<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله تحقیقات نظام سلامت </title>
<link>http://hsr.mui.ac.ir</link>
<description>مجله تحقیقات نظام سلامت - مقالات نشریه - سال 1392 جلد9 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>با سرطان پروستات PUFA بررسی ارتباط اسیدهای چرب غیر اشباع با چند پیوند دوگانه</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=594&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از شایع ترین سرطان های شناخته شده در امریکا، کانادا و ششمین سرطان شناخته شده در جهان، سرطان پروستات می باشد. فاکتورهای غذایی نقش مهمی در پیشرفت سرطان پروستات دارد. یکی از آن ها، دریافت چربی ها به ویژه دریافت اسیدهای چرب غیر اشباع با چند پیوند دوگانه (Polyunsaturated fatty acid یا PUFA) می باشد. از این رو هدف از این بررسی، مروری بر پژوهش های انجام شده در زمینه ارتباط دریافت PUFA با سرطان پروستات بود. با جستجو در PubMed مقالات با طراحی های مورد شاهدی، کوهورت، کوهورت آینده نگر و آینده نگر انتخاب شد. بنابر نتایج مطالعه های حیوانی، ارتباط مستقیم بین اسیدهای چرب امگا 6 با رشد تومور و ارتباط معکوس بین اسیدهای چرب امگا 3 با رشد تومور پروستات مشاهده گردید. اسیدهای چرب امگا 3 سوبسترا برای تولید ایکوزانوئیدهای ضد التهابی هستند. در مقابل اسیدهای چرب امگا 6 سوبسترا برای تولید ایکوزانوئیدهای پیش التهابی می باشند. در اکثر مطالعه های انسانی ارتباط معکوس بین مصرف ماهی با سرطان پروستات و ارتباط مستقیم بین آلفا لینولنیک اسید با سرطان پروستات مشاهده گردید. مطالعه های انسانی نتایج متفاوتی در زمینه ارتباط PUFA با سرطان پروستات بیان کردند. اسیدهای چرب امگا 3 از منابع دریایی و گیاهی اثرات متفاوتی روی سرطان پروستات داشتند. در اکثر مطالعه ها آلفا لینولنیک اسید مرتبط با افزایش خطر سرطان پروستات بود. از این رو نیاز به مطالعه های بیشتر در زمینه ارتباط PUFA با سرطان پروستات می باشد.&amp;nbsp; واژه های کلیدی: اسیدهای چرب غیر اشباع با چند پیوند دوگانه، سرطان، پروستات</description>
						<author> طیبه متقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اخلاق در آموزش بهداشت: آیا آموزش‌دهندگان بهداشت با آن آشنا هستند؟</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=592&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>به دلیل خطرات و عدم اطمینان ها در ارتباط با تحقیق ها و مداخلات پزشکی، ملاحظات اخلاقی اغلب برای تحقیق های پزشکی ضروری می باشند. متأسفانه در حوزه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت به این ملاحظات اخلاقی به طور معمول پرداخته نشده است. در ایران منابع و متون مربوط به اخلاق و آموزش بهداشت بسیار محدود است و امید می رود که مقاله حاضر گامی کوچک در راستای پر کردن گوشه ای از این فقدان بزرگ و جدی باشد. این مقاله به صورت مروری (Review article) به منابع و متون مربوط به اخلاق در حرفه تخصصی آموزش بهداشت پرداخته است. در این مقاله ابتدا کلیاتی در خصوص اخلاق، منشأ پیدایش آن، رویکردها و نظریه های حاکم در خصوص اخلاق آورده شده است. پس از آن در بخش دیگری برای اولین بار نسخه فارسی مربوط به کدهای اخلاقی حرفه آموزش بهداشت (در 6 بند و 47 بخش) آورده شده است که توسط (CNHEO) Coalition of national health education organizations تصویب گردیده است. به طور کلی یکی از عمده ترین مسؤولیت های آموزش  دهندگان بهداشت کمک به افراد در جهت اتخاذ تصمیمات عاقلانه مرتبط با سلامتشان می باشد. آموزش دهندگان بهداشت در عملکرد حرفه ای خود با طیفی از موقعیت های دشوار و بلاتکلیفی ها مواجه می شوند. از طرف دیگر آموزش دهندگان بهداشت و ارتقادهندگان سلامت خواسته یا ناخواسته به صورت یک الگوی نقش (Role model) برای دیگران عمل می کنند. نویسندگان این مقاله آموزش های تخصصی و کاربردی را در خصوص موضوعات اخلاقی در آموزش بهداشت برای متخصصان، پژوهشگران، دانشجویان و سایر فعالان در حوزه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت توصیه می کنند.