<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله تحقیقات نظام سلامت </title>
<link>http://hsr.mui.ac.ir</link>
<description>مجله تحقیقات نظام سلامت - مقالات نشریه - سال 1391 جلد8 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/5/11</pubDate>

					<item>
						<title>مروری بر ویژگی‌های غذا در صنایع تبدیلی ارگانیک</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=412&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>صنایع غذایی ارگانیک بخش کوچک ولی پرسرعت در صنایع تبدیلی کشورهای پیشرفته است. محصولات صنایع تبدیلی بر حسب نسبت مواد اولیه ارگانیک به کار رفته در فرمولاسیون، تقسیم بندی می شوند. استفاده از نگهدارنده ها، رنگ ها و طعم های مصنوعی ممنوع است و مواد غیر ارگانیک مورد استفاده باید در استاندارد ارگانیک مجاز شناخته شده باشند. در سال های اخیر احتمال بالاتر بودن ترکیبات زیست فعال مانند ویتامین های آنتی اکسیدان و ترکیبات فنولیک در محصولات ارگانیک قوت بیشتری گرفته است. در شرایط یکسان، محصولات ارگانیک حاوی نیترات و باقی مانده های شیمیایی کمتری هستند، ولی محدودیت استفاده از قارچ کش ها احتمال وجود سموم قارچی را در آن ها افزایش می دهد. مقاله حاضر مروری بر ویژگی های غذاهای ارگانیک در پنج بخش قوانین، بازار، تولید، ویژگی های تغذیه ای و ایمنی غذایی است.</description>
						<author> مریم میرلوحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مبانی فقهی جراحی بکارت</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=413&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>محافظت از پرده بکارت ارتباط وثیق به احکام شرعی دارد، شریعت بر محافظت از ناموس و فضیلت و عفت و طهارت تأکید نموده و در فقه مجازات و ضمانی بر عهده ازاله کننده آن قرار داده است. این مطالعه با هدف، مرور منابع فقهی ترمیم بکارت انجام شد. این پژوهش مبتنی بر رویکرد نظری بود و با مطالعه اسناد موجود در این زمینه و جستجوهای انجام گرفته از منابع اطلاعاتی بر روی واژه های پرده بکارت و ترمیم بکارت در فقه صورت گرفت. جایز بودن ترمیم بکارت در صورتی که تجاوز به عنف و اکراه سبب ازاله پرده بکارت باشد و یا در اثر به زمین خوردن دختر، تصادف و پرش و در صورتی که سبب از بین رفتن پرده بکارت وطئ بر اساس ازدواج باشد ترمیم حرام است، خواه بیوه و مطلقه باشد یا نباشد و در صورتی که سبب ازاله بکارت مرتکب شدن به زنا با رضایت باشد و مشهور به زنا نیز باشد ترمیم حرام است و اگر مشهور به زنا نباشد و توبه نکرده باشد ترمیم جایز نیست، اما اگر توبه کرده باشد، دو احتمال در آن وجود دارد و با توجه به این که مفسده فریب دادن شوهر در هر حال باقی است، لذا احتمال جایز نبودن ترمیم قوی تر است. با توجه به اهمیت موضوع، رجوع به منابع فقهی در اقدام بر جراحی ترمیمی بکارت الزامی است. واژه های کلیدی: عمل جراحی بکارت، فقه، ازاله بکارت</description>
						<author> علی اصغر شریفی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط سرطان پستان با شایع‌ترین عوامل خطر بیماری‌های غیر واگیر در یک مطالعه اکولوژیک</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=414&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سرطان پستان شایع ترین عامل مرگ مرتبط با سرطان در زنان دنیا است؛ به طوری که سالیانه بیش از 1/1 میلیون مورد جدید سرطان پستان در جمعیت زنان جهان رخ می دهد. با توجه به اهمیت موضوع، این مطالعه با هدف، تعیین نقش فاکتورهای غذایی از قبیل مصرف سبزیجات و میوه جات، لبنیات، غذاهای سرخ کردنی، ماهی، نمک به همراه غذا و عواملی هم چون وزن بدن، فعالیت فیزیکی، پرفشاری خون، دیابت، دخانیات، سطح تحصیلات و وضعیت تأهل در ایجاد سرطان پستان انجام گرفت. روش ها: ابتدا ضریب همبستگی Pearson دو طرفه بین میانگین بروز سرطان پستان در سال های 85-1380 و تناسب عوامل خطر شایع بیماری های غیر واگیر محاسبه شد. عوامل خطری که ضریب همبستگی آن ها از لحاظ آماری معنی دار بود، جدا گردیده و وارد مدل رگرسیون خطی چند گانه شدند تا ارتباط آن عامل، در طی این سال ها هم به صورت انفرادی و هم در صورت وجود عوامل مؤثر دیگر بررسی شوند. یافته ها: بر اساس آمارهای موجود، سرطان پستان شایع ترین سرطان در زنان ایران و در مجموع سومین سرطان شایع کشور می باشد. بر اساس ضریب همبستگی Pearson، بین بروز سرطان پستان در زنان با ابتلا به دیابت، مصرف ماهی در هفته، تحصیلات دانشگاهی و عدم مصرف میوه جات در هفته ارتباط مثبت معنی دار وجود داشت، ولی بین بروز سرطان پستان با عدم مصرف ماهی در هفته، بی سوادی و مصرف میوه جات در هفته ارتباط منفی معنی دار وجود داشت. Regression analysis نشان داد که تحصیلات دانشگاهی، درصد مصرف میوه جات در هفته و ابتلا به دیابت در زنان، دارای ارتباط معنی دار بودند. نتیجه گیری: از آن جایی که این مطالعه از نوع اکولوژیک می باشد، در تفسیر نتایج آن باید مواظب مغالطه اکولوژیک بود. این مطالعه فقط می تواند فرضیه هایی را درباره عوامل احتمالی سرطان پستان در ایران به وجود آورد که اثبات آن مستلزم انجام مطالعات دیگری از قبیل هم گروهی و موردی- شاهدی می باشد. واژه های کلیدی: سرطان پستان، عوامل خطر شایع، ارتباط، رگرسیون خطی، مطالعه اکولوژیک و مغالطه اکولوژیک.</description>
