<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله تحقیقات نظام سلامت </title>
<link>http://hsr.mui.ac.ir</link>
<description>مجله تحقیقات نظام سلامت - مقالات نشریه - سال 1392 جلد9 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>اسیدهای چرب امگا 3 و درمان اختلالات روحی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=628&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: امروزه تعداد زیادی از مطالعات مشاهده ای و اپیدمیولوژیکی پیشنهاد می کنند که اختلالات رفتاری با کاهش دریافت اسیدهای چرب امگا 3 در ارتباط می باشند. این شواهد باعث انجام مطالعات کارآزمایی بالینی به منظور بررسی اثر این اسیدهای چرب در اختلالات رفتاری شدند. در مطالعه مروری حاضر، کلیه کارآزمایی های بالینی که از سال 2009 به بعد به منظور بررسی اثر اسیدهای چرب امگا 3 روی اختلالات رفتاری منتشر شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. روش ها: در بسیاری از مطالعات حجم نمونه خیلی کوچک بود، ولی به دلیل طراحی بسیار عالی، در این مقاله بررسی شدند. اسیدهای چرب امگا 3 هم در کودکان و هم در بزرگسالان خیلی خوب تحمل می شد و تنها عوارض جانبی گزارش شده، ناراحتی های جزیی گوارشی بود که در خیلی از بیماران دیده شد. در مورد اسکیزوفرنی، خیلی از شواهد نشان دهنده مؤثر بودن اسید چرب امگا 3 در درمان بیماری است. در مورد بیش فعالی- نقص توجه نتایج نشان دهنده تأثیر جزیی اسیدهای چرب امگا 3 در درمان این بیماری است، ولی تأثیرات سودمند امگا 3 در مدرسه بیشتر از محیط خانواده گزارش شد. در مورد افسردگی ممکن است اسید چرب ایکوزاپنتوئنوئیک اسید مؤثرتر از دوکزاهگزا انوئیک اسید باشد، ولی به علت عوامل مخدوش کننده فراوان نمی توان به طور قطعی اظهار نظر کرد. نتیجه گیری: با وجود این که نمی توان به طور قطعی اسیدهای چرب امگا 3 را به عنوان درمان اختلالات روان توصیه کرد، اما شواهد در دسترس که توجیه کننده انجام مطالعات بالینی بیشتری می باشند، بسیار قوی هستند. واژه های کلیدی: ایکوزاپنتوئنوئیک اسید، دوکزاهگزا انوئیک اسید، اسکیزوفرنی، بیش فعالی- نقص توجه، افسردگی</description>
						<author> میترا حریری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت تضاد شغلی و تضاد خانواده و ارتباط آن با کیفیت زندگی پرستاران شاغل در بالین</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=629&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پرستاران همواره با حجم کار زیاد و منابع انسانی محدود مواجه هستند و از طرف دیگر باید نقش خود را به عنوان عضو مؤثر در خانواده ایفا نمایند. با توجه به این که لازم است پرستاران در برقراری تعادل بین مسؤولیت های کاری و خانوادگی خود ایفای نقش نمایند، ممکن است این امر بر کیفیت زندگی آن ها تأثیرگذار باشد. مطالعه حاضر با هدف، ارزیابی وضعیت تضاد شغلی و تضاد خانواده با شغل در پرستاران شاغل در بیمارستان و ارتباط بین این عوامل با کیفیت زندگی آنان طراحی و اجرا گردید. روش ها: این پژوهش یک مطالعه مقطعی بود که در آن 60 پرستار شاغل در سه بیمارستان آموزشی شهر تهران با نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل چهار قسمت اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه های تضاد شغل با خانواده و تضاد خانواده با شغل Carlson و پرسش نامه کیفیت زندگی (SF-36) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و همبستگی استفاده گردید و سطح معنی داری در این مطالعه 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها: میزان تضاد شغل با خانواده در پرستاران به مراتب بیشتر از تضاد خانواده با شغل بود که در ابعاد زمان و کشش نقشی قابل ملاحظه تر بود. همچنین این دو متغیر با هم ارتباط