&amp;nbsp; واژه های کلیدی: آموزش بهداشت، ارتقای سلامت، اخلاق&amp;nbsp;</description>
						<author> محتشم غفاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط دریافت اسیدهای چرب چند غیر اشباع (PUFA)، چاقی و چاقی شکمی در دختران دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=593&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در حال حاضر، چاقی به یک مشکل جهانی تبدیل شده است. مطالعه های زیادی در مورد چاقی و چاقی شکمی انجام شده است. از این رو در این تحقیق ارتباط دریافت Poly unsaturated fatty acid (PUFA) با شیوع چاقی و چاقی شکمی در دختران دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد بررسی قرار گرفت.&amp;nbsp; روش ها: این تحقیق روی 160 نفر دانشجوی دختر 30-18 سال و به روش مقطعی انجام شد. دانشجویان به روش تصادفی انتخاب شدند. از افراد فرم بسامد خوراک نیمه کمی اعتبارسنجی شده گرفته شد. فعالیت بدنی با استفاده از پرسش نامه استاندارد فعالیت بدنی ارزیابی شد. جهت بررسی ارتباط PUFA با شاخص های آنتروپومتریک از Linear regression، Logistic regression و آزمون همبستگی استفاده شد. آنالیزها با استفاده از نرم افزار SPSS (SPSS Inc., Chicago, IL) انجام شد. یافته ها: نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که شیوع چاقی 5/2 درصد، چاقی شکمی 3/1 درصد و اضافه وزن 4/9 درصد است. میانگین وزن، Body mass index (BMI) و دور کمر به ترتیب برابر 21/56 کیلوگرم، 88/21 کیلوگرم بر متر مربع و 94/70 سانتی متر بود. همچنین میانگین دریافت چربی و PUFA به ترتیب 11/74 و 54/17 گرم در روز بود. نتیجه گیری: ارتباط معنی داری بین مصرف PUFA با وزن، دور کمر، اضافه وزن، چاقی و چاقی شکمی در دانشجویان دختر مشاهده نشد (05/0 P &gt;). واژه های کلیدی: PUFA (اسیدهای چرب چند غیر اشباع)، چاقی، چاقی شکمی، BMI</description>
						<author> فاطمه فلاح مدواری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مصرف سیب‌زمینی و خطر سکته مغزی: یک مطالعه مورد- شاهدی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=590&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مطالعه های قبلی در ارتباط با دریافت های غذایی سیب زمینی و سکته مغزی، بیشتر روی نمایه گلایسمیک متمرکز بودند و اطلاعاتی چندانی در مورد رابطه مصرف سیب زمینی و خطر سکته مغزی عنوان نمی کردند. هدف از این مطالعه ارزیابی ارتباط میان مصرف سیب زمینی و خطر سکته مغزی در جامعه بزرگسال ایرانی بود.&amp;nbsp; روش ها: 195 بیمار مبتلا به سکته بستری در بخش نورولوژی بیمارستان الزهرا (س) و 195 فرد شاهد از سایر بخش ها با نمونه گیری آسان غیر تصادفی انتخاب و در دو گروه از نظر جنس و سن همسان شدند. دریافت های غذایی شرکت کنندگان از طریق پرسش نامه بسامد خوراک جمع آوری شد. اطلاعات دیگر توسط پرسش نامه جمع آوری شد. یافته ها: میانگین مصرف سیب زمینی در دو گروه مورد و شاهد به ترتیب 4/3 &amp;plusmn; 1/31 و 3/1 &amp;plusmn; 4/23 بود. مصرف بیشتر سیب زمینی در افرادی که جوان تر بودند و فعالیت فیزیکی بیشتری