						<author> هدایت عباس تبار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان آلودگی صوتی در بخش‌های بیمارستان فیض و محوطه اطراف آن</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=411&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: توجه به آرامش و آسایش بیماران در زمان اقامت و بستری در بیمارستان با توجه به وضعیت ناخوشایند آنان، حایز اهمیت می باشد. آلودگی صوتی بالاتر از حد مجاز، بیماری این افراد را تشدید می کند. همچنین بالا بودن این عامل زیان آور روی کارکنان بیمارستان تأثیر می گذارد و در نتیجه در ارایه خدمات مناسب به بیماران اثر منفی خواهد گذاشت. بنابراین این تحقیق با هدف بررسی میزان آلودگی صوتی در بخش های مختلف بیمارستان فیض و محوطه اطراف آن صورت گرفت. روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی بود که در سه ماه اول سال 1390 به انجام رسید. جهت سنجش میزان صدا در بخش های مختلف بیمارستان و خیابان های اطراف آن از دستگاه صداسنج مدل 440-CEL استفاده شد. پارامترهای محیطی صدا مانند 10L، 50L، 95L، 95L، 99L، Leq،SEL ،SPL ،Lmin &amp;nbsp;و Lmax اندازه گیری گردید. اندازه گیری ها در نوبت صبح ساعت 8 تا 12 و بعد از ظهر ساعت 16 تا 20 انجام گرفت. یافته ها: حداکثر میانگین تراز معادل صدا (Leq) در نوبت صبح مربوط به بخش درمانگاه 72/66 دسی بل و در نوبت بعد از ظهر مربوط به بخش اداری بیمارستان 80/65 دسی بل بود. میانگین پارامترهای Lmax، Leq، SEL و 10L در نوبت صبح به ترتیب معادل 87/61، 17/58، 50/61 و 62/60 دسی بل و در نوبت بعد از ظهر به ترتیب معادل 67/69، 06/62، 58/71 و 87/64 دسی بل بود. نتیجه گیری: آزمون های آماری نشان داد که بین مقادیر اندازه گیری شده صبح و بعد از ظهر اختلاف معنی داری وجود داشت (001/0 &gt; P)؛ یعنی میانگین مقادیر شاخص های مذکور در نوبت بعد از ظهر بیشتر از نوبت صبح بود. در مجموع مشخص شد که بیمارستان فیض از آلودگی صوتی بالایی برخوردار است و در اکثر موارد، مقادیر بالاتر از استانداردهای سازمان حفاظت محیط زیست ایران می باشد. واژه های کلیدی: آلودگی صوتی، تراز فشار صوت، بیمارستان.</description>
						<author> نگار جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اختلالات اسکلتی- عضلانی در پرسنل پرستاری دارای وظیفه جابجایی بیمار</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=410&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: شغل پرستاری به دلیل ماهیت وظایف از جمله مشاغلی است که در آن WMSDs (Work-related musculoskeletal disorders) از شیوع بالایی برخوردار است. این مطالعه با هدف تعیین شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی و پارامترهای مرتبط با آن در میان پرستاران دارای وظایف جابجایی بیمار صورت گرفت. روش ها: در این مطالعه مقطعی که در تابستان 1390 انجام شد، 400 پرستار شاغل در 75 بخش از 11 بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسش نامه نوردیک جمع آوری شد. داده های مطالعه با استفاده از نرم افزار آماری 16SPSS تجزیه و تحلیل شد. شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی و فاصله اطمینان 95 درصد محاسبه شد. برای تعیین عوامل مرتبط با اختلالات مقدار P کمتر از 05/0 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد. یافته ها: میانگین سن و سابقه کار افراد مورد مطالعه به ترتیب 44/6 &amp;plusmn; 78/30 و 75/5 &amp;plusmn; 92/6 سال به دست آمد. 2/88 درصد از پرستاران مورد مطالعه (2/91 - 2/85؛ 95 درصدCI) در طی 12 ماه گذشته حداقل در یک ناحیه از بدن دچار اختلالات اسکلتی- عضلانی بودند. بیشترین اختلالات در ناحیه کمر (5/71 درصد)، پاها (2/68 درصد)، دست و مچ دست (5/64 درصد)، گردن (2/42 درصد) و شانه (42 درصد) گزارش شد. آنالیز Logistic regression نشان داد که علایم اسکلتی- عضلانی در پرسنل پرستاری مورد مطالعه با سابقه کار، نسبت پرستار به تخت، جنسیت و نوع نظام نوبت کاری دارای ارتباط معنی دار است (05/0 &gt; P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه می توان نتیجه گرفت که شیوع WMSDs در میان پرسنل پرستاری دارای وظایف جابجایی بیمار بالا می باشد. بنابراین بر اساس این نتیجه و مدل سازی رگرسیونی، لازم است عوامل مؤثر در وقوع این اختلالات حذف یا اصلاح شود. همچنین روش های جابجایی بیمار بهبود یابد و از وسایل کمکی جابجایی بیمار استفاده شود. واژه های کلیدی: اختلالات اسکلتی- عضلانی، پرسنل پرستاری، جابجایی بیمار</description>