معنی دار، مستقیم و خطی داشتند (01/0 &gt; P، 388/0 = r). از سوی دیگر، میزان کیفیت زندگی بیشتر پرستاران (90 درصد) در حد متوسط بود. کیفیت زندگی با دو متغیر تضاد شغل با خانواده (01/0 &gt; P، 469/0- = r) و تضاد خانواده با شغل (05/0 &gt; P، 282/0- = r) ارتباط معنی دار، معکوس و خطی داشت. نتیجه گیری: به نظر می رسد با توجه به وضعیت تضاد شغل پرستاری با خانواده و تأثیر آن بر کیفیت زندگی افراد شاغل، ارایه راهکارهای جامعی برای کاهش این تضاد در محیط کار اجتناب ناپذیر می باشد. واژه های کلیدی: تضاد شغل با خانواده، تضاد خانواده با شغل، کیفیت زندگی، پرستاران</description>
						<author> پرستو اوجیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی برنامه آموزشی در ارتقای رفتارهای پیشگیری کننده مصرف سیگار در نوجوانان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=627&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مصرف سیگار در نوجوانان یکی از مشکلات مهم بهداشتی محسوب می شود و عامل خطر مهمی برای بروز رفتارهای پرخطر در بزرگسالی است. با توجه به شروع مصرف سیگار در سنین پایین و خطرات ناشی از آن، توجه به سطح دانش و رفتارهای پیشگیری کننده مصرف سیگار در نوجوانان ضروری می باشد. بنابراین هدف از مطالعه حاضر، تعیین اثربخشی برنامه های آموزشی در ارتقای رفتارهای پیشگیری کننده مصرف سیگار در نوجوانان بود. روش ها: این پژوهش یک مطالعه مداخله ای از نوع نیمه تجربی بود که بر روی دانش آموزان پسر پایه دوم راهنمایی شهر شیراز در سال 89-1388 انجام گرفت. بر این اساس و قبل از شروع مداخله، مطالعه ای در این راستا انجام شد و طبق آن 240 نفر از دانش آموزان از دو مدرسه به صورت تصادفی، یکی به عنوان مداخله (120 نفر) و دیگری به عنوان شاهد (120 نفر) انتخاب شدند. سپس پرسش نامه در اختیار آنان قرار گرفت و پس از اجرای برنامه آموزشی در گروه مداخله، داده های لازم از دو گروه جمع آوری گردید و پس از ورود به نرم افزار SPSS نسخه 16 با استفاده از آزمون های آماری Independent t، Paired t، McNemar و 2c مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین نمره آگاهی از عوارض و پیامدهای مصرف سیگار بعد از مداخله آموزشی در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری داشت (0001/0 &gt; P). همچنین میانگین نمره رفتارهای پیشگیری کننده مصرف سیگار در گروه مداخله بعد از برنامه آموزشی افزایش معنی دار آماری را نشان داد (0001/0 &gt; P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه، باید برنامه های آموزشی مناسبی در جهت تقویت رفتارهای پیشگیری کننده مصرف سیگار برای پیشگیری و کنترل مصرف دخانیات در سنین پایین تر در نظر گرفته شود. واژه های کلیدی: آموزش، دانش آموزان، مصرف سیگار، عملکرد</description>
						<author> ذبیح اله قارلی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان شیوع بیماری سیلیکوزیس و برخی عوامل مرتبط با آن در کارگران شاغل در کارگاه‌های (سنگ‌تراشی) شهرستان خمینی شهر</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=625&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سیلیکوزیس (Silicosis) بیماری ریوی با سیر تکاملی آهسته و از بیماری های شغلی و غیر قابل برگشت می باشد که در مراحل ابتدایی فاقد علایم بالینی بوده و علامت اصلی آن تنها علایم رادیولوژیکی است. بروز این علایم بستگی به سن، حساسیت فردی، سابقه کار، مصرف سیگار و مدت زمان مواجهه دارد. هدف این مطالعه، بررسی شیوع بیماری سیلیکوزیس و عوامل مرتبط با آن در کارگران سنگ تراش خمینی شهری بود. روش ها: مطالعــه حاضر به صورت مقطعی، از طریق سرشماری روی70 سنگ تراش انجام گرفت. اطلاعات مورد نیاز از طریق معاینات کارگران (طبق فرم