<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله تحقیقات نظام سلامت </title>
<link>http://hsr.mui.ac.ir</link>
<description>مجله تحقیقات نظام سلامت - مقالات نشریه - سال 1392 جلد9 شماره6</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/6/10</pubDate>

					<item>
						<title>ادراک افراد مبتلا به پرفشاری خون از بیماری و درمان آن: یک مطالعه مروری</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=653&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پرفشاری خون یک مشکل بزرگ بهداشتی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است و همه گیری رو به افزایش این بیماری در جهان هشداری جدی برای توجه بیشتر به این بیماری می باشد که به طور عمده خاموش است. این مطالعه با هدف، بررسی ادراک بیماران مبتلا به پرفشاری خون از بیماری و درمان آن در مقالات منتشر شده انجام شد. روش ها: مطالعه حاضر از نوع مروری سیستماتیک بود و جستجوی مقالات کیفی در پایگاه های اطلاعاتی ایرانی و بین المللی Iran Medex ، SID، PubMed، ISI web of knowledge، Embase، &amp;nbsp;Medlineو Google Scholar با</description>
						<author> غلامرضا شریفی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نقش تحریکات حسی در تغییر سطح هوشیاری بیماران در وضعیت کما (مقاله مروری)</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=652&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>محرومیت حسی که به دنبال کاهش سطح هوشیاری در بیماران در وضعیت کما ایجاد می شود؛ ضمن اختلال در روند بهبودی ضایعه عصبی، باعث بستری طولانی مدت بیماران شده و هزینه های زیادی را به خانواده و جامعه تحمیل نموده و کیفیت زندگی بیمار و خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد. مداخلات تحریک حسی یکی از روش های توان بخشی بیماران در وضعیت کما است که با هدف افزایش سطح هوشیاری و بازگشت سریع تر بیماران به جامعه انجام می شود. هدف از این مطالعه، تعیین نقش تحریکات حسی در تغییر سطح هوشیاری بیماران بیهوش از طریق مرور مطالعات انجام شده در این راستا بود. مطالعه حاضر از نوع مروری بود که برای انجام آن مقالات بین سال های 2012-2000 به زبان های فارسی و انگلیسی در پایگاه های علمی جستجو و بررسی شدند و 49 مطالعه با</description>
						<author> مژگان نادری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط افسردگی پس از زایمان با تغذیه انحصاری با شیرمادر</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=650&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: در سال های اخیر، شاخص های مربوط به تغذیه انحصاری با شیر مادر در ایران افت داشته است. از آن جا که شیردهی انحصاری با شیر مادر به فاکتورهای متعددی بستگی دارد، شناخت هر یک از این عوامل تأثیرگذار در اتخاذ استراتژی های پیشگیرانه از قطع زود هنگام تغذیه انحصاری با شیر مادر، کمک کننده خواهد بود. این مطالعه، با هدف تعیین ارتباط بین افسردگی پس از زایمان با تغذیه انحصاری با شیر مادر صورت گرفته است.&amp;nbsp; روش ها: این مطالعه مقطعی از نوع مورد- شاهد، در طی شش ماه اول سال 1391 در شهر قم صورت گرفت. مادران به 3 گروه 100 نفره بر حسب وضعیت تغذیه نوزاد خود تقسیم شدند. در این مطالعه، جهت خنثی کردن متغیرهای دخیل در افسردگی، از روش های محدودسازی و همسان سازی استفاده شد. در این مطالعه جهت گردآوری داده ها، علاوه بر پرسش نامه مشخصات دموگرافیک، از پرسش نامه استاندارد Beck نیز استفاده شد. داده ها در سطح معنی داری کمتر از 05/0 تحلیل گردید.&amp;nbsp; یافته ها: میانگین نمره افسردگی در گروه تغذیه انحصاری با شیر مادر 81/12، در گروه تغذیه تکمیلی همزمان با شیر مادر 59/13 و در گروه قطع کامل شیردهی 06/15 نمره بود که اختلاف معنی داری بین گروه ها یافت نشد. افسردگی خفیف در گروه تغذیه انحصاری با شیر مادر 5 درصد، در گروه تغذیه تکمیلی همزمان با شیر مادر 8 درصد و در گروه قطع کامل شیردهی 10 درصد بود. همچنین افسردگی شدید فقط در گروه قطع کامل شیردهی به میزان 5 درصد مشاهده شد. همچنین بین افسردگی با کفایت شیر و حمایت همسر، ارتباط معکوس معنی دار مشاهده گردید. نتیجه گیری: اگر چه میزان افسردگی در گروه انحصاری تغذیه با شیر مادر کمتر از سایر گروه ها بود، اما آزمون آنالیز واریانس، اختلاف معنی داری را در این خصوص نشان نداد. همچنین درک مادران از کفایت شیر و نیز حمایت همسر، موجب کاهش میزان افسردگی می شد. واژه های کلیدی: افسردگی پس از زایمان، تغذیه انحصاری با شیر مادر، کفایت شیر، حمایت همسر &amp;nbsp;</description>