						<author> رقیه عابدینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت مدیریت مواد زاید شهری در مسجد سلیمان در ارتباط با سلامت محیط</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=408&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مدیریت مواد زاید جامد امروزه یکی از مهم ترین دغدغه های جوامع بشری می باشد. در ایران مدیریت و ساماندهی مواد زاید در بسیاری از شهرها هیچ گونه مطابقتی با استانداردهای معمول محیط زیست ندارد و سلامت مردم در معرض خطر می باشد. این تحقیق با هدف، بررسی وضعیت مدیریت مواد زاید در مسجد سلیمان و تعیین کیفیت شیمیایی شیرابه زباله تولیدی و اثرات ناشی از آن بر سلامت محیط انجام شد. روش ها: ابتدا چگونگی منطقه بندی شهری و تجهیزات و امکانات شهرداری، منابع تولید زباله، نحوه جمع آوری و دفع آن بررسی و سپس مقدار زباله تولیدی در ایستگاه های موقت در هر روز تعیین و مشکلات موجود در سیستم مدیریت مواد زاید از تولید تا دفع نهایی مشخص گردید. نمونه ها بر اساس روش استاندارد تهیه و ترکیب درصد و رطوبت زباله محاسبه شد. ترکیب شیمیایی شیرابه زباله از طریق تعیین پارامترهایی مانند COD، BOD، pH، مواد فرار، باقی مانده خشک و فلزات سنگین تعیین گردید.&amp;nbsp; یافته ها: نتایج نشان دادند که با توجه به میانگین کل تولید زباله و مقدار سرانه آن در سال به ترتیب برابر 14407663 و 162 کیلوگرم، در سیستم مدیریتی موجود مشکلات مختلفی وجود دارد که سبب انباشته شدن زباله ها در نقاط مختلف شهر، نشت شیرابه و تجمع حیوانات ولگرد و حشرات موذی، افزایش بیماری های مرتبط و غیر بهداشتی شدن فضای کلی شهر شده است. همچنین مشخص گردید که میانگین غلظت فلزات سنگین Cu، Pb، Ni، Cd، Cr و Zn در شیرابه محل دفع نهایی به ترتیب برابر 528/0، 34/5، 95/3، 309/1، 015/2 و 565/6 و میانگین غلظت COD برابر 2/41523 و BOD برابر 35500 میلی گرم در لیتر می باشد. &amp;nbsp;</description>
						<author> سعید شنبه زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر دریافت سویا بر سطح لپتین سرم در یک کارآزمایی بالینی متقاطع در زنان مبتلا به سندرم متابولیک</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=409&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ممکن است مصرف سویا بر سطح سرمی لپتین مؤثر باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر مصرف سویا بر سطح لپتین سرم در زنان یائسه مبتلا به سندرم متابولیک است. روش ها: در این کارآزمایی بالینی متقاطع 42 زن مبتلا به سندرم متابولیک شرکت کردند. سپس افراد به یکی از گروه های زیر به مدت 8 هفته تقسیم شدند. گروه شاهد که رژیم غذایی DASH (Dietary approaches to stop hypertension)، گروهی که رژیم غذایی پروتئین سویا و گروهی که رژیم غذایی دانه سویا دریافت کردند. سطح لپتین سرم به روش ELISA (Enzyme-linked immunosorbent assay) اندازه گیری شد. یافته ها: در طول سه مرحله مداخله تغییر معنی داری در وزن دیده نشد. همچنین تفاوت معنی داری بین مقادیر نهایی غلظت لپتین سرم بعد از استفاده از این رژیم های غذایی مشاهده نگردید (میانگین هندسی &amp;plusmn; انحراف معیار: ng/mL 5/2 &amp;plusmn; 9/16 در گروه شاهد، ng/mL 6/1 &amp;plusmn; 1/16 در گروه پروتئین سویا و ng/mL 7/1 &amp;plusmn; 9/15 در گروه دانه سویا). مقایسه درصد تغییرات سطح سرمی لپتین در گروه پروتئین سویا و دانه سویا نسبت به گروه شاهد نشان داد که رژیم های حاوی سویا اثری در تغییرات سطح لپتین نداشتند. نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که پروتئین و دانه سویا تأثیری بر وزن و سطح لپتین سرم در زنان یائسه مبتلا به سندرم متابولیک ندارد. واژه های کلیدی: سویا، لپتین، سندرم متابولیک، زنان یائسه</description>
						<author> لیلا آزادبخت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی دانش، نگرش و عملکرد پرسنل یک بیمارستان دانشگاهی پیرامون پیش‌گیری از ابتلا به آنفلوانزای نوع H1N1</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=406&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اقدامات پیش گیری از ابتلا به آنفلوانزای نوع H1N1 از اهمیتی حیاتی برخوردار می باشد. مطالعه حاضر با هدف، بررسی دانش، نگرش و عملکرد کارکنان درمانی و خدماتی یک بیمارستان دانشگاهی، پیرامون پیش گیری از ابتلا به این بیماری صورت گرفت. روش ها: این مطالعه مقطعی در سال 1389 انجام شد و جامعه پژوهش را کلیه کارکنان بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) رفسنجان تشکیل می داد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته ای مشتمل بر 38 سؤال جهت بررسی اطلاعات دموگرافیک (8 سؤال)، دانش (4 سؤال)، نگرش (9 سؤال) و عملکرد (17 سؤال) بود. اطلاعات موجود توسط نرم افزار آماری 17SPSS و با استفاده از آزمون 2c مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در این مطالعه 136 نفر از کارکنان اقدام به تکمیل پرسش نامه نمودند. دانش و عملکرد پرسنل در سطح خوب و قابل قبولی ارزیابی شد و اکثریت آن ها نگرش مثبتی نسبت به درمان و پیش گیری از آنفلوانزای نوع H1N1 داشتند. نتیجه گیری: داشتن دانش خوب، نگرش مثبت و عملکرد مناسب توسط پرسنل، چشم انداز روشنی را در رابطه با پیش گیری از آنفلوانزای نوع H1N1 نمایان می سازد. با این وجود، تعمیم نتایج مطالعه حاضر به دیگر بیمارستان های دانشگاهی نیازمند انجام مطالعات بیشتر است. &amp;nbsp; &amp;nbsp; واژه های کلیدی: دانش، نگرش، عملکرد، پرسنل بیمارستان، پیش گیری، آنفلوانزای نوع H1N1</description>