داشتند، مشاهده شد. مصرف بالاتر سیب زمینی با دریافت بیشتر انرژی، میوه ها، سبزیجات، حبوبات و غلات در ارتباط بود. پس از تعدیل از نظر سن، جنس و کل انرژی دریافتی، افرادی که مصرف سیب زمینی بیشتری داشتند، بیشتر در معرض ابتلا به سکته مغزی بودند (9/1 OR:؛ 6/3 و 0/1 CI:). حتی پس از تعدیل بیشتر برای استعمال سیگار و میزان فعالیت فیزیکی ارتباط همچنان معنی دار بود (9/1 :OR؛ 6/3 و 0/1 :CI). تعدیل بیشتر برای دریافت های غذایی موجب شد تا ارتباط از حالت معنی دار خارج شود (1/1 :OR؛ 5/2 و 5/0 :CI). با این وجود با در نظر گرفتن شاخص توده بدنی در مدل نهایی مشخص شد که افرادی که در چارک سوم مصرف سیب زمینی قرار داشتند، به طور معنی داری بیشتر در معرض خطر سکته مغزی بودند (2/2 :OR؛ 7/4 و 0/1 :CI). نتیجه گیری: ارتباط مستقل معنی دار مرزی میان مصرف سیب زمینی و خطر سکته وجود داشت. جهت تأیید این یافته، مطالعه های بیشتری نیاز است. واژه های کلیدی: سیب زمینی، نمایه گلایسمیک، سکته، پرسش نامه بسامد خوراک، رژیم غذایی</description>
						<author> سیمین نوابخش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بانک اطلاعاتی ظرفیت هوازی (VO2-max) بر اساس سن کارگران مرد شاغل در بخش صنعت شهرستان شیراز</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=591&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: برای ایجاد تناسب فیزیولوژیک بین کار و شاغلان و همچنین انتخاب افراد مناسب برای انجام کارهای مختلف می توان از پارامترهای گوناگون از جمله بیشترین ظرفیت هوازی (VO2-max) بهره جست. این مطالعه با هدف ایجاد بانک اطلاعاتی برآورد VO2-max در کارگران مرد بخش صنعت صورت گرفت.&amp;nbsp; روش ها: در این مطالعه مقطعی به تعداد 500 نفر از کارگران مرد کارخانجات مختلف شهر شیراز با گستره سنی20 تا 59 سال که از سلامتی برخوردار بودند، داوطلبانه شرکت نمودند. این کارگران به وسیله دوچرخه ارگومتر بر اساس پروتکل آستراند به مدت 6 دقیقه مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه ویژگی های فردی بود که خود از دو قسمت تشکیل شده بود. بخش اول ویژگی های دموگرافیک و بخش دوم ویژگی های آنترپومتریک و فیزیولوژیک فرد را شامل می شد. یافته ها: صدک پنجم، پنجاهم و نود و پنجم بیشترین ظرفیت هوازی در کارگران مورد مطالعه به ترتیب برابر با 07/2، 72/2 و 02/3 لیتر در دقیقه برآورد شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بیشترین ظرفیت هوازی جامعه مورد مطالعه به ازای هر دهه تقریباً به میزان 10 درصد کاهش می یابد. نتیجه گیری: وجود چنین بانک اطلاعاتی می تواند به استخدام افراد در کارهای مناسب و همچنین ارزیابی تناسب فیزیولوژیک کار با شاغلان کمک شایان توجهی کند. واژه های کلیدی: VO2-max، دوچرخه ارگومتر، پروتکل آستراند، بانک اطلاعاتی ظرفیت هوازی</description>
						<author> هادی دانشمندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مؤثر بر استرس شغلی پرستاران شاغل در بخش فوریت‌های پزشکی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=589&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پرستاری یکی از حرفه های پر استرس است. عوامل استرس زای فراوان موجود در این حرفه تاثیرات زیادی را در کارکنان آن به جای می گذارد.