوع 2 برابر 6/6 درصد و شیوع کلی فشار خون بالا برابر 2/22 درصد برآورد گردید. شیوع فشار خون بالا در زنان از مردان بالاتر بود (4/22 درصد در برابر 06/22 درصد، 05/0 &lt; P). همچنین شیوع دیابت در زنان به مراتب بالاتر از مردان بود (27/8 درصد در برابر 86/4 درصد، 01/0 &lt; P). ارتباط میان سن، جنس، شاخص توده بدنی و سابقه فامیلی ابتلا به دیابت با ابتلا به دیابت معنی دار شد. در مورد فشار خون بالا، ارتباط سن، جنس و شاخص توده بدنی و مصرف سیگار معنی دار گردید. نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که شیوع بیماری های دیابت و به ویژه فشار خون بالا در جامعه مورد بررسی، بالا است و در مورد هر دو بیماری شیوع در زنان بالاتر است. بخش عمده ای از عوامل مرتبط با ابتلا به این بیماری ها، متغیرهای قابل کنترل مربوط به سبک زندگی می باشد. بنابراین اقدامات در حوزه آموزش عمومی و پیشگیری می بایست در جهت ارتقای شیوه زندگی سالم در سطح جامعه همراه با توجه ویژه به زنان معطوف گردند. واژه های کلیدی: دیابت نوع 2، فشار خون بالا، شیوع، عوامل خطر، رگرسیون لجستیک چند متغیره</description>
						<author> محمدرضا مراثی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی غلظت کلروفرم در شبکه توزیع آب شهر اصفهان و پهنه‌بندی آن با سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=389&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: این مطالعه با هدف تعیین غلظت کلر باقی مانده کل و کلروفرم در شبکه توزیع آب شهر اصفهان و پهنه بندی آن با سیستم اطلاعات جغرافیایی (Geographic information system یا GIS) انجام گرفت. روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی است. کلر باقی مانده کل در محل نمونه برداری از شبکه توزیع آب اصفهان توسط دستگاه پرتابل و غلظت کلروفرم بعد از انتقال نمونه ها در شرایط استاندارد به آزمایشگاه با استفاده از دستگاه طیف سنج جرمی (Gas chromatography&amp;ndash;mass spectrometry یا GC-MS) اندازه گیری شد. برای انجام پهنه بندی نتایج به دست آمده از سنجش پارامترهای مورد آنالیز از GIS استفاده گردید. یافته ها: مقادیر اندازه گیری شده حداکثر و حداقل به ترتیب برای کلر باقی مانده کل ppm 3/3 و غیر قابل تشخیص و برای کلروفرم ppb 28 و ppb 10 است که غلظت های به نسبت زیاد کلروفرم بیشتر مربوط به نقاط انتهایی شبکه و حاشیه شهر است. نقاط مرکزی شهر دارای غلظت کمتری از کلروفرم نسبت به سایر نقاط است. دلیل این امر را می توان به مصرف بیشتر آب در نقاط مرکزی شهر و راکد ماندن آب در نقاط حاشیه ای شهر مربوط دانست. نتیجه گیری: در حال حاضر آب خروجی از تصفیه خانه آب شرب اصفهان کیفیت مناسبی از لحاظ وجود کلر باقی مانده و محصولات ثانوی گندزدایی دارد. مقادیر آن در محدوده مجاز WHO (Word health organization) و USEPA (United states environmental protection agency) می باشد ولی ضرورت دارد غلظت احتمالی تری هالومتآن های تولیدی به صورت مستمر اندازه گیری شود و با استفاده از روش های مناسب تلفیقی برای کاهش تشکیل این ترکیبات مورد توجه قرار گیرد. واژه های کلیدی: آب شرب، سرطان زا، شهر اصفهان، گندزدایی، THMs</description>
						<author> بیژن بینا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی مکان دفن جدید پسماندهای شهرستان اصفهان و حومه بر اساس شاخص اولکنو با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (Geographical information systems)</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=390&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مکان های دفن مواد زاید شهری دارای پتانسیل بالایی در آلوده کردن محیط و اثر بر سلامت انسان به واسطه تجزیه مواد زاید و تولید شیرابه و گازهای دی اکسیدکربن و متان هستند. در این تحقیق به ارزیابی مکان دفن مواد زاید بر اساس شاخص اولکنو با توجه به میزان بارندگی سالیانه، جنس خاک و فاصله سطح آب زیرزمینی از کف محل دفن در محیط GIS (Geographical information systems) پرداخته شده است. روش ها: این تحقیق بر اساس جمع آوری داده ها و اطلاعات و مطالعات کتابخانه ای و ورود داده ها و تجزیه و تحلیل آن ها به روش هم پوشانی لایه ها در محیط GIS انجام شد. یافته ها: در سال 1389 میزان بارندگی در کل منطقه دفن کمتر از 150 میلی متر در سال بوده است. خاک منطقه از جنس رسی لومی بود و متوسط فاصله از کف محل دفن تا سطح آب زیرزمینی 3 تا 9 متر بود. بر اساس نتایج محاسبات به عمل آمده، مکان دفن جدید زباله در شهر اصفهان در منطقه با نمره 40 واقع شده است، یعنی دارای شرایط مناسبی بوده است و پتانسیل آلودگی آب های زیر زمینی آن پایین می باشد. نتیجه گیری: مکان دفن جدید زباله های شهرستان اصفهان و شهرک های حومه، از نظر شاخص اولکنو مناسب بود و احتمال آلودگی آب زیرزمینی این منطقه توسط شیرابه های تولیدی آن نیز بر اساس این شاخص کم پیش بینی شد. واژه های کلیدی: مکان دفن، اولکنو، میزان بارندگی، جنس خاک، سطح آب زیرزمینی</description>