						<author> محسن رضائیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نگرش دانشجویان دختر دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نسبت به حجاب و پوشش زنان و برخی عوامل مؤثر بر آن</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=407&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: حفظ ارزش ها و شعایر اسلامی از وظایف مسلم همه نهادها می باشد و رعایت پوشش اسلامی توسط دانشجویان دانشگاه از مصادیق بارز آن به شمار می آید. این بررسی با هدف تعیین دیدگاه دانشجویان دختر دانشکده بهداشت در مورد حجاب و برخی از عوامل مؤثر بر آن انجام شد.روش ها: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر بر روی 315 دانشجوی دختر دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. ابزار مورد استفاده پرسش نامه محقق ساخته بود. اطلاعات جمع آوری شده در نرم افزار SPSS و با استفاده از روش های آماری توزیع فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و آزمون 2c مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در زمینه نگرش دانشجویان به حجاب، 4/19 درصد با حجاب موافق، 19 درصد مخالف و 6/61 درصد نظر بینابینی داشتند. بررسی توزیع فراوانی دانشجویان از نظر نوع حجاب در دانشگاه نشان داد که 9/48 درصد از دانشجویان در داخل دانشگاه با چادر، روپوش و مقنعه بودند. بین متغیرهایی مانند رشته تحصیلی دانشجویان (21/0 = P)، تعداد واحدهای گذرانده شده (26/0 = P) و وضعیت تأهل دانشجویان (95/0 = P) با نگرش آن ها نسبت به حجاب و پوشش رابطه آماری معنی داری دیده نشد؛ در حالی که رابطه بین ترم تحصیلی (031/0 = P) و وضعیت سکونت دانشجویان (008/0 = P) با نگرش آن ها به حجاب معنی دار بود.نتیجه گیری: بر خلاف وجود برخی از دیدگاه ها، نتایج به دست آمده بیانگر گرایش به معنویت و ارزش های دینی در بین کلیه دانشجویان بود و این گرایش فرصت خوبی را برای مسؤولین فرهنگی دانشگاه فراهم می کند که از آن به خوبی و به طور صحیح در جهت ارتقای ارزش های اسلامی در بین دانشجویان بهره برداری نمایند.</description>
						<author> مهری رجالی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کیفیت میکروبی و شیمیایی آب آشامیدنی مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان بویراحمد</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=405&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: آب از نخستین نیازهای زندگی و یکی از مفیدترین مواد طبیعت می باشد که برای زندگی انسان و تمدن او حیاتی است؛ لذا آگاهی از کیفیت آن برای هر مصرف کننده الزامی می باشد. هدف از مطالعه حاضر، تعیین کیفیت میکروبی و شیمیایی آب های آشامیدنی مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان بویراحمد بود. روش ها: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر در مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان بویراحمد و در سال 1389 انجام شد. در این تحقیق، 79 نمونه برای بررسی کیفیت میکروبی و 21 نمونه برای بررسی کیفیت شیمیایی مورد آزمایش قرار گرفت و نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزار 12SPSS تحلیل گردید. یافته ها: بر اساس آنالیز آزمایش ها مشخص گردید که در 100 درصد موارد، میانگین غلظت پارامترهای شیمیایی) به جز کلر باقی مانده و فلوراید) و میکروبی (فیکال کلیفرم) اندازه گیری شده در محدوه استاندارد، ولی 24 درصد از موارد میکروبی انداز ه گیری شده حاوی کلیفرم بود. نتیجه گیری: با توجه به این که کمیت و کیفیت قابل قبول آب آشامیدنی مسأله بسیار مهمی است که مردم با آن روبرو هستند و از طرف دیگر، با افزایش جمعیت و منابع آلاینده مانند صنایع و کشاورزی و گذشت زمان به مشکل جدی تری مبدل می گردد؛ لازم است به طور اساسی به آن پرداخته شود. با توجه به این که بیشترین میزان مغایرت در میزان کلرزنی آب آشامیدنی است، لذا می تواند نشانگر نامناسب بودن مدیریت آبداران و بی توجهی آن ها در امر کلرزنی باشد. در ضمن، بهسازی منابع آب جهت جلوگیری آلودگی آب به سایر کلیفرم ها و رعایت استانداردهای آب آشامیدنی جهت بهره برداری از منابع آب ضروری است.</description>
						<author> علیرضا رایگان شیرازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجارب دانشجویان پرستاری از کارورزی با برنامه Mentorship: یک مطالعه کیفی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=404&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: آموزش بالینی، بخشی اساسی از دوره آموزش پرستاری می باشد و متأسفانه هنوز یک برنامه آموزشی مناسب که انتظارات دانشجویان پرستاری را برآورده نماید، تنظیم و اجرا نشده است. این مطالعه به صورت کیفی و با هدف، تعیین تجارب دانشجویان پرستاری از کارورزی با برنامه منتورشیپ (Mentorship) اجرا گردید. روش ها: مطالعه حاضر یک تحقیق کیفی و از نوع آنالیز درون مایه ای بود که جامعه آماری آن را 16 نفر از دانشجویان ترم آخر دانشکده پرستاری دانشگاه خرم آباد تشکیل می دادند. این دانشجویان در نیم سال دوم سال تحصیلی 90-1389 تحصیل می کردند و کارورزی خود را با برنامه Mentorship گذرانده بودند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه عمیق و نیمه ساختاردار استفاده شد. مدت مصاحبه از 30 تا 45 دقیقه متغیر بود و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع اطلاعاتی ادامه یافت. سرانجام داده ها با کدگذاری در سه سطح یک، دو و سه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: با بررسی مصاحبه ها، 59 کد مفهوم اولیه به دست آمد و با توجه به ماهیت مفاهیم به دو طبقه مزایا و معایب تقسیم شدند. از پنج درون مایه فرعی در طبقه مزایا، دو مورد (مشارکت در مراقبت و بهبود کیفیت) تحت عوامل مربوط به آموزش و 3 مورد (رضایت دانشجو، توان و مهارت دانشجو و توان مربی) تحت عوامل فردی قرار گرفت. در طبقه معایب برنامه، از شش درون مایه فرعی، دو مورد (پرسنل و مربی) تحت عوامل مدیریت و سه مورد (انضباط آموزشی، طرح درس و محدودیت وقت) تحت عوامل آموزشی قرار گرفت. نتیجه گیری: همان طور که از نظرات مشخص است، این برنامه دارای نقاط قوت و ضعفی بود. طبقاتی که از داده های این مطالعه ایجاد شد همگی در راستای ایجاد ساختار آموزشی مناسب برای یادگیری مطلوب دانشجویان و بهبود ارایه خدمات به جامعه قابل استفاده بود. کلیدواژه: پرستاری، منتورشیپ (Mentorship)، آموزش بالینی، مطالعه کیفی &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;</description>