&amp;nbsp; این مطالعه با هدف شناسایی علل ایجاد کننده استرس شغلی در پرستاران بخش فوریت ها پزشکی انجام شده است. &amp;nbsp; روش تحقیق: در این مطالعه مقطعی 84 نفر از کارکنان شاغل در بیمارستان در دو گروه پرستاران زن شاغل در بخش فوریت های پزشکی و کارکنان زن شاغل در بخش های مختلف اداری بیمارستان انتخاب شدند (42 نفر در هر گروه). ابزار جمع آوری اطلاعات نسخه فارسی و خلاصه پرسشنامه استرس شغلی سازمان بین المللی ایمنی و سلامت کار بود. پس از جمع آوری داده ها، به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و از آزمون های آزمون های آماری تی مستقل، تحلیل واریانس و همبستگی پیرسون استفاده شد. &amp;nbsp; یافته ها: میانگین نمره استرس شغلی در پرستاران 29/9&amp;plusmn;30/97 و در کارمندان 91/10&amp;plusmn;85/91 بود (016/0=P). نتایج اختلاف معناداری بین دو گروه مورد مطالعه در میانگین نمره بار نقش (005/0=P)، کنترل نقش(02/0=P) و حمایت اجتماعی (004/0=P) نشان می دهد. &amp;nbsp; نتیجه گیری: حاضر پرستاران بخش فوریت های پزشکی استرس شغلی بالایی را در مقایسه با کارمندان بیمارستان تجربه می نمایند. ضمن آنکه &amp;nbsp;بار نقش، کنترل نقش و حمایت اجتماعی به عنوان مهمترین عوامل در استرس شغلی پرستاران مطرح می باشند. &amp;nbsp;</description>
						<author> پرستو گلشیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شیوع استرس شغلی و ارتباط آن با ویژگی‌های فردی در کارگران یک صنعت تونل‌سازی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=588&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: استرس شغلی امروزه یکی از پدیده های مهم در زندگی اجتماعی و تهدیدی جدی برای سلامتی نیروی کار در جهان می باشد. این مطالعه با هدف بررسی میزان شیوع استرس شغلی و تعیین ارتباط آن با ویژگی های فردی کارگران در یکی از صنایع انجام شد.&amp;nbsp; روش ها: این مطالعه توصیفی تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1390 روی 145 نفر از مجموع 450 نفر از کارکنان شاغل در یک پروژه تونل سازی واقع در شهرستان کرج انجام شد. جهت تعیین استرس شغلی از پرسش نامه استاندارد استرس شغلی مؤسسه Health and safety executive (HSE) انگلستان استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های آماری 2c، Independent t و تحلیل One Way ANOVA صورت گرفت. یافته ها: از نظر آماری ارتباط معنی داری بین استرس شغلی با متغیرهای ورزش، تحصیلات مرتبط با شغل و سابقه شغلی وجود داشت (05/0 &gt; P)؛ به طوری که افراد دارای تحصیلات مرتبط شغلی، بدون سابقه شغلی و افرادی که عادت به ورزش کردن داشتند، میانگین استرس شغلی کمتری داشتند. همچنین بین استرس شغلی با متغیرهای سن، تأهل، سطح تحصیلات، مصرف دخانیات، بیماری های مزمن و شاخص توده بدنی ارتباط آماری معنی داری دیده نشد (05/0 &lt; P). نتیجه گیری: توجه به استرس شغلی در صنایع ساختمانی ضروری است. اقدامات کنترلی نظیر آموزش کارگران و طراحی و اجرای برنامه های ورزشی در محیط های شغلی می تواند در کاهش میزان استرس شغلی مؤثر واقع گردد. واژه های کلیدی: استرس شغلی، ویژگی های فردی، صنعت عمرانی&amp;nbsp;</description>
						<author> وحید غریبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع آنمی فقر آهن در زنان باردار با بارداری‌های ناخواسته و پرخطر در استان اصفهان و عوامل مؤثر بر آن</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=586&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی شیوع آنمی در زنان باردار با بارداری های ناخواسته و پرخطر و عوامل مؤثر بر آن در استان اصفهان انجام شد.