						<author> محمدجواد قاسم زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان آگاهی و باور دانش‌آموزان پسر مقطع پیش‌دانشگاهی شهر اصفهان در خصوص استعمال سیگار و مضرات آن و شیوع مصرف سیگار در بین آنان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=651&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از رفتارهای غیر بهداشتی که سلامتی افراد جامعه را به خطر می اندازد و هزینه های قابل توجهی را بر جوامع تحمیل می کند، مصرف سیگار است. نظر به این که میزان استعمال سیگار در میان جوانان و نوجوانان در حال افزایش و سن شروع آن رو به کاهش می رود، مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع مصرف سیگار و میزان آگاهی و نگرش دانش آموزان پسر مقطع پیش دانشگاهی شهر اصفهان در خصوص استعمال سیگار و مضرات آن انجام پذیرفت. روش ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی و به شیوه مقطعی بر روی 382 دانش آموز پسر مقطع پیش دانشگاهی که با روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته ای مشتمل بر 3 بخش (مشخصات فردی، آگاهی و نگرش) بود. داده های گردآوری شده، توسط نرم افزار SPSS نسخه 18، آمار توصیفی و آزمون Chi-square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین سنی دانش آموزان 62/0 &amp;plusmn; 72/17 سال بود. 33 درصد از افراد، تجربه حداقل یک بار سیگار کشیدن را داشتند. 2/7 درصد واحدهای مورد پژوهش، سیگاری بودند. 6/41 درصد از افراد مورد پژوهش از نگرش خوبی برخوردار بودند، در حالی که تنها 3/18 درصد از افراد، از سطح آگاهی خوبی برخوردار بودند. در افراد با سطح آگاهی بالاتر، تجربه استعمال سیگار کمتر بود (017/0 = P). همچنین دانش آموزانی که تجربه مصرف سیگار را گزارش نمودند، نگرش ضعیف تری در خصوص مضرات سیگار کشیدن داشتند (001/0 = P). نتیجه گیری: پایین بودن سطح آگاهی و نگرش دانش آموزان، پایین بودن سن شروع مصرف سیگار و همچنین بالا بودن نسبی تجربه مصرف سیگار در این افراد هشدار دهنده می باشد. بر این اساس، اقدامات پیشگیری در دوره نوجوانی و قبل از آن، ضروری به نظر می رسد.</description>
						<author> سید همام الدین جوادزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>چگونه بروز خطاهای دارویی و عدم گزارش آن توسط پرستاران را در بخش مرقبت‌های ویژه قلبی کاهش دهیم؟ یک مطالعه اقـدام پژوهی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=649&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: خطاهای  دارویی یکی ازشایع ترین حوادث  موجود در حرفه  پرستاری می باشد که برای مددجویان بالقوه  خطرناک است. هدف از  این مطالعه طراحی  و اجرای راهکارهای  کاهش بروز خطاهای دارویی و عدم گزارش آن توسط پرستاران در بخش مراقبت های ویژه  قلب در یکی از مراکز بیمارستانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.&amp;nbsp; روش ها:  این پژوهش یک  مطالعه اقدام  پژوهشی  بود که  در سال 1389 انجام  شد. مشارکت کنندگان تمامی پرسنل بخش  ویژه قلب یکی از بیمارستان های وابسته به دانشگاه  علوم  پزشکی  اصفهان بودند که به  روش  سرشماری وارد مطالعه   شدند. جهت  جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه  خودساخته  چهاربخشی استفاده  شد. روایی و پایایی آن به ترتیب توسط روش  اعتبار محتوی و روش  آزمون مجدد تعیین  شد. سپس پژوهشگران به بررسی راهکارهای موجود و انتخاب  بهترین  راهکارها بر اساس جدول Matrix&amp;nbsp;&amp;nbsp; و Thomas پرداختند. پس ازعملیاتی  نمودن راهکارهای منتخب در بخش مورد نظر، نمونه های  مورد پژهش  سـه  ماه  بعد با همان  پرسش نامه، مجدد مورد ارزیابی  قرار گرفتند. داده ها با استفاده  از نرم افزار SPSS نسخه 16 و به کارگیری  آمار توصیفی، متد آماری Paired