						<author> حشمت حیدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقدار آلومینیوم باقی‌مانده ناشی از انعقاد متداول و پیشرفته با استفاده از پلی‌آلومینیوم کلراید (PACL) در آب تصفیه شده</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=403&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پلی آلومینیوم کلراید (PACL) یک منعقد کننده معدنی می باشد که در سال های اخیر کاربرد زیادی جهت حذف رنگ و کدورت در صنعت تصفیه آب پیدا کرده است. در اثر اضافه نمودن مواد منعقد کننده به آب، مقادیری از این مواد در آب حل شده و در آب تصفیه شده نهایی باقی می مانند. آلومینیوم یکی از موادی است که در منعقد کننده هایی با پایه آلومینیوم (مثل آلوم و PACL) وجود دارد و مقادیر ناچیزی از آن در آب، باعث بروز مشکلات بهداشتی زیادی مانند آلزایمر و آنسفالوپاتی دیالیزی می شود. آژانس حفاظت محیط زیست (EPA) حداکثر غلظت مجاز آلومینیوم در آب آشامیدنی را mg/l 2/0 تعیین کرده است. انعقاد پیشرفته به صورت اضافه نمودن ماده منعقد کننده اضافی در جهت حذف مواد آلی طبیعی (Natural organic matter یا NOM)، به عنوان پیش سازهای محصولات جانبی گندزدایی (DBPs) تعریف می شود و به عنوان بهترین تکنولوژی در دسترس جهت تصفیه و حذف این مواد استفاده می گردد. روش ها: این مطالعه بر روی تصفیه خانه آب اصفهان انجام شد و مقدار آلومینیوم باقی مانده در اثر اضافه نمودن PACL در انعقاد متداول و پیشرفته در مقیاس آزمایشگاهی جار تست مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین آلومینیوم باقی مانده در انعقاد پیشرفته بیشتر از انعقاد متداول می باشد، ولی مقدار آلومینیوم باقی مانده در این دو مرحله کمتر از حداکثر مجاز توصیه شده توسط EPA می باشد. نتیجه گیری: با به کارگیری فرایند انعقاد پیشرفته به همراه استفاده از PACL، نه تنها اهداف اصلی این فرایند یعنی بالا بردن درصد حذف مواد آلی طبیعی و کدورت، محقق گردید؛ بلکه با چندین برابر کردن مصرف ماده منعقد کننده، مقدار آلومینیوم باقی مانده آن کمتر از حداکثر مجاز توصیه شده بود.</description>
						<author> محمد مهدی امین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مؤثر بر تفاوت رفتار باروری عشایر اسکان‌یافته و کوچ‌رو سمیرم</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=401&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از مهم ترین مقوله های علم جمعیت، مطالعه باروری است. باروری یکی از رویدادهای طبیعی جمعیت و از عناصر مهم رشد جمعیت است. باروری در ظاهر نوعی رفتار بدون مداخله است ولی در عمل متأثر از ارزش ها و هنجارهای اجتماعی است که فرهنگ و اعتقادات سنتی افراد نقش مهمی در این امر دارد. این مطالعه با هدف مقایسه بین رفتار باروری عشایر کوچ رو و اسکان یافته در منطقه سمیرم و یافتن عوامل مؤثر بر این رفتار انجام گردید. روش ها در این مطالعه توصیفی و پیمایشی، 357 خانوار از عشایر شهرستان سمیرم با نسبت 70 درصد عشایر کوچ رو و 30 درصد اسکان یافته به روش نمونه گیری تصادفی ساده مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری، پرسش نامه ای شامل باورهای سنتی، نگرش به فرزند، نگرش به تنظیم خانواده، مشارکت مردان در تنظیم خانواده، سن ازدواج و تحصیلات بود. داده های به دست آمده با کمک نرم افزار SPSS با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی توسط ضریب همبستگی Pearson، آزمون Independent t، 2c و تحلیل رگرسیون پیش بینی باروری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها باورهای سنتی پاسخگویان در خصوص باروری عشایر اسکان یافته به طور معنی داری بیشتر از عشایر کوچ رو است (0001/0 = P). نگرش نسبت به فرزند و تنظیم خانواده، میزان مشارکت مردان در امر تنظیم خانواده، سن ازدواج دختران و سطح تحصیلات در عشایر اسکان یافته به طور معنی داری بیشتر از عشایر کوچ رو است (0001/0 = P). سطح باروری عشایر اسکان یافته به طور معنی داری کمتر از عشایر کوچ رو است (0001/0 = P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که فقط باورهای سنتی عشایر در خصوص باروری پیش بینی کننده رفتار باروری آن ها می باشد. بحث اسکان عشایر موجب کاهش باورهای سنتی عشایر در خصوص باروری، تغییر نگرش آنان نسبت به فرزند، امر تنظیم خانواده، مشارکت بیشتر مردان در امر تنظیم خانواده، افزایش سطح تحصیلات، کاهش باروری و نیز افزایش سن ازدواج دختران عشایر شده است. افزایش تحصیلات عشایر نیز می تواند منجر به کاهش باروری عشایر گردد. واژه های کلیدی: باروری، تنظیم خانواده، سن ازدواج.</description>