						<author> مریم سلیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نحوه توزیع بطری‌های کودک پلیمری با نشان&quot;بدون بیسفنل‌آ&quot; در جامعه شهری اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=387&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بیسفنل آ، ترکیبی افزودنی است که جهت ساخت پلاستیک های پلی کربناته استفاده می شود. به تازگی استفاده از این ماده در تهیه بطری های کودکان در بسیاری از کشورها ممنوع شده است. روش ها: این مطالعه مقطعی با هدف ارزیابی توزیع بطری های پلی کربناته و استاندارد کیفی آن ها در شهر اصفهان در سال 1390 صورت گرفت. 35 مغازه فروش لوازم کودک و 5 داروخانه در چهار منطقه مختلف اصفهان مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: بطری ها بر اساس برند، کشور سازنده و عدم وجود بیسفنول آ مورد ارزیابی قرار گرفتند. کیفیت محصولات به طور مستقیم به قوانین کشور تولید کننده آن ها بستگی داشت؛ به طوری که در سه دسته ایرانی، آسیایی و اروپایی- آمریکایی تقسیم بندی گردیدند.بطری های ایرانی و اروپایی به ترتیب بیشترین و کمترین میزان توزیع را در بازار تشکیل می دادند. تفاوت در کیفیت استاندارد انواع بطری ها به مناطق جغرافیایی مورد بررسی آن ها مرتبط بود. بطری های با علامت &amp;quot;بدون بیسفنول آ&amp;quot; در محصولات اروپایی و تنها در دو منطقه اصفهان یافت شدند. نتیجه گیری: با توجه به توزیع بالای بطری های ایرانی در بازار داخلی چنین می توان نتیجه گرفت که بهبود و تجدید نظر در استانداردهای داخلی می تواند در کاهش مواجهه با بیسفنل آ در نوزادان ایرانی مؤثر باشد. بر این اساس، ارزیابی خطر دریافت بیسفنل آ از طریق بطری کودک در جامعه امری ضروری است. واژه های کلیدی: بیسفنل آ، بازار ایران، بطری کودک، پلی کربنات.</description>
						<author> زهره عبدی مقدم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل محیطی مرتبط با سرطان کولورکتال اسپورادیک، بیمارستان سیدالشهدای شهرستان اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=388&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: امروزه سرطان یکی از معضلات مهم و اساسی بهداشت و درمان در سراسر دنیا می باشد و در کشور ما نیز اهمیت این بیماری رو به افزایش است. به طوری که این بیماری سومین عامل میرایی و دومین گروه بزرگ از بیماری های مزمن غیر قابل انتقال را به خود اختصاص داده است. سرطان کولورکتال شایع ترین سرطان دستگاه گوارش در سراسر دنیا است و 10 درصد موارد فوت ناشی از سرطان را شامل می شود. عوامل ژنتیکی و محیطی متفاوتی در ایجاد این سرطان نقش دارند که در این پژوهش به بررسی عوامل محیطی مرتبط با سرطان کولورکتال در شهرستان اصفهان پرداخته شد. روش ها: در این مطالعه مورد- شاهدی، 125 بیمار که نتیجه کولونوسکوپی آن ها مثبت بود از تنها مرکز سرطان کولورکتال استان اصفهان (بیمارستان سیدالشهدا) به عنوان مورد و 135 نفر که نتیجه کولونوسکوپی آن ها منفی شده بود از همان مرکز به عنوان شاهد انتخاب شدند. موارد و شاهدها از نظر سن، جنس و محل سکونت با هم همسان گردیدند. با توجه به هدف مطالعه جهت بررسی عوامل سرطان کولورکتال اسپورادیک، بیمارانی که از نظر سابقه فامیلی مثبت بودند از مطالعه خارج شدند. اطلاعات استخراج شده شامل سن، جنس، فعالیت، رژیم غذایی، مصرف داروهای غیراستروئیدی، دخانیات و BMI (Body mass index) بود. داده ها با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک بعد از ورود به نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: از مجموع بیماران مورد بررسی 9/51 درصد مرد، 1/48 درصد زن و میانگین سنی بیماران 002/11 &amp;plusmn; 32/58 بود. در آنالیز چندگانه یک ارتباط معکوس بین فعالیت فیزیکی (7/0-34/0 :CI 95 درصد، 49/0 = OR) و مصرف داروهای غیر استروئیدی (2/0-02/0 :CI 95 درصد، 07/0 = OR) با سرطان کولورکتال پیدا شد. همچنین یک ارتباط مثبت بین مصرف رژیم غذایی پرچرب و سرطان کولورکتال پیدا شد (45/5-96/2 :CI 95 درصد، 86/4 = OR). در این مطالعه ارتباطی بین مصرف سیگار و نمایه توده بدنی با سرطان کولورکتال مشاهده نگردید. نتیجه گیری: با توجه به قابل پیش گیری بودن سرطان کولورکتال و افزایش بروز جهانی بیماری، مداخله های آموزشی در خصوص اهمیت بیماری، غربالگری و تشخیص، نقش رژیم غذایی و فعالیت بدنی در ایجاد بیماری ضروری به نظر می رسد. واژه های کلیدی: سرطان کولورکتال، عوامل محیطی، اسپورادیک</description>