t و ضریب همبستگی Pearson مورد تجزیه  و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: گویه های &amp;laquo;عدم انجام احتیاط های دارویی&amp;raquo; با 30 درصد، &amp;laquo;دادن دوز اشتباه دارو&amp;raquo; با 25 درصد و &amp;laquo;سرعت انفوزیون اشتباه&amp;raquo; با 25/21 درصد بیشترین خطاهای دارویی گزارش شده توسط پرسنل بودند. از نظرعلل بروز خطاهای  دارویی، همه  پاسخ دهندگان کم بودن نسبت پرستار به بیمار، تنوع  زیاد داروها، تعداد زیاد بیماران  بدحال و بار کاری بالا را عامل بروز خطاهای  دارویی ذکر کردند. عدم وجود سیستم ثبت خطاها (84 درصد)، عدم  آگاهی از تعریف  خطای دارویی (81 درصد)، ترس  از مسایل  قضایی (80 درصد)، وقت گیر بودن (73 درصد) و عدم حمایت کافی سیستم از پرسنل (68 درصد) از شایع ترین علل عدم  گزارش  خطاهای  دارویی به  وقوع پیوسته بود. پس از انتخاب و عملیاتی  شدن  راهکارهای منتخب در طی 3 ماه،  میانگین بروز خطای  دارویی برای هر پرسنل از 09/2 &amp;plusmn; 5/12 به 02/1 &amp;plusmn; 09/5 رسید که میزان  کاهش  وقوع خطاهای  دارویی از نظر آماری معنی دار بود (02/0 =P ). همچنین نتایج آزمون Paired t نشان داد که بین میانگین نمره گزارش اشتباهات دارویی قبل و بعد از اجرایی شدن راهکارها از نظر آماری تفاوت معنی داری داشت (04/0 =P )، به  طوری  که میانگین گزارش خطا از 41/0 &amp;plusmn; 1/1 برای هر پرسنل به 51/0 &amp;plusmn; 1/3 افزایش یافت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش جهت ارتقای کمی  و کیفی دانش  پرستاران نسبت به مقوله خطاهای  دارویی، راهکارهایی همچون ترویج فرهنگ استفاده ازکتابچه های اطلاعات  دارویی در بخش، دایر نمودن  کلاس  بازآموزی پیرامون اطلاعات  دارویی برای پرسنل  بالینی به شکل  منظم، سهولت  دسترسی به سایت های  کامپیوتر و شبکه  اینترنتی در مراکز درمانی جهت  ارتقا و به  روز شدن اطلاعات  دارویی پرستاران و ارزیابی مستمر دانش و اطلاعات  دارویی پرسنل بخش مورد عنایت و توجه بیشتری قرار گیرد. واژه های کلیدی: اشتباهات  دارویی، پرستار، گزارش  خطاهای  دارویی، مطالعه  اقدام پژوهی، بخش  مراقبت های  ویژه  قلب &amp;nbsp;</description>
						<author> امیر موسی رضایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط بین نتایج حاصل از قدم‌سنج با پرسش‌نامه بین‌المللی فعالیت بدنی IPAQ</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=647&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: فعالیت بدنی منظم در کاهش خطر ابتلا به بیماری ها و مرگ و میر تأثیرگذار است. مطالعه ها نشان دادند که رسیدن به 10000 قدم در روز در ارتقای فعالیت بدنی و رسیدن به پیامدهای سلامتی مؤثر است. هدف از این مطالعه مقایسه فعالیت بدنی گزارش شده از طریق پرسش نامه با فعالیت بدنی گزارش شده از قدم سنج و مقایسه یافته های حاصل از قدم سنج با راهنمای رسیدن به 30 دقیقه فعالیت بدنی متوسط یا شدید در هفته بود. روش ها: این مطالعه مقطعی بود. مطالعه روی 200 نفر از کارمندان زن دانشگاه تبریز صورت گرفت که به روش تصادفی آسان در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه بین المللی فعالیت بدنی جهت ارزیابی فعالیت بدنی ذهنی و قدم سنج برای اندازه گیری فعالیت بدنی عینی بود. یافته ها: بر اساس نتایج قدم سنج تقریباً نیمی از شرکت کنندگان کم تحرک بودند، در حالی که نتایج International Physical Activity Questionnaire (IPAQ) نشان داد که 6/86 درصد از شرکت کنندگان فعال بودند و به راهنمای 30 دقیقه فعالیت رسیدند. بنابراین تطابقی بین نتایج این دو ابزار وجود نداشت. همچنین بین نتایج حاصل از ابزار عینی و ذهنی فعالیت همبستگی معنی داری دیده نشد. نتیجه گیری: این مطالعه احتمالاً اولین مطالعه ای است که در ایران فعالیت بدنی زنان را به شکل عینی با استفاده از قدم سنج ارزیابی و با پرسش نامه مقایسه نموده است. نتایج نشان داد که خود گزارش دهی فعالیت بدنی بر اساس پرسش نامه بالا است. نتایج بین ابزار عینی و ذهنی فعالیت بدنی با هم تطابقی نداشتند. می توان گفت که پژوهشگران در بررسی نتایج حاصل از IPAQ باید میزان گزارش بالای فعالیت را در نظر بگیرند. واژه های کلیدی: قدم سنج، پرسش نامه بین المللی فعالیت بدنی، راهنمای رسیدن به سلامت</description>