						<author> حمید کشاورز</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط مصرف غذاهای آماده Fast food)) با نمایه توده بدنی و دور کمر در دختران نوجوان اصفهانی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=402&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: با توجه به شیوع بالای چاقی و چاقی شکمی در نوجوانان و ارتباط آن با دریافت غذایی، هدف از این مطالعه بررسی ارتباط میان مصرف غذاهای آماده به عنوان نمایانگری از رژیم غذایی با نمایه توده بدنی و دور کمر در دختران نوجوان مقطع راهنمایی می باشد. روش ها: این تحقیق یک پژوهش مقطعی بود که روی 140 دختر نوجوان 10 تا 14 ساله در مدرسه راهنمایی زینب منطقه جی اصفهان انجام گرفت. دانش آموزان به روش تصادفی انتخاب شدند و از آن ها فرم FFQ&amp;nbsp; فعالیت بدنی بررسی شد. BMI (Body mass index) کمتر از صدک 15 استاندارد برای سن و جنس به عنوان &amp;quot;کم وزن&amp;quot;، بین صدک 15 تا کمتر از صدک 85 &amp;quot;وزن طبیعی&amp;quot;، بین صدک 85 تا کمتر از صدک 95 &amp;quot;اضافه وزن&amp;quot; و مساوی یا بیشتر از صدک 95 به عنوان &amp;quot;چاقی&amp;quot; طبقه بندی شد. یافته ها: نتایج این مطالعه حاکی از آن است که میانگین BMI در جمعیت برابر 86/19 و دور کمر برابر 69 است و 7/35 درصد این نوجوانان یا چاق بودند یا اضافه وزن داشتند. همچنین میانگین دریافت غذای آماده برابر 6/174 گرم در روز بود. داده ها به دست آمده ارتباط معنی داری میان مصرف غذای آماده با نمایه توده بدن و دور کمر نشان داد (009/0 = P، 02/0 = P). نتیجه گیری: ارتباط معنی داری بین مصرف غذای آماده با دور کمر و نمایه توده بدنی در دختران نوجوان اصفهانی دیده شد. از این رو آموزش های لازم برای نوجوانان ضروری است.&amp;nbsp; واژه های کلیدی: غذای آماده، چاقی، چاقی شکمی، نمایه توده بدن، دور کمر&amp;nbsp; &amp;nbsp;</description>
						<author> مریم السادات میرسیفی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی غلظت فلزات سنگین در آب ورودی به دستگاه دیالیز بیمارستان‌های استان قم و مقایسه آن با استانداردهای AAMI و EPH</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=399&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: وجود فلزات سنگین در آب ورودی به دستگاه های دیالیز و ورود آن به بدن بیماران دیالیزی از طریق همودیالیز (به علت میزان آب زیاد دریافتی در هر بار دیالیز) باعث بروز مشکلات بسیار زیادی از قبیل مسمومیت های حاد، بیماری های مغزی، استخوانی و غیره می شود. بنابراین رعایت استانداردهای مربوطه در زمینه مقدار فلزات سنگین در آب دیالیز ضروری به نظر می رسد. این تحقیق در سال 1389 روی نمونه آب ورودی به دستگاه های دیالیز بیمارستان های استان قم برای مقایسه مقادیر فلزات سنگین موجود در آن ها و مقایسه با استانداردهای موجود صورت گرفت.روش ها: پژوهش حاضر مطالعه توصیفی تحلیلی است که به صورت مقطعی روی تعداد 45 نمونه از ورودی دستگاه دیالیز بیمارستان های استان قم، صورت گرفت. با توجه به این که تعداد 3 بیمارستان در استان قم دارای واحد دیالیز می باشد، از هر بیمارستان تعداد 15 نمونه برداشت گردید. نمونه ها با دستگاه اتمیک مورد آزمایش قرار گرفتند. داده ها با استفاده از نرم افزار 17SPSS مورد آنالیز قرار گرفتند.یافته ها: میانگین و انحراف معیار غلظت آلومینیوم، سرب و کادمیوم به ترتیب برابر 50/4 &amp;plusmn; 29/4، 42/0 &amp;plusmn; 84/2 و 18/0 &amp;plusmn; 53/0 میکروگرم بر لیتر و روی برابر با 01/0 &amp;plusmn; 002/0 میلی گرم در لیتر به دست آمد که این مقادیر از حد استانداردهای AAMI (Association for the advancement of medical instrumentation) و EPH (Extractable Petroleum Hydrocarbon) پایین تر بود. در تعداد کمی از نمونه ها این مقادیر بالاتراز حد استاندارد بود.نتیجه گیری: میانگین فلزات سنگین اندازه گیری شده در این بیمارستان ها کمتر از حد استاندارد بود. به عبارت دیگر بیماران در شرایط خوبی نسبت به عوارض ناشی از موارد ذکرشده به سر می برند.&amp;nbsp;</description>
						<author> مهدی اسدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پتانسیل خورندگی و رسوب‌گذاری آب آشامیدنی در شبکه توزیع شهر کوهدشت با استفاده از اندیس‌های خورندگی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=400&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از عوامل تأثیرگذار در کیفیت آب خورندگی است. عدم کنترل کیفیت شیمیایی آب در شبکه توزیع باعث وقوع پدیده های خورندگی و رسوب گذاری و در نتیجه آسیب های اقتصادی و بهداشتی می شود. هدف این مطالعه بررسی کیفیت شیمیایی آب آشامیدنی مورد استفاده در شهر کوهدشت و تعین پتانسیل خوردندگی و رسوب گذاری آن است. روش ها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، به طور منظم از 12 منطقه از پیش تعیین شده شهر کوهدشت در دو مرحله نمونه برداری انجام شد. مقادیر اندیس های لانژلیه، رایزنر، خورندگی و پوکوریوس با تعیین پارامترهای درجه حرارت، سختی کلسیم، قلیائیت، کل جامدات محلول و pH محاسبه گردید. از آزمون student t برای تحلیل داده ها و مقایسه میانگین ها استفاده شد. یافته ها: مقادیر اندیس های لانژلیه 47/0-، رایزنر 86/7، خورندگی 43/11 و پوکوریوس 49/6 به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از این واقعیت است که آب شهر کوهدشت دارای خاصیت متمایل به خورندگی است. از این رو مسؤولین آب شهری می بایست اقداماتی در زمینه تعدیل pH و تثبیت آب انجام دهند. واژه های کلیدی: خورندگی&amp;rlm;&amp;rlm;&amp;lrm;، اندیس خورندگی، کوهدشت، سیستم آبرسانی</description>