						<author> علی حسین زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رفتارهای پیش‌گیری کننده از اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی در دانش‌آموزان دبیرستان‌های پسرانه منطقه بروجن</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=386&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اعتیاد به مواد مخدر به عنوان یکی از مشکلات بهداشتی، درمانی و اجتماعی قرن حاضر شناخته شده است. مطالعات اخیر نشان داده است که جوانان در برابر مصرف مواد مخدر مقاومت کمی دارند، ولی درباره خطرات ناشی از مصرف مواد، قابلیت درک و پذیرش بالایی دارند. این تحقیق با هدف تعیین رفتارهای پیش گیری کننده از اعتیاد به مواد مخدر بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی در بین دانش آموزان انجام شده است.روش ها: این بررسی یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که در بین 224 نفر از دانش آموزان مقطع دبیرستان در چهار دبیرستان پسرانه منطقه بروجن انجام گردید. روش نمونه گیری در این مطالعه، چند مرحله ای تصادفی بود. در این مطالعه توصیفی از متغیرهای دموگرافیک و متغیرهای مبتنی بر سازه های مدل اعتقاد بهداشتی (منافع درک شده، شدت درک شده، حساسیت درک شده، موانع درک شده، خود کارامدی و راهنما برای عمل) در جهت عملکردهای پیش گیری کننده از اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر استفاده گردید. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار 18SPSS و آزمون های توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.یافته ها: بین نمره کسب شده از سازه های مدل اعتقاد بهداشتی و رفتارهای پیش گیری کننده از سوء مصرف مواد مخدر در دانش آموزان همبستگی معنی داری وجود داشت. همچنین بین تحصیلات پدر دانش آموزان و نمره آگاهی به دست آمده توسط ایشان از عوامل مرتبط با پیش گیری از سوء مصرف مواد اعتیادآور (001/0 = P) و میان نحوه بیان مشکلات ایشان و رفتارهای پیش گیری کننده از سوء مصرف مواد مخدر، رابطه معنی داری (002/0 = P) وجود داشته است.نتیجه گیری:. یافته های این تحقیق همانند مطالعات مشابه دیگر نشان داد که آگاهی از عوامل مرتبط با پیش گیری از اعتیاد و نمره کسب شده از سازه های مدل اعتقاد بهداشتی در دانش آموزان می تواند به طور معنی داری بر عملکردهای پیش گیری کننده آن ها تأثیر بگذارد.واژه های کلیدی:. پیش گیری از اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر، دانش آموزان، مدل اعتقاد بهداشتی.</description>
						<author> داریوش مسعودی بروجنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر الگوی توانمند سازی خانواده محور بر دانش، نگرش و عملکرد بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=384&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: هدف از انجام این پژوهش، مداخلات آموزشی در مراقبت خانواده محور و ارتقای توانایی های بیمار و اعضای خانواده می باشد تا به موانع موجود در زمینه های بهداشتی و سلامتی فایق آیند. لذا پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر الگوی توانمند سازی خانواده محور بر دانش، نگرش و عملکرد بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شده است.روش ها: این مطالعه با طراحی کارآزمایی بالینی و با 70 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در دو گروه آزمون و شاهد انجام شد. 8 جلسه 60 دقیقه ای برنامه آموزشی بر اساس نیازهای آموزشی بیماران و خانواده های آنان در طول 3 ماه در انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر اصفهان در سال 1390 برگزار شد. سپس پرسش نامه  های دانش، نگرش و عملکرد جمع آوری گردید و داده ها با استفاده از آزمون های آماری ناپارامتریک تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: آزمون Man-Whitney نشان داد؛ قبل از آموزش، دو گروه از نظر آگاهی با هم همسان بودند، ولی بعد از مداخله آموزشی اختلاف معنی داری بین آگاهی دو گروه دیده شد (001/0 &gt; P). در ارتباط با نگرش بیماران، قبل از آموزش آزمون Man-Whitney بین دو گروه همسانی نشان داد، ولی بعد از مداخله آموزشی در گروه آزمون 100 درصد بیماران نگرش مثبتی راجع به موضوع پیدا کرده بودند؛ در حالی که تغییری در وضعیت نگرشی گروه شاهد ایجاد نشده بود. در زمینه عملکرد نیز آزمون Man-Whitney تفاوت معنی داری بین دو گروه نشان نداد، ولی بعد از آموزش اختلاف معنی دار بود (001/0 &gt; P).نتیجه گیری: توانمند سازی بیماران مولتیپل اسکلروزیس منجر به ارتقای سطح دانش، نگرش و عملکرد آنان می گردد. اجرای چنین برنامه های اثربخشی که با محوریت خانواده انجام می گیرند، توصیه می شود.&amp;nbsp;</description>