						<author> محمدحسین باقیانی مقدم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی بار ذهنی کار در پرستاران بخش مراقبت ویژه با استفاده از شاخص بار ذهنی (NASA)</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=648&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از عوامل تأثیرگذار بر رفتار، عملکرد و کارایی پرستاران در محیط کار، بار ذهنی کار می باشد. از این رو توجه به آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف مطالعه حاضر ارزیابی بار ذهنی کار و عوامل مؤثر بر آن در پرستاران بخش مراقبت های ویژه بود. روش ها: این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بود که روی 163 نفر از پرستاران بخش مراقبت ویژه شاغل در بیمارستان های شهر اصفهان انجام گرفت. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه تخصصی بار ذهنی National aeronautics and space administration یا NASA (NASA-TLX) استفاده شد. اطلاعات به دست آمده از پرسش نامه وارد نرم افزار بار ذهنی NASA شد و نمره نهایی بار ذهنی تعیین گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 و با استفاده از آزمون های آماری همبستگی Pearson و آنالیز One Way ANOVA تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: آزمون همبستگی Spearman نشان داد که بین متغیرهای زمینه ای با بار ذهنی رابطه معنی داری وجود نداشت، اما بین تعداد بیماران تحت نظر فرد در هر شیفت کاری و نمره بار ذهنی پرستاران ارتباط معنی داری به صورت مستقیم یافت شد (05/0 &gt; P). همچنین شاخص NASA نشان داد که کمترین نمره مقیاس های شش گانه بار ذهنی در پرستاران مربوط به نیاز زمانی (56/63) و بیشترین نمره مربوط به نیاز ذهنی (50/83) بود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از بالا بودن بار ذهنی درک شده ناشی از ارایه خدمات در پرستاران مورد مطالعه بود. از این رو به کارگیری استراتژی های مداخله ای برای کاهش بار ذهنی در این گروه ضروری به نظر می رسد. واژه های کلیدی: بار ذهنی کار، پرستار، بخش مراقبت ویژه، شاخص بار ذهنی NASA</description>
						<author> شهرام صفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عادات تغذیه‌ای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به بیمارستان‌های تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=646&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اتخاذ رفتارهای مطلوب تغذیه ای یک بخش اصلی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 است که می تواند به پیشگیری و کاهش عوارض ناشی از بیماری بیانجامد. شواهد نشان می دهد که بهبود عادات و رفتارهای تغذیه ای می تواند به کنترل دیابت کمک نماید. این مطالعه با هدف، تعیین عادات تغذیه ای دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1391 طراحی و اجرا گردید. روش ها: مطالعه توصیفی حاضر بر روی480 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 که بیماری آن ها توسط پزشکان متخصص شاغل در بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران به تأیید رسیده بود با روش تصادفی در دسترس انجام گرفت. در این مطالعه از پرسش نامه ای دو قسمتی شامل اطلاعات وخصوصیات فردی بیماران و مرتبط با بیماری اخذ شد. جهت سنجش عادات تغذیه ای و ابعاد آن در دیابت در این بیماران از پرسش نامه استاندارد استفاده شد که با استفاده از 51 سؤال، 4 بعد مختلف عادات تغذیه ای در دیابت را در بیماران مبتلا اندازه گیری می نمود. این ابزار شامل 4 سؤال کلی در مورد عادات تغذیه ای، 12 سؤال مقیاس اطلاعات عمومی در دیابت، 6 سؤال در مورد برنامه ریزی، خرید و آماده کردن غذا، 17 سؤال در مورد عادات صرف غذا و 12 سؤال در مورد حمایت خانواده در عادات تغذیه ای در دیابت بود. جمع آوری اطلاعات به دست آمده این مطالعه در یک مقطع زمانی و در چهار بیمارستان تابعه دانشگاه در سال 1391 انجام شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 استفاده گردید و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها: میانگین سنی شرکت کنندگان در مطالعه 53/11 &amp;plusmn; 96/59