						<author> افشین ابراهیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان سرب در مارک‌های پرمصرف محصول آرایشی سایه چشم در شهر اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=398&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سرب از راه های مختلف اعم از خوراکی، تنفسی و پوستی وارد بدن انسان می گردد. یکی از منابع پوستی ورود سرب به بدن توسط مواد آرایشی مانند رژ لب و سایه چشم می باشد. ورود سرب به بدن باعث ایجاد خطراتی مانند فشار خون دوران بارداری، سقط جنین و کاهش عملکرد سیستم عصبی نوزادان می گردد. در این مطالعه، میزان سرب در رایج ترین سایه چشم های مصرفی در بازار مورد بررسی قرار گرفت تا ایمنی و کیفیت آن ها سنجیده شده و در نهایت مرغوب ترین نوع آن ها تعیین گردد. روش ها: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر در سال 1390 در شهر اصفهان انجام شد. اطلاعات مربوط به پرمصرف ترین مارک های ماده آرایشی سایه چشم از طریق فروشندگان بزرگ محصولات آرایشی به دست آمد. با استفاده از روش های آماری، تعداد 15 نمونه پرمصرف از این نوع ماده آرایشی انتخاب و با استفاده از دستگاه جذب اتمی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: غلظت سرب در نمونه های مورد مطالعه بین 6- 85/0 میکروگرم بر گرم بر اساس وزن تر به دست آمد و میانگین کلی میزان سرب در تمام نمونه های مورد مطالعه برابر 53/3 میکروگرم بر گرم بود. بیشترین و کمترین غلظت سرب به ترتیب مربوط به مارک های فلورمار با میزان 66/5 و کاویان با مقدار 5/1 میکروگرم بر گرم بود. نتیجه گیری: در این مطالعه غلظت سرب در سایه های چشم مورد مطالعه کمتر از مقدار توصیه شده توسط سازمان غذا و داروی آمریکا (Food and drug administration یا FDA) بود. لذا جهت جلوگیری از اثرات مضر بهداشتی به خصوص برای کودکان و زنان باردار، باید همواره اندازه گیری مقدار سرب در محصولات آرایشی مورد پایش قرار بگیرد تا از اثرات زیانبار آن کاسته شود.</description>
						<author> مرضیه وحید دستجردی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان وزن‌گیری مادران باردار در دوران بارداری بر اساس استانداردهای توصیه شده و ارتباط آن با وزن هنگام تولد نوزادان در شهر اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=396&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از تغییرات مهم دوران بارداری، افزایش وزن زن باردار است که از شاخص های معتبر تغذیه می باشد. وزن گیری مطلوب طی بارداری به دلیل وجود نظریه های متناقض امروز، موضوع بحث و مطالعات متعددی است. با توجه به این که تاکنون در کشورمان مطالعات محدودی در زمینه ارتباط وزن گیری مادر باردار در دوران بارداری با وزن هنگام تولد نوزاد انجام شده است، بنابراین این مطالعه با هدف، تعیین میزان وزن گیری مادر باردار در دوران حاملگی بر اساس استانداردهای توصیه شده و نیز تعیین ارتباط آن با وزن هنگام تولد نوزادان در شهر اصفهان انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی- مقطعی بود و ابزار جمع آوری داده ها را فرم ثبت اطلاعاتی تشکیل می داد که با توجه به داده های ثبت شده در پرونده بهداشتی خانوار تکمیل گردید. حجم نمونه مشتمل بر 225 مادر مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اصفهان بود که به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون های آماری مناسب و نرم افزار SPSS و در سطح معنی داری کمتر از 05/0 تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: میانگین افزایش وزن دوران بارداری 73/11 کیلوگرم بود. میانگین وزن نوزادان هنگام تولد 3193 گرم به دست آمد که 11/7 درصد آنان کمبود وزن هنگام تولد (Low birth weight یا LBW) و 22/6 درصد وزن بیش از 4000 گرم داشتند. میانگین شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI) گروه تحت مطالعه قبل از بارداری نیز 3/25 کیلوگرم بر مترمربع بود. ضریب همبستگی Pearson ارتباط مستقیم معنی داری را بین BMI قبل از بارداری و میزان افزایش وزن دوران بارداری با وزن نوزاد هنگام تولد نشان داد. نتیجه گیری: میانگین افزایش وزن در دوران بارداری شرایط به نسبت مطلوبی را در این مطالعه نشان داد، اما در جزییات افزایش وزن در زیر گروه های BMI مشخص شد که درصد قابل توجهی از زنان لاغر و نرمال نتوانسته اند به میزان توصیه شده افزایش وزن داشته باشند و از سویی دیگر درصد قابل توجهی از زنان دارای اضافه وزن و چاق، افزایش وزن بیش از میزان استاندارد داشتند. با این وجود ارتباط مستقیم معنی داری بین افزایش وزن دوران بارداری با وزن هنگام تولد نوزاد وجود داشت.</description>