						<author> لیلی ربیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تلفیق پیش ازن زنی و فرایند انعقاد و لخته سازی با منعقد کننده پلی‌آلومینیوم کلراید و کمک منعقد کننده پلی‌الکترولیت کاتیونی در تصفیه فاضلاب بیمارستانی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=385&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: فاضلاب بیمارستانی گستره ای از ترکیبات مختلف اعم از داروها، گندزداها و عوامل بیماری زا هستند که به طور عمده در چاه های جاذب دفع می گردد یا وارد شبکه فاضلاب شهری می شود و در نهایت منجر به بحران آلودگی منابع آب می گردد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی تلفیق پیش ازن زنی و فرایند انعقاد ولخته سازی با منعقد کننده پلی آلومینیوم کلراید و کمک منعقد کننده پلی الکترولیت کاتیونی در کاهش بار آلودگی فاضلاب بیمارستانی می باشد.روش ها: در این مطالعه از سیستم آزمایشگاهی شامل مولد ازن با ظرفیت go3/h 8/19، رآکتور واکنش با حجم یک لیتر و دستگاه جارتست با استفاده از منعقد کننده پلی آلومینیوم کلراید و کمک منعقد کننده پلی الکترولیت کاتیونی استفاده گردید و پارامترهای 5BOD، COD TSS مطابق با روش های ارایه شده در کتاب روش های استاندارد برای آزمایش های آب و فاضلاب بررسی شدند.یافته ها: بر اساس نتایج این تحقیق پلی آلومینیوم کلراید با دوز 200 میلی گرم در لیتر همراه با پلی الکترولیت کاتیونی با دوز 1 میلی گرم در لیتر باعث راندمان حذف 5BOD، COD TSS به ترتیب معادل 0/50، 0/81 و 0/84 درصد گردید. پیش ازن زنی با دوز &amp;nbsp;go3/h8/19 به مدت 15 دقیقه راندمان حذف 5BOD، &amp;nbsp;COD TSSرا در فرایند انعقاد و لخته سازی به ترتیب 0/54، 0/87 و 0/89 درصد حاصل نمود.نتیجه گیری: پیش ازن زنی کارایی فرایند انعقاد و لخته سازی با منعقد کننده پلی آلومینیوم کلراید و کمک منعقدکننده پلی الکترولیت کاتیونی را در حذف پارامترهای مورد بررسی به میزان اندکی افزایش داد و همچنین ازن زنی میزان مصرف ماده منعقد کننده پلی آلومینیوم کلراید را کاهش داد.</description>
						<author> مریم حضرتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سمیت نانو ذرات اکسید روی تماس یافته با رنگ آبی 29 با استفاده از دافنیامگنا</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=383&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مسأله آلودگی محیط زیست به نانو ذرات که به تازگی در ایران وارد چرخه فرایندی صنایع گردیده است، از اهمیت چشم گیری برخوردار می باشد. یکی از این ترکیبات پرکاربرد نانو ذرات اکسید روی هستند که در این تحقیق، 50LC 24 و 48 ساعته نانو ذرات اکسید روی تماس یافته با رنگ آبی 29 از طریق زیست  آزمونی اندازه گیری شد.روش ها: در ابتدا دافینا جهت انجام زیست آزمونی در داخل یک ظرف شیشه ای کشت داده  شد. سپس با انجام آزمایش های دامنه یابی، گستره غلظت های مورد نظر تعیین شد و هر غلظت در زمان های 24 و 48 ساعته برای نانو ذرات اکسید روی به تنهایی و نانو ذرات اکسید روی تماس یافته با رنگ آبی 29، مورد آزمایش قرارگرفت. روش انجام آزمایش های زیست آزمونی بر اساس روش های استاندارد انجام گرفت. جهت تعیین میزان مرگ دافنیا در این مطالعه از آنالیز پروبیت نرم افزار 16SPSS استفاده گردید و مقادیر 50LC در زمان های مختلف مشخص شد. سپس داده های حاصل از آنالیز پروبیت جهت ترسیم نمودارهای مربوط توسط نرم افزار Excel مورد استفاده قرار گرفت.یافته ها: یافته ها نشان داد که مقدار 50LC 24 ساعته نانو ذرات اکسید روی بدون تماس و تماس یافته با رنگ آبی 29 به ترتیب 6/2 و 8/1 میلی گرم در لیتر و مقادیر 48 ساعته به ترتیب 9/1 و 2/1 میلی گرم در لیتر می باشد. مقدار NOEC 24 ساعته نانو ذرات اکسید روی بدون تماس و تماس یافته با رنگ آبی 29 به ترتیب 9/0 و 2/0 میلی گرم در لیتر و مقادیر 48 ساعته به ترتیب 36/0 و 01/0 میلی گرم در لیتر می باشد.نتیجه گیری: با افزایش زمان تماس، مقدار 50LC کاهش یافت؛ به عبارت دیگر سمیت نانو ذرات اکسید روی بر  روی دافنیا افزایش یافت؛ در نتیجه سمیت نانو ذرات تماس یافته با رنگ آبی 29 وابسته به زمان تماس با دافنیامگنا می باشد.واژه های کلیدی: سمیت، نانو ذرات اکسید روی، رنگ آبی 29، زیست آزمونی، دافنیامگنا .</description>