شماره 1 معاینات کارگران) و فرم ارجاع جمع آوری گردید. از تمام افراد گرافی قفسه سینه گرفته شد که با معاینه پزشک طب کار افراد مبتلا مشخص و دوباره از آن ها گرافی قفسه سینه با کیفیت بالا گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS و به وسیله آزمون های 2c، Mann-Whitney و Independent t صورت پذیرفت. یافته ها: میانگین سن مبتلایان به سیلیکوزیس 04/18 &amp;plusmn; 4/46 سال به دست آمد. 57/28 درصد افراد مبتلا کمتر از 20 سال سابقه کار داشتند، ضمن این که از 7 نفر مبتلا به این بیماری، 3 نفر سیگاری بودند. آزمون 2c رابطه معنی داری بین سیگاری بودن و ابتلا به سیلیکوزیس را نشان داد (05/0 = P). آزمونIndependent t رابطه معنی داری بین سابقه کار و سن افراد با سیلیکوزیس نشان نداد. نتیجه گیری: با توجه به ابتلای 6/15 درصد شاغلین، متولیان سلامت شغلی باید با برنامه ریزی صحیح تر در خصوص بهسازی شرایط محیط کار، معاینات به موقع پزشکی و کنترل عوامل زیان آور محیط کار نسبت به حفظ سلامت این افراد اقدام نمایند. واژه های کلیدی: سیلیس، سیلیکوزیس، کارگاه سنگ تراشی</description>
						<author> سمیه ابراهیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ردیابی آنتروویروس‌ها در لجن دفعی نهایی (Biosolids)</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=626&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: میکروارگانیسم ها و پاتوژن های انسانی زیادی از جمله باکتری ها، ویروس ها و پروتوزئرها در لجن فاضلاب وجود دارند. بنابراین، لجن دفعی نهایی به عنوان یک آلاینده زیست محیطی و انتقال دهنده عوامل مسبب بیماری ها مورد توجه می باشد. آنتروویروس ها به عنوان عامل مبنایی گاستروانتریت های حاد و هپاتیت ها، یکی از مهم ترین پاتوژن های روده ای مؤثر بر سلامتی انسان هستند. هدف از این تحقیق، ردیابی آنتروویروس ها در لجن دفعی دو تصفیه خانه در اصفهان بود.&amp;nbsp; روش ها: در این تحقیق 30 نمونه از دو تصفیه خانه فاضلاب برداشت شد. بعد از اندازه گیری درجه حرارت، نمونه ها به آزمایشگاه منتقل و آزمایش  جامدات کل، جامدات فرار و آنتروویروس ها بر اساس استاندارد متد (بخش F 9510) و راهنمای کنترل پاتوژن و جذب ناقلین در لجن فاضلاب [EPA (Environmental Protection Agency) ضمیمه F] انجام شد. یافته ها: میانگین درجه حرارت نمونه ها 23 درجه سانتی گراد بود. میانگین تعداد آنتروویروس ها در دو تصفیه خانه A و B به ترتیب 106 &amp;acute; 5/4 و 105 &amp;acute; 7/7 واحد تشکیل دهنده پلاک (Plaque-forming unit یا PFU) در 4 گرم لجن دفعی نهایی بود. آنالیز آماری ارتباط معنی دار مهمی بین آنتروویروس ها و جامدات فرار نشان داد. تعداد آنتروویروس ها در تابستان در مقایسه با پاییز بیشتر بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نمونه ها نتوانستند الزامات کلاس A مرتبط با آنتروویروس ها را پوشش دهند و پتانسیل خطر برای مردم در مواجهه با لجن دفعی وجود دارد. بنابراین، محدودیت کاربرد در زمین برای حفاظت از سلامت عمومی و محیط زیست ضروری است. به هر حال برای کاهش پاتوژن ها و دستیابی به استانداردهای کاربرد لجن در زمین، باید روش های خاص تصفیه لجن مورد استفاده قرار گیرد. واژه های کلیدی: لجن دفعی نهایی، انتروویروس، تصفیه خانه های فاضلاب&amp;nbsp;</description>