&amp;nbsp; روش ها: این مطالعه توصیفی تحلیلی بود. 7233 مادر باردار متناسب با تعداد زنان باردار هر شهرستان و بر حسب مناطق شهری و روستایی با نمونه گیری تصادفی تسهیم به سهم شد. میزان هموگلوبین و سایر اطلاعات با استفاده از فرم ثبت اطلاعات از طریق مراجعه به پرونده خانوار مادر باردار جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 با استفاده از آمار توصیفی استنباطی تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: شیوع آنمی در استان 4/9 درصد بود که دامنه آن بین 2/27-6/2 در شهرستان ها متغیر بود. این شیوع در شهرستان های تابعه استان از نظر آماری معنی دار بود (001/0 &lt; P)، ولی بین شیوع آنمی در مناطق شهری و روستایی تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد. بین شیوع آنمی و گروه های سنی (006/0 = P)، تعداد باروری (022/0 = P)، مراقبت قبل از بارداری (016/0 = P) و سن بارداری (001/0 &gt; P) و بین بارداری ناخواسته و سن مادر (001/0 &gt; P) تفاوت آماری معنی داری وجود داشت. ارتباط معکوس و معنی داری بین شیوع آنمی با تحصیلات مادر مشاهده گردید (001/0 &lt; P). نتایج آنالیز رگرسیون نشان داد که سن بارداری، سن مادر، ناخواسته بودن بارداری، فواصل بارداری و تحصیلات مادر اثر معنی داری بر ابتلا به آنمی داشت. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه ضرورت توجه به گسترش مراقبت های قبل از بارداری در زمینه الگوی صحیح غذایی و مصرف منظم مکمل آهن، ترویج برنامه مکمل یاری آهن و اسید فولیک در دوران قبل، حین و پس از بارداری و همچنین پیشگیری از بارداری در سنین بالا و بارداری های ناخواسته را نمایان می سازد. واژه های کلیدی: بارداری، زنان باردار، بارداری ناخواسته، بارداری پرخطر، آنمی فقر آهن</description>
						<author> مهناز مستاجران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اشتباهات دارویی و علل عدم گزارش آن از دیدگاه پرستاران بیمارستان‌های دانشگاه ‌علوم پزشکی اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=587&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: خطاهای  دارویی به  عنوان یک  مشکل  جهانی می تواند منجر به صدمات  جدی و حتی مرگ بیماران  شود. نتیجه  اولیه و طبیعی اشتباهات  دارویی، افزایش  مدت بستری  بیمار در بیمارستان و نیز افزایش  سرسام آور هزینه ها خواهد بود. به  طور کلی خطاهای  دارویی روی  بیماران، پرستاران  و سازمان ها تأثیرات منفی دارد و منجر به  کاهش  کیفیت مراقبت های ارایه  شده  می گردد. هدف از  این مطالعه بررسی  میزان بروز خطاهای  دارویی و تعیین علل گزارش  نکردن این اشتباهات در پرستاران بود.&amp;nbsp; روش ها: این  پژوهش  یک  مطالعه  توصیفی-  تحلیلی  بود که  در سال 1390 انجام  شد. جامعه  آن متشکل از 280 نفر از پرستاران  کلیه  بیمارستان های  آموزشی  وابسته  به  دانشگاه  علوم پزشکی اصفهان بود. واحدهای مورد پژوهش  به  صورت تصادفی و روش  نمونه گیری  خوشه ای وارد مطالعه شدند. جهت  جمع آوری  داده ها  از یک  پرسش نامه  خود ساخته  سه بخشی استفاده  شد. تجزیه  و تحلیل  داده ها با استفاده  از برنامه  آماری SPSS نسخه 18 (version 18, SPSS Inc., Chicago, IL) انجام  شد. یافته ها: بیشتر نمونه های مورد پژوهش زن (85 درصد) و سابقه کار کمتر از 5 سال (65 درصد) داشتند. در 20 درصد از واحدهای  مورد پژوهش  اشتباه  دارویی  اتفاق  افتاده  بود. میانگین  خطاهای  دارویی  پرستارا ن  در عرض  سه  ماه 11 مورد برای هر پرسنل برآورد گردید. این در حالی بود که میانگین گزارش  خطای  دارویی 5/1 مورد برای هر پرسنل در همین دوره زمانی بود. شایع ترین نوع اشتباهات  گزارش  شده شامل سرعت  انفوزیون  اشتباه با 19 درصد و دوز اشتباه با 12 درصد  بود. پرستاران تخمین زدند که 6/13 درصد از اشتباهات  دارویی طی فرایند خودگزارش دهی گزارش می شود. در این بین حیطه &amp;laquo;ترس از عواقب گزارش دهی&amp;raquo; به  عنوان شایع ترین علت گزارش ننمودن اشباهات دارویی عنوان  گردید. از هفت گویه موجود در حیطه ترس از پیامدهای گزارش دهی عبارت &amp;laquo;ترس از مسایل قضایی&amp;raquo; بالاترین علت گزارش نکردن اشتباهات دارویی بود. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت و تأثیر انکار نشدنی مبحث ایمنی بیماران، لزوم ایجاد یک سیستم کارامد گزارش دهی و ثبت خطا همراه با به حداقل رساندن موانع گزارش دهی جهت کاهش  اشباهات دارویی ضروری به  نظر  می رسد. همچنین پیشنهاد می شود که مدیران و مربیان پرستاری با هر چه غنی تر ساختن برنامه های آموزش ضمن خدمت، زمینه اعتلای دانش و مهارت پرستاران را در این حیطه میسر سازند. همچنین با توجه به این که بر اساس یافته های مطالعه حاضر ترس از پیامدهای گزارش دهی یکی از علل مهم گزارش نکردن اشتباهات دارویی بود، بنابراین مدیران باید یک واکنش مثبت در قبال گزارش دهی اشتباهات دارویی در پرستاران داشته باشند. واژه های کلیدی: اشتباهات  دارویی، گزارش کردن، پرستار</description>
						<author> امیر موسی رضایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>به کارگیری مدل‌های بیزی، گاما-پوآسون، Lognormal و BYM در بررسی خطر نسبی خودکشی در شهرستان‌های استان ایلام</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=585&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: نقشه بندی بیماری ها شامل مجموعه ای از روش های آماری است که به تهیه نقشه های دقیق بر اساس برآوردهایی از میزان های بروز، شیوع و مرگ و میر منجر می شود. مدل های بیزی از مهم ترین مدل ها در این حوزه به شمار می آید که اطلاعات پیشین تغییرات میزان های بیماری در نقشه کلی و الگوی فضایی بیماری را در نظر می گیرد. این مدل ها دامنه گسترده ای را شامل می شوند که هر کدام دارای فرمول بندی، ویژگی ها، نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود هستند. در مطالعه حاضر به تشریح و مقایسه مدل های بیزی مهم و پرکاربرد گاما-پوآسون، Lognormal و BYM (Besag, York and Mollie) در بررسی خطر نسبی خودکشی در شهرستان های استان ایلام پرداخته شد. روش ها: پژوهش از نوع کاربردی- اکولوژیک بود. در این پژوهش داده های خودکشی استان ایلام در سال 1386 و نیمه نخست سال 1387 مورد تحلیل قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها از مدل های بیزی، گاما-پوآسون، Lognormal و BYM استفاده گردید. برازش مدل ها به داد ه ها با استفاده از نرم افزار WinBUGS صورت گرفت. یافته ها: بر اساس برآوردهای به دست آمده از برازش این سه مدل، شهرستان های دره شهر و شیروان- چرداول به ترتیب بیشترین و کمترین خطر نسبی خودکشی را به خود اختصاص دادند. نتیجه گیری: با وجود تفاوت برآورد خطر نسبی در سه مدل، رتبه خطر نسبی شهرستان ها در هر سه مدل مشابه به دست آمد. شهرستان های استان ایلام از بیشترین تا کمترین خطر نسبی خودکشی به ترتیب دره شهر، ایلام، دهلران، ایوان، آبدانان، مهران، ملکشاهی و شیروان- چرداول بود. همچنین فواصل اطمینان و انحراف معیار به دست آمده از برازش این سه مدل نیز تفاوت اندکی داشتند. واژه های کلیدی: نقشه بندی بیماری، خودکشی، بیزی تجربی، BYM، خطر نسبی &amp;nbsp;</description>