						<author> فاطمه مؤمنی ها</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آگاهی مدیران واحدهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی همدان در خصوص کاربردهای سیستم اطلاعات بیمارستانی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=382&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مدیران و برنامه ریزان بهداشتی درمانی کشور وظیفه سیاست گذاری و برنامه ریزی مجموعه ساختاری و نظام بهداشت ملی را به عهده دارند. بی شک برای تسریع و تحقق چنین آرمانی، برخورداری ایشان از اطلاعات دقیق و مطمئن که به راحتی قابل دسترس باشد، ضروری است. از این رو بدیهی است که آگاهی آن ها از کاربردهای مختلف سیستم های اطلاعات بیمارستانی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار باشد. این مطالعه با هدف تعیین میزان آگاهی مدیران دانشگاه علوم پزشکی همدان در خصوص کاربردهای سیستم اطلاعات بیمارستان در سال 1390 طراحی و اجرا شد.روش  ها: این مطالعه توصیفی تحلیلی به روش مقطعی در مورد 40 نفر از مدیران مراکز درمانی انجام شد. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه پیش ساخته ای شامل 31 سؤال که پایایی و روایی آن تأیید شده بود، استفاده شد. برای توصیف اطلاعات از آمار توصیفی و شاخص های مرکزی و پراکندگی و برای تحلیل داده ها از آزمون Kruskal-Wallis استفاده شد.یافته ها: 5/77 درصد مدیران دانشگاه علوم پزشکی همدان دارای آگاهی متوسط و 5/12 درصد دارای آگاهی خوب در خصوص کاربردهای مدیریتی HIS بودند. همچنین 7/75 درصد از مدیران دوره های آموزشی مرتبط را گذرانده بودند. مسؤولین داروخانه بیشترین و مسؤولین رادیولوژی دارای کمترین آگاهی بودند.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که جهت استفاده بهتر و کاربردی از سیستم اطلاعات بیمارستانی در تمام قسمت ها، برگزاری کلاس ها و دوره های آموزشی علمی ضرورت است.</description>
						<author> حمید بورقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل خطرساز دیابت بارداری در زنان باردار مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=380&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دیابت بارداری یک بیماری شایع ولی بدون علامت و در عین حال پرعارضه می باشد. با توجه به اهمیت عوامل خطرساز این بیماری، مطالعات محدود در این زمینه وجود دارد. تفاوت در نتایج آن ها، پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل خطرساز دیابت بارداری در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اصفهان سال 1390 انجام شد. روش  ها: در این مطالعه مقطعی پرونده 2014 زن باردار بررسی شد. این افراد ابتدا تحت آزمون غربالگری همگانی یک ساعته GCT (Glucose challenge test) قرار گرفتند و در صورت دارا بودن قند خون mg/dL 140&lt; با آزمون تشخیصی GTT (Glucose tolerance test) و بر اساس ملاک های تشخیصی کارپنترو کوستون، موارد دیابت بارداری شناسایی شد. اطلاعات مورد نیاز شامل مشخصات دموگرافیک، عوامل خطرساز دیابت بارداری و نتایج آزمایش های قند خون از طریق مستندات مندرج در پرونده، استخراج و به وسیله پرسش نامه جمع آوری گردید. داده ها به دست آمده با نرمافزار SPSS پردازش و با آزمون ANOVA و آزمون Exact fisher و Logistic regression analysis تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: از مجموع 2014 خانم مورد بررسی، 77 نفر مبتلا به دیابت بارداری بودند (8/3 درصد). از بین عوامل خطرساز، دیابت بارداری با سن، BMI (Body mass index)، تعداد بارداری، سابقه دیابت فامیلی، مرده زایی و زایمان نوزاد ناهنجار رابطه آماری معنی دار داشت. آنالیز Logistic regression نشان داد که از بین موارد فوق دیابت بارداری تنها با سن، BMI و سابقه دیابت فامیلی ارتباط آماری معنی دار داشت (05/0 &gt; P). نتیجه گیری: مهم ترین عوامل خطرساز دیابت بارداری به ترتیب شامل سن، چاقی و سابقه دیابت فامیلی می باشد. واژه های کلیدی: اصفهان، دیابت بارداری، زنان باردار، عوامل خطرساز &amp;nbsp;</description>