						<author> رحیم عالی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مرتبط با مصرف سیگار بر اساس سازه‌های مدل اعتقاد بهداشتی در دانش‌آموزان پسر مقطع پیش‌دانشگاهی شهر اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=624&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: هدف از این مطالعه، تعیین ارتباط بین سازه های مدل اعتقاد بهداشتی (حساسیت درک شده، موانع درک شده، منافع درک شده، خودکارامدی درک شده و راهنما برای عمل) و مصرف سیگار در میان دانش آموزان پسر مقطع پیش دانشگاهی شهر اصفهان بود. روش ها: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر به شیوه مقطعی بر روی 382 نفر از دانش آموزان پسر شهر اصفهان در سال 1390 انجام شد. در این مطالعه، آزمودنی ها از میان 8 مدرسه در سطح شهر اصفهان به شیوه تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 18، آمار توصیفی و آزمون های 2c و Independent t استفاده شد. یافته ها: میانگین سنی دانش آموزان 62/0 &amp;plusmn; 72/17 سال بود. در کل 2/7 درصد از آزمودنی ها در طول 30 روز گذشته سیگار کشیده بودند و 7/32 درصد از آن ها در طول زندگی خود تجربه مصرف سیگار را داشتند. نتایج آزمون t نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین حساسیت درک شده (03/0 = P)، منافع درک شده (01/0 = P)، خودکارامدی درک شده (001/0 = P) بین افراد سیگاری و غیر سیگاری وجود داشت. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بین سازه های مدل اعتقاد بهداشتی و مصرف سیگار در افراد مورد مطالعه ارتباط معنی دار آماری وجود دارد. بنابراین انتظار می رود توسعه برنامه های پیشگیری کننده از مصرف سیگار و یا برنامه های آموزشی با تمرکز بر سازه های مدل اعتقاد بهداشتی در این زمینه مفید واقع گردد. واژه های کلیدی: مصرف سیگار، مدل اعتقاد بهداشتی، دانش آموزان، اصفهان</description>
						<author> حسین شهنازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تأثیر سه روش مداخله آموزشی بر اساس مدل باور بهداشتی بر انجام رفتار غربالگری ماموگرافی در زنان بالای 40 سال شهر اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=623&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سرطان پستان شایع ترین سرطان برای زنان در سراسر دنیا به شمار می رود که در صورت تشخیص در مراحل  اولیه، قابل کنترل می باشد. ماموگرافی دقیق ترین روش برای تشخیص زودرس سرطان پستان است. مطالعه حاضر به بررسی و مقایسه اثربخشی سه روش مختلف آموزشی بر میزان آگاهی و باورهای بهداشتی زنان بالای 40 سال شهر اصفهان نسبت به انجام رفتار غربالگری ماموگرافی پرداخت. روش ها: پژوهش حاضر از نوع مطالعه ای و تجربی بود که به صورت مبتنی بر جمعیت در میان 96 نفر از زنان بالای 40 سال شهر اصفهان انجام شد. این زنان به طور تصادفی در 3 گروه مداخله آموزشی (آموزش گروهی همراه با کتاب، آموزش گروهی و ارسال پستی کتاب) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه ای شامل سه بخش مشخصات فردی، سؤالات آگاهی و سؤالات مربوط به سازه های مدل اعتقاد بهداشتی (بر اساس پرسش نامه مدل اعتقاد بهداشتی Champion) می شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 و از طریق آمار توصیفی و تحلیلی 2c، ANOVA و Paired t در سطح معنی داری 05/0 = &amp;alpha; مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: قبل از مداخله آموزشی اختلاف معنی داری در میانگین نمرات آگاهی و سازه های مدل اعتقاد بهداشتی بین سه گروه مورد مطالعه وجود نداشت؛ در حالی که سه ماه بعد از مداخله اختلاف معنی داری در میانگین نمرات آگاهی و سازه های مدل بین سه گروه مورد مطالعه مشاهده شد. همچنین آزمون های آماری اختلاف معنی داری بین میانگین نمرات آگاهی و اغلب سازه های مدل اعتقاد بهداشتی در هر یک از گروه های مورد مطالعه، قبل و سه ماه بعد از مداخله نشان دادند (001/0 &amp;pound; P). نتیجه گیری: در میان روش های مورد بررسی در این مطالعه، آموزش گروهی توأم با کتاب نسبت به دو روش دیگر تأثیر بیشتری بر افزایش آگاهی، حساسیت، شدت درک شده و منافع درک شده ماموگرافی و نیز کاهش موانع درک شده ماموگرافی داشت. این مسأله لزوم توجه به طراحی برنامه های آموزشی ترکیبی را می رساند. واژه های کلیدی: مداخله آموزشی، مدل باور بهداشتی، ماموگرافی</description>