						<author> غلامرضا شریفی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه روغن‌های آسکارل (PCB170 و 153 PCB) با استفاده از پرتو میکروویو و تلفیق همزمان TiO2/H2O2</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=397&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ترکیب های بی فنیل های چند کلره (PCBS) از جمله آلاینده های خطرناک شغلی و محیطی است. این مواد جزو یکی از دوازده گروه ترکیبات آلی محسوب می گردند که چالش های شغلی و زیست محیطی عمده ای را ایجاد می کند. این ترکیب ها اثرات بهداشتی مختلفی را با توجه به راه ورود، جنس، سن، غلظت و سطح مواجهه ایجاد می کند. هدف از این مطالعه، تجزیه روغن های آسکارل با استفاده از پرتوهای میکروویو و تلفیق &amp;nbsp;TiO2/H2O2 جهت کاهش مواجهه کارگران می باشد. روش ها : بررسی حاضر مطالعه تجربی آزمایشگاهی بود که در دانشگاه تربیت مدرس در ماه های خرداد تا شهریور 1390 انجام شد. راکتور مورد استفاده یک بالن ژوژه پیرکس ته پهن cc 250 بود که به وسیله یک لوله رابط از طریق منفذی که در بالای میکروویو قرار داشت به یک کندانسور ارتباط پیدا می کرد. دستگاه میکروویو با فرکانس 2450 مگاهرتز و توان خروجی 900 وات بود. توان پرتو در محدوده 540، 720 و 900 وات مورد استفاده قرار گرفت. pH نمونه ها و دما به طور مداوم پایش شد. آزمایش ها به صورت سه بار تکرار گردید و نتایج، میانگین سه بار تکرار می باشد. روغن های آسکارل با استفاده از دستگاه GC-ECD مورد آنالیز قرار گرفت. سپس داده ها وارد نرم افزار 16SPSS گردید و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون آماری t-test تجزیه و تحلیل شد و P کمتر از 05/0 معنی دار تلقی گردید. یافته ها: میانگین تجزیه برای مجموع PCBها بر حسب توان پرتو میکروویو با 540، 720 و 900 وات به ترتیب 25/84، 81/88 و 84/95 بود. میانگین تجزیه برای مجموع PCB ها بر حسب نسبت حلال مورد استفاده به روغن آسکارل به میزان 1:1، 2:1 و 3:1 به ترتیب 82/53، 06/79 و 95/94 بود. میانگین تجزیه بر حسب عدم استفاده و به کارگیری H2O2 به میزان 10 درصد و 20 درصد به ترتیب 9/70، 65/84 و 91/88 بود. میانگین تجزیه بر حسب عدم استفاده و به کارگیری&amp;nbsp;با نسبت 05/0، 10/0، 15/0 و 20/0 گرم به ترتیب 9/70، 53/76، 32/77، 10/79 و 19/80 بود. میانگین تجزیه بر حسب عدم استفاده و به کارگیری همزمان H2O2 به میزان 10 درصد و TiO2 با نسبت 05/0، 10/0، 15/0 و 20/0 گرم به ترتیب 9/70، 3/89، 18/91، 17/92 و 16/93 بود. همچنین میانگین تجزیه بر حسب عدم استفاده و به کارگیری همزمان H2O2 به میزان 20 درصد و TiO2 با نسبت های 05/0، 10/0، 15/0 و 20/0 گرم به ترتیب 9/70، 95/93، 95/94، 84/ 95 و 22/97 بود. نتیجه گیری: نتایج تحقیق روی ترکیب های P CB با استفاده از پرتوهای میکروویو در حضور حلال اتانول و اکسیدکننده قوی H2O2 و کاتالیزور TiO2 منجر به تجزیه یا کاهش میزان PCB  در روغن ترانسفورمر  شد. در واقع با افزایش مقدار اتانول میزان تولید رادیکال هیدروکسیل افزایش یافت و موجب کلرزدایی بیشتر مولکول PCB گردید. همچنین میزان تجزیه PCB با افزایش غلظت H2O2 و ازدیاد نسبت &amp;nbsp;TiO2 افزایش یافت. واژه های کلیدی: روغن آسکارل، تجزیه، اتانول، پرتو میکروویو</description>
						<author> رضا تاجیک</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط کیفیت خواب با کیفیت زندگی در بیماران دیالیزی مراکز دیالیز استان چهارمحال و بختیاری</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=395&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ایجاد نارسایی مزمن کلیه و در نهایت همودیالیز سبب ایجاد عوارضی می شود که می تواند کیفیت خواب بیمار و ابعاد مختلف کیفیت زندگی او را تحت&amp;nbsp; تأثیر قرار دهد. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط کیفیت خواب با کیفیت زندگی در بیماران همودیالیزی استان چهارمحال و بختیاری طراحی شد. روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بود. جمعیت مورد مطالعه، بیماران همودیالیزی مراجعه کننده به مراکز همودیالیز استان چهارمحال و بختیاری بودند که به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه با سه بخش مربوط به مشخصات دموگرافیک، پرسش نامه کیفیت خواب پیتزبرگ و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی بود. اطلاعات با نرم افزار 15SPSS و آزمون های آماری Mann-Whitney، 2c و Independent t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: افراد مورد پژوهش 171 نفر بیمار دیالیزی بودند. جنسیت افراد مورد بررسی 95 نفر مرد (6/55 درصد)، 76 نفر زن (4/44 درصد) بودند. میانگین سن در مردان 48/16 &amp;plusmn; 12/59 و در زنان03/18 &amp;plusmn; 55/55 بود و اختلاف میانگین سن در دو جنس معنی دار نبود (18/0 = P). میانگین مدت زمان انجام دیالیز 03/33 &amp;plusmn; 96/36 ماه بود. هیچ کدام از بیماران دیالیزی در دسته بندی با کیفیت زندگی مطلوب قرار نداشتند. همچنین آزمون 2c نشان داد که کیفیت خواب بر کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی تأثیر دارد و این ارتباط از نظر آماری معنی دار بود (05/0 P &lt;). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، ضرورت توجه به کیفیت خواب این بیماران به عنوان یکی از ابعاد مهم تأثیرگذار در ارتقای کیفیت زندگی بیش از بیش مطرح می گردد. واژه های کلیدی: کیفیت خواب،کیفیت زندگی، بیماران همودیالیزی</description>
						<author> معصومه علیدوستی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