						<author> مرجان گلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عنوان: مقایسه کیفیت زندگی زنان و مردان شاغل در شرکت ساپکو</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=381&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سلامت محیط کار و سلامت روان با ایجاد شاخص های کیفیت زندگی فراهم می شود. توجه به این مسأله در تمام سازمان ها ضروری می باشد و مانع فرسودگی و راندمان پایین کار خواهد شد. از این رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه کیفیت زندگی زنان و مردان شاغل در ساپکو با استفاده از پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان ها جهانی بهداشت (The world health organization quality of life-BREF یا WHOQOL-BREF) در سال1390 انجام گرفت. روش  ها: این مطالعه از نوع توصیفی، تحلیلی و مقطعی است. جامعه آماری زنان و مردان شاغل در شرکت ساپکو بود. نمونه گیری تصادفی بر اساس ساختار و ترکیب فیزیکی حضور شاغلین زن و مرد انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از از آزمون 2c، ANOVA، t-test و نرم افزار 5/11SPSS استفاده شد. یافته ها: رابطه معنی داری بین جنسیت با وضعیت تأهل، داشتن فرزند، درامد و جایگاه شغلی دیده شد ولی رابطه معنی داری بین جنسیت با سن، تحصیلات، وضعیت مسکن و سابقه کار دیده نشد. همچنین رابطه معنی داری بین کیفیت زندگی با جنسیت، جایگاه شغلی دیده شد ولی رابطه معنی داری بین کیفیت زندگی با سن، تحصیلات، وضعیت تأهل، داشتن فرزند، درامد، وضعیت مسکن و سابقه کار دیده نشد. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر بیانگر بالاتر بودن کیفیت زندگی زنان از مردان است. برای ارتقای کیفیت زندگی این قشر از جامعه برنامه ریزی های آموزشی و اجرایی لازم به نظر می رسد. واژه های کلیدی: کیفیت زندگی،، پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان ها جهانی بهداشت، شرکت ساپکو</description>
						<author> وحیده ناصرخاکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر توانمند سازی سالمندان بر اساس الگوی خانواده محور</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=379&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سالمندی دوران حساسی از زندگی بشر است و توجه به مسایل و نیازهای این مرحله یک ضرورت اجتماعی می باشد. در نظر داشتن نیازهای خاص این دوران و توجه به توانمند سازی، عزت نفس و خودکارامدی در سالمندان امر بسیار مهمی است که به طور عمده مورد غفلت قرار می گیرد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی خانواده محور بر توانمند سازی سالمندان با تأکید بر خودکارامدی، عزت نفس، تهدید درک شده و کیفیت زندگی سالمندان شهر اصفهان انجام گرفت. &amp;nbsp; روش ها: در این مطالعه نیمه تجربی، 64 نفر سالمند دارای توانایی انجام کارهای معمول و روزانه بدون وابستگی به دیگران و فاقد بیماری های سیستمیک و محدود کننده، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. برای گروه آزمون، الگوی توانمند سازی خانواده محور در 10 جلسه 45 دقیقه ای آموزش و اجرا گردید. سطح تهدید درک شده، عزت نفس، خودکارامدی و کیفیت زندگی هر دو گروه، قبل از مداخله و در پایان مداخله به وسیله پرسش نامه ارزیابی شد و در نهایت از آزمون های 2c، Paired-t و Independent-t جهت تجزیه و تحلیل آماری استفاده گردید. &amp;nbsp; یافته ها: آزمون آماری Paired-t بیانگر تأثیر به کارگیری الگوی توانمند سازی خانواده محور در افزایش معنی دار سطح کیفیت زندگی گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد بود (01/0 &gt; P). آزمون آماری Independent-t اختلاف معنی داری را در دو گروه آزمون و شاهد بعد از اجرای برنامه در نمره عزت نفس (01/0 &gt; P) نشان داد، اما خودکارامدی سالمندان بر خلاف افزایش نسبت به قبل از مداخله، معنی دار نبود (07/0P = )؛ در حالی که قبل از مداخله این اختلاف معنی دار نبود . آزمون Independent-t در زمینه خودکارامدی تفاوت معنی داری بین دو گروه قبل از آموزش نشان نداد و بر خلاف افزایش نمره خودکارامدی بعد از مداخله این اختلاف معنی دار نبود (07/0P = ). &amp;nbsp; نتیجه گیری: الگوی توانمند سازی خانواده محور در سالمندان منجر به ارتقای سطح خودکارامدی، عزت نفس، تهدید درک شده و در نهایت کیفیت زندگی سالمندان گردید. اجرای برنامه هایی با محوریت خانواده، در این گروه سنی توصیه می گردد. &amp;nbsp; واژه های کلیدی: الگوی توانمند سازی خانواده محور، کیفیت زندگی، خودکارامدی، عزت نفس، تهدید درک شده، سالمند &amp;nbsp;</description>