						<author> میترا مودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتقای مصرف میوه و سبزیجات در دانش‌آموزان مدارس ابتدایی شهر اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=621&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله آموزشی بر ارتقای مصرف میوه و سبزیجات در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر اصفهان در سال 1389 انجام گرفت. روش ها: در این مطالعه تجربی، 138 نفر از دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (68 نفر) و شاهد (70 نفر) تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه محقق ساخته و پرسش نامه ثبت غذایی بود. روایی و پایایی پرسش نامه به وسیله روایی صوری، روایی محتوا و پایایی درونی (86/0 = &amp;alpha;) بررسی گردید. داده های هر دو گروه به صورت مشابه و در دو زمان قبل و 3 ماه پس از مداخله آموزشی جمع آوری شد. مداخله آموزش تغذیه در گروه آزمون در قالب 4 جلسه آموزشی 60 دقیقه ای و به صورت آموزش گروهی برگزار گردید. داده ها به وسیله آزمون های آماری 2c، Independent t و Paired t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مشارکت افراد در این تحقیق داوطلبانه و با رضایت آگاهانه بود. یافته ها: میانگین نمره آگاهی (001/0 &gt; P)، نگرش نسبت به رفتار (001/0 &gt; P) و حمایت اجتماعی (030/0 = P) سه ماه پس از مداخله آموزشی در گروه مداخله بهبود معنی داری یافت. علاوه بر آن، مقایسه رفتارهای تغذیه ای 3 ماه پس از مداخله آموزشی بهبود معنی داری را در میانگین سهم روزانه دریافت گروه غذایی میوه و سبزیجات در گروه مداخله نشان داد (001/0 &gt; P). نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که آموزش تغذیه به عنوان ابزاری در دسترس و مؤثر در برنامه های ارتقای سلامت با تمرکز بر توسعه رفتارهای تغذیه سالم قابل استفاده می باشد. واژه های کلیدی: میوه، سبزیجات، دانش آموزان، آموزش</description>
						<author> آرش نجیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط حمایت‌های اجتماعی با کیفیت زندگی بیماران مولتیپل اسکلروزیس در شهر اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=622&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از بیماری های قرن حاضر که متأسفانه اکثر جوان ها به خصوص دختران و زنان جوان به این بیماری مبتلا می شوند، بیماری مولتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis یا MS) می باشد. علت این بیماری هنوز از نظر پزشکان متخصص دنیا مشخص نیست. با توجه به تعداد زیاد این بیماران و اهمیت شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت زندگی آنان، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین حمایت های اجتماعی و کیفیت زندگی بیماران MS انجام گردید. روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی با نمونه گیری تصادفی ساده در بین 230 نفر بیمار مبتلا به MS در شهر اصفهان (164 نفر زن و 66 نفر مرد) با ابزار پرسش نامه انجام گردید. متغیرهای مورد استفاده عبارت از حمایت های اجتماعی- اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، خدماتی، بهبودی نسب بیماران، رضایت از زندگی، ارتقای پایگاه اجتماعی بیمار، احساس امنیت، اعتماد به نفس، عبادت و افسردگی بودند. معیار سنجش متغیرها طیف لیکرت بود. پس از تعیین روایی و پایایی در مطالعه اولیه، داده های نهایی با سطح معنی داری 95 درصد و با استفاده از نرم افزار SPSS و آمارهای توصیفی و آزمون ضریب همبستگی Pearson تجزیه و تحلیل گردید. &amp;nbsp; یافته ها: در این مطالعه 3/71 درصد پاسخگویان