						<author> بهزاد مهکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی شدت روشنایی سالن‌های مطالعه خوابگاه‌های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=584&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: انسان بیشترین اطلاعات و آموخته های خود را از طریق سیستم بینایی به دست می آورد. سالن های مطالعه مکان هایی هستند که دانشجویان زمان زیادی را در آن ها به مطالعه می پردازند. روشنایی مناسب و توزیع بهینه آن می تواند خستگی چشم را به تأخیر اندازد و دقت و زمان مطالعه مفید را افزایش دهد. هدف این مطالعه بررسی میزان روشنایی سالن های مطالعه در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. روش ها: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود که روی 24 سالن مطالعه در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1389 انجام شد. پس از تهیه نقشه ساده از سالن ها و اندازه گیری ابعاد (طول، عرض و ارتفاع)، برای ارزیابی شدت روشنایی از روش شبکه ای استفاده شد. برای اندازه گیری شدت روشنایی از دستگاه نورسنج مدل HAGNER و در ارتفاع 60 سانتیمتر از زمین استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار 16SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین شدت روشنایی کلی، طبیعی و مصنوعی به ترتیب در 21، 9 و 2 سالن از کل سالن های مطالعه بیشتر از 300 لوکس استاندارد Illuminating engineering society of north america (IESNA) بود. میانگین نسبت مساحت پنجره به مساحت کف در خوابگاه دختران و پسران به ترتیب 12/0 و 14/0 بود. نتیجه گیری: روشنایی روز سالن های مطالعه با میانگین 567 لوکس در حد استاندارد بودند، اما روشنایی در شب به دلیل حذف منابع طبیعی و استفاده از منابع مصنوعی با میانگین 229 لوکس وضعیت مناسبی نداشتند. واژه های کلیدی: روشنایی، شدت روشنایی، روشنایی مصنوعی داخلی، سالن مطالعه</description>
						<author> مهرداد جوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میانگین مقادیر 10PM و 5/2PM موجود در هوای شهر خرم‌آباد</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=583&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ذرات معلق یکی از مهم ترین آلاینده های هوا هستند و به ازای افزایش هر 10 میکروگرم بر متر مکعب از ذرات در هوا، میزان مرگ و میر 1 تا 3 درصد افزایش می یابد. ذرات معلق دارای بیشترین تنوع و پیچیدگی و از انتشار گسترده ای برخوردار هستند. اندازه، غلظت و ترکیب شیمیایی ذرات معلق در هوا، مهم ترین ویژگی های آن ها است. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان آلودگی ذرات معلق (10PM و 5/2PM) در هوای شهر خرم آباد انجام گردید. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت مقطعی و از نوع توصیفی بود که در فاصله زمانی یک سال (از فروردین تا اسفند 1389) انجام شد. نتایج با استفاده از آزمون آنالیز، واریانس و مقایسه زوجی شفه (Paired comparison) و آزمون One-sample t-test تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در طول دوره اندازه گیری، حداکثر غلظت 24 ساعته ذرات معلق مربوط به ایستگاه شمشیرآباد با میانگین غلظت 10PM و 5/2PM به ترتیب برابر 9/120 و 09/101 میکروگرم بر متر مکعب بوده است. مقایسه میانگین غلظت ذرات 10PM و 5/2PM در فصول مختلف نشان داد که بین میانگین غلظت ذرات فوق در فصول مختلف اختلاف معنی داری وجود داشته است (001/0 &gt; P). نتیجه گیری: مقایسه سالانه میانگین غلظت 10PM و 5/2PM با مقدار استاندارد نشان می دهد که با وجود بالاتر بودن میانگین غلظت ذرات معلق در فصل تابستان، در مجموع میانگین غلظت ذرات فوق پایین تر از حد استاندارد بوده است. واژه های کلیدی: آلودگی هوا، ذرات معلق، خرم آباد &amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;</description>
						<author> سیدحامد میر حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