						<author> لیلی ربیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت نگرش مذهبی دانشجویان دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=377&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: شواهد پژوهشی نشان می دهد که نگرش مذهبی در تمام جنبه های روان شناختی زندگی بشر تأثیرات بسزایی دارد. این پژوهش با هدف، بررسی وضعیت نگرش مذهبی دانشجویان جدید الورود دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گرفت.روش ها: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر در مهر ماه 1389 بر روی 200 نفر از دانشجویان جدید الورود دانشکده بهداشت اجرا گردید. داده ها با استفاده از پرسش نامه نگرش مذهبی دکتر خدایاری فرد جمع آوری شد و با استفاده از آزمون آماری t و ANOVA تجزیه و تحلیل گردید.یافته ها: میانگین و انحراف معیار نمره دینداری کل برای دانشجویان مورد بررسی 337/52 &amp;plusmn; 51/486 بود. میانگین و انحراف معیار شناخت دینی 14/5 &amp;plusmn; 38/59 و التزام به وظایف دینی 232/29 &amp;plusmn; 96/231 به دست آمد. نتایج نشان داد که نگرش مذهبی دانشجویان در تمام ابعاد دینی بسیار قوی و نگرش مذهبی دختران دانشجو به طور معنی داری بیش از پسران بود (05/0 &gt; P). همچنین بین متغیرهای سن و رشته تحصیلی با نگرش مذهبی ارتباط معنی دار آماری وجود داشت (05/0 &gt; P).نتیجه گیری: اجرای برنامه های کاربردی توسط دانشگاه به منظور ارتقای بیشتر نگرش مذهبی دانشجویان به خصوص در مؤلفه التزام به وظایف دینی توصیه می گردد.واژه های کلیدی: نگرش، مذهب، دانشجویان، دینداری</description>
						<author> مهری رجالی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان تأثیر آموزش مبتنی بر الگوی فرانظری بر فعالیت جسمانی در دانشجویان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=378&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مداخلات آموزشی جهت ارتقای فعالیت جسمانی دانشجویان از اولویت های بهداشتی است. یکی از رویکردهای نظری برای ارتقا و نگهداشت فعالیت جسمانی، الگوی فرانظری (Trans-theoretical model) است. این پژوهش با هدف تعیین میزان تأثیر الگوی آموزشی فرانظری بر فعالیت جسمانی دانشجویان در سال 1390 اجرا شد. روش  ها: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی است که با مشارکت 200 دانشجو (در دو گروه مداخله و شاهد) انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ای چهار قسمتی مشتمل بر اطلاعات فردی&amp;rlm;، پرسش نامه مراحل تغییر فعالیت جسمانی (SECQ)، مقیاس سنجش خودکارامدی و مقیاس سنجش موازنه تصمیم گیری بود. مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی فرانظری با روش های بحث گروهی و سخنرانی اجرا شد. بسته آموزشی شامل پمفلت، پوستر و فیلم بود. 8 هفته پس از اجرای آخرین جلسه آموزشی، داده های پس آزمون جمع آوری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار 19SPSS و با شاخص های مرکزی و آزمون های McNemar و Paired t با سطح اطمینان 95 درصد تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: پیش از مداخله هیچ گونه اختلاف معنی داری بین شغل، وضعیت تأهل، میانگین سن افراد و مراحل تغییر فعالیت جسمانی در دو گروه آزمون و شاهد وجود نداشت (05/0 &lt; P). در گروه آزمون مراحل فعالیت جسمانی به سمت مراحل فعال پیش رفت (001/0 &gt; P)؛ اما در گروه شاهد مراحل فعالیت جسمانی تغییر معنی داری نداشت. نمره موازنه تصمیم گیری، خودکارامدی و میزان فعالیت جسمانی در گروه آزمون بر اثر آموزش افزایش معنی داری داشت (001/0 &gt; P). نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که اجرای مداخلات آموزشی مبتنی بر الگوی فرانظری یکی از راهکارهای مؤثر در جهت ارتقای فعالیت جسمانی در دانشجویان است. واژه های کلیدی: آموزش، الگوی فرانظری، فعالیت جسمانی</description>
						<author> یوسف پرهوده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی دانش، بینش و عملکرد پزشکان عمومی شهر رفسنجان نسبت به سیستم پژوهش سلامت و ارایه راهکارهایی به منظور افزایش سطح دانش، بینش و عملکرد آن‌ها</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=376&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: نظام پژوهش سلامت، نظام برنامه ریزی، هماهنگی، پایش و مدیریت منابع و فعالیت های پژوهش سلامت به منظور دستیابی به سلامت توأم با عدالت است. پزشکان عمومی به عنوان اعضای اصلی نظام سلامت، نقش به سزایی در دستیابی به آرمان بهداشت و درمان دارند. مطالعه حاضر به منظور بررسی وضعیت دانش، بینش و عملکرد پزشکان