زن، 7/35 درصد متأهل و 9/30 درصد شاغل بودند. بین حمایت های اجتماعی با احساس رضایت از زندگی، ارتقای پایگاه و موقعیت فرد در اجتماع، امید به زندگی، انگیزه جهت پذیرش علایم و اختلالات بیماری و افزایش اعتماد به نفس در بیماران MS (28/0 = r، 001/0 &gt; P) رابطه معنی دار وجود داشت. &amp;nbsp; نتیجه گیری: نتایج حاکی از اهمیت حمایت های اجتماعی است که می تواند به احساس رضایتمندی از زندگی و امیدواری در بیماران مبتلا به MS منجر شود. حمایت های اجتماعی به صور گوناگون اعم از مالی- اقتصادی، فرهنگی- آموزشی و حمایتی- خدماتی می تواند در رفاه حال بیماران مبتلا به MS مؤثر واقع گردد. با این وجود به سبب نبود درمان قطعی جهت درمان این بیماری، حمایت های اجتماعی همه جانبه نیز نمی تواند با بهبودی نسبی این مبتلایان رابطه معنی داری داشته باشد. &amp;nbsp; واژه های کلیدی: بیماری MS، حمایت، حمایت اجتماعی، کیفیت زندگی، بیماران &amp;nbsp;</description>
						<author> اسماعیل جهانبخش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی برنامه آموزشی ارتقای آگاهی تغذیه‌ای در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو با بهره‌گیری از مدل اعتقاد بهداشتی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=620&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: آموزش تغذیه به بیماران مبتلا به دیابت برای کنترل بهتر بیماری یک ضرورت می باشد. هدف از انجام مطالعه حاضر تعیین اثربخشی برنامه آموزشی ارتقای آگاهی تغذیه ای روی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو با بهره گیری از مدل اعتقاد بهداشتی بود. روش ها: این پژوهش یک مطالعه مداخله ای نیمه تجربی بود که روی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی روستایی شهرستان گچساران انجام شد. برای این امر از مسؤولین مرکز بهداشت شهرستان گچساران مجوز اخذ گردید و با مراکز بهداشتی درمانی روستایی هماهنگی صورت گرفت. سپس به تصادف بیماران 2 مرکز بهداشت به عنوان گروه مداخله و بیماران 2 مرکز دیگر به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. به تعداد 140 نفر از بیماران (70 نفر در گروه شاهد و 70 نفر در گروه مداخله) به صورت تصادفی ساده از بین بیماران جهت ورود به مطالعه انتخاب شدند. گروه مداخله آموزش های مورد نظر را دریافت نمودند. در نهایت پس از گذشت 3 ماه از انجام مداخله آموزشی از هر دو گروه ارزشیابی نهایی به عمل آمد. یافته ها: بعد از اجرای برنامه آموزشی اختلاف معنی داری در افزایش میانگین نمره آگاهی، شدت درک شده، حساسیت درک شده، منافع درک شده و خودکارامدی درک شده و کاهش موانع درک شده در بین بیماران گروه مداخله حاصل شد (05/0 &gt; P). نتیجه گیری: نتایج مطالعه سودمندی اجرای برنامه های آموزشی در خصوص ارتقای آگاهی تغذیه ای در بین بیماران گروه مداخله را نشان داد. واژه های کلیدی: آموزش تغذیه، مدل اعتقاد بهداشتی، دیابت نوع دو</description>
						<author> فاضل زینت مطلق</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع چاقی و اضافه وزن در دانشجویان دانشکده پزشکی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=618&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بررسی های اخیر حاکی از افزایش شیوع هشداردهنده چاقی در سراسر جهان می باشد. با توجه به افزایش آمار چاقی، اضافه وزن و چاقی شکمی در جامعه ایرانی و ارتباط این عارضه با شیوه زندگی و ساختارهای اجتماعی و شغلی، بررسی وضعیت شاخص های تن سنجی و میزان شیوع آن ها جهت انجام مطالعه ها و تحقیق های بعدی ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام این تحقیق بررسی میزان شیوع چاقی، اضافه وزن و چاقی شکمی در دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. روش