عمومی در مورد پژوهش در حیطه سلامت طراحی گردید. روش ها: این مطالعه توصیفی بر روی کلیه پزشکان عمومی شهر رفسنجان (76 نفر) انجام شد. اطلاعات به کمک پرسش نامه پژوهشگرساخته و به روش سرشماری جمع آوری گردید. روایی صوری پرسش نامه طبق نظر دو متخصص اپیدمیولوژی قابل قبول بود و پایایی آن به وسیله تکرار آن در یک نمونه کوچک و از طریق محاسبه Cronbach&amp;#39;s alpha به دست آمد. داده ها با استفاده از آزمون های پارامتریک Correlation،ANOVA و t و غیرپارامتریک 2c مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: هفتاد و دو نفر (7/94 درصد) به سؤالات پاسخ دادند که از این بین 39 نفر (1/54 درصد) مرد و 33 نفر (8/45 درصد) زن بودند. در قسمت دانش، 18 نفر (25 درصد) از دانش ضعیف، 39 نفر (2/54 درصد) از دانش متوسط و 15 نفر (8/20 درصد) از دانش خوب برخوردار بودند. در قسمت بینش، 5 نفر (7 درصد) از افراد تحت بررسی از بینش ضعیف، 42 نفر (3/58 درصد) از بینش متوسط و 25 نفر (7/34 درصد) از بینش خوب نسبت به نظام تحقیقات سلامت برخوردار بودند. در مجموع عملکرد افراد شرکت  کننده نیز ضعیف ارزیابی شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که آگاهی و بینش پزشکان عمومی شهر رفسنجان در مورد سیستم تحقیقات سلامت در حد متوسط و عملکرد آن ها ضعیف بوده است. توصیه می شود برنامه ریزی های لازم در جهت ارتقای سطح دانش و بینش پزشکان عمومی در مورد سیستم تحقیقات سلامت از طریق برگزاری کلاس ها و کارگاه های آموزشی انجام گیرد. همچنین، در نظر گرفتن تسهیلات لازم و بودجه کافی برای پزشکانی که به امر تحقیق در زمینه سلامت می پردازند نیز ضروری است. &amp;nbsp; &amp;nbsp; واژه های کلیدی: دانش، بینش، عملکرد، سیستم تحقیقات سلامت، پزشکان عمومی</description>
						<author> محسن رضائیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>خودکارامدی: مفهومی عملکردی و تأثیرگذار در کنترل دیابت نوع 2</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=375&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: خودکارامدی به عنوان یک متغیر روانی- اجتماعی در حوزه دیابت، از مواردی است که می تواند در انواع پیامدهای این بیماری به صورت مطلوب یا نامطلوب تأثیرگذار باشد. این پژوهش با هدف تعیین میزان خودکارامدی و عوامل مؤثر بر آن در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام گرفت.روش ها: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر در سال 1390 به مدت 4 ماه انجام شد. جامعه مورد مطالعه، بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به یکی از مراکز دیابت شهر اصفهان بودند. حجم نمونه 140 نفر و به روش نمونه گیری مستمر (متوالی) انتخاب شد. میزان خودکارامدی بیماران با استفاده از پرسش نامه دو قسمتی شامل اطلاعات دموگرافیک و مرتبط با بیماری (12 گویه) و ابزار استاندارد خودکارامدی (8 گویه) بر اساس مقیاس ده درجه ای لیکرت اندازه گیری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار 11.5SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: میانگین سنی بیماران 82/7 &amp;plusmn; 23/53 سال (75-37 سال) و طول مدت بیماری شرکت کنندگان در این مطالعه 63/5 &amp;plusmn; 19/7 سال (20-1 سال) گزارش گردید. میانگین و انحراف معیار خودکارامدی 27/9 &amp;plusmn; 29/36 و میزان امتیاز خودکارامدی بین 19 و 56 متغیر بود. در مجموع 6/58 درصد بیماران مبتلا به دیابت دارای خودکارامدی پایین بودند. یافته های مطالعه نشان داد که وضعیت تأهل (01/0P &lt; )، سطح تحصیلات (04/0 = P)، وضعیت سلامتی عمومی فرد از دیدگاه خود (04/0 = P)، طول مدت ابتلا به دیابت (02/0 = P) و HbA1C (02/0 = P) با خودکارامدی ارتباط معنی داری داشتند؛ به طوری که افراد متأهل، دارای تحصیلات بیشتر، وضع سلامتی مطلوب و مدت زمان بیشتر ابتلا به دیابت دارای خودکارامدی بالاتری بودند و با افزایش خودکارامدی میزان HbA1C کاهش یافت.نتیجه گیری: با توجه به این مورد که خودکارامدی به عنوان یکی از عوامل مؤثر و کلیدی در کنترل دیابت به شمار می رود و این که درصد چشمگیری از بیماران مورد مطالعه از امتیاز خودکارامدی پایینی برخوردار بودند، ضرورت انجام مداخلات آموزشی با بهره گیری از مدل های آموزش بهداشت و ارتقای سلامت با تمرکز بر سازه خودکارامدی اجتناب  ناپذیر می نماید.واژه های کلیدی: خودکارامدی، دیابت نوع 2، HbA1C، بیمار مبتلا به دیابت نوع 2.</description>
						<author> آذر طل</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