ها: در این مطالعه توصیفی، 215 نفر دانشجوی شاغل به تحصیل در رشته ها و مقاطع مختلف دانشکده پزشکی دانشگاه اصفهان به طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. علاوه بر تکمیل فرم اطلاعاتی مشخصات آنتروپومتریک آنان طبق پروتکل استاندارد اندازه گیری شد. یافته ها: در این مطالعه مشخص شد که صفر درصد دختران و 88/5 درصد پسران دچار اضافه وزن (kg/m2 25 &gt; Body mass index یا BMI)، صفر درصد دختران و 92/3 درصد پسران دچار چاقی (kg/m2 30 BMI &gt;) و 31/5 درصد دختران و 95/4 درصد پسران دارای چاقی شکمی بودند. درصد افراد بدون این عارضه در دو گروه دختران و پسران اختلاف کمی داشت (7/52 در برابر 3/47 درصد). این شیوع ها با افزایش سن و سابقه فامیلی نسبت مستقیم داشت. نتیجه گیری: در این مطالعه شیوع اضافه وزن، چاقی و چاقی شکمی تفاوت چندانی در گروه های مختلف سنی، جنسی و حتی بر اساس سابقه فامیلی نداشت. پیشنهاد می گردد که عوامل خطر بروز چاقی، اضافه وزن و چاقی شکمی و عوامل مؤثر بر آن در مطالعه های آینده مورد بررسی قرار گیرد. واژه های کلیدی: چاقی، اضافه وزن، چاقی شکمی، دانشجویان</description>
						<author> محمود یاحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی اثر تغییر برنامه نوبت کاری از نظام 12 ساعتی به نظام 8 ساعتی بر شیوع مشکلات بهداشتی در یک شرکت پتروشیمی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=619&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مطالعه ای روی نظام نوبت کاری و مشکلات ناشی از آن در پرسنل نوبت کار یک شرکت پتروشیمی انجام شد. در آن مطالعه پیشنهاداتی برای تغییر نظام نوبت کاری ارایه گردید و آن شرکت نظام نوبت کاری خود را از نظام 12 ساعتی به نظام 8 ساعتی تغییر داد. پس از سپری شدن یکسال، این مطالعه با هدف ارزیابی اثر تغییر برنامه نوبت کاری بر میزان شیوع مشکلات بهداشی در میان نوبت کاران شاغل در آن شرکت انجام شد. روش ها: نمونه ها در این مطالعه مقطعی شامل 79 نوبت کار مطالعه فعلی و 74 نوبت کار مطالعه قبلی بودند. ابزار جمع آوری داده ها مشابه مطالعه قبلی و متشکل از پرسش نامه ای بود که سؤال هایی در زمینه ویژگی های دموگرافیک، مشکلات بهداشتی و نظرخواهی در مورد تغییر برنامه نوبت کاری در آن گنجانده شده بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 انجام گرفت. یافته ها: میانگین سابقه کار در نظام نوبت کاری افراد مورد مطالعه در مطالعه فعلی و قبلی به ترتیب 40/2 &amp;plusmn; 91/5 و 79/3 &amp;plusmn; 18/5 سال بود (05/0 P &gt;). شیوع برخی مشکلات گوارشی و اختلالات اسکلتی- عضلانی در مطالعه فعلی به طور معنی داری بیشتر از مطالعه قبلی بود (05/0 P &lt;)، اما شیوع برخی مشکلات ذهنی در بین نوبت کاران مطالعه فعلی به طور معنی داری کمتر از شیوع آن ها در بین نوبت کاران مطالعه قبلی بود (05/0 P &lt;). برنامه جدید از نظر نوبت کاران کمیت و کیفیت خواب آنان را بهبود بخشیده بود. همچنین یافته های این مطالعه نشان داد که 5/97 درصد افراد مورد مطالعه، نظام جدید را نسبت به نظام قبلی بهتر می دانستند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، تغییر برنامه نوبت کاری از نظام 12 ساعتی به 8 ساعتی باعث کاهش شیوع اختلالات ذهنی در نوبت کاران شده بود و به بهبود وضعیت خواب و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی انجامیده بود. بنابراین می توان چنین نتیجه گیری نمود که تغییر ایجاد شده در برنامه نوبت کاری مفید بوده است و اغلب افراد آن را اثربخش و مثبت ارزیابی نمودند. واژه های کلیدی: مشکلات بهداشتی، برنامه نوبت کاری، صنعت پتروشیمی</description>
						<author> علیرضا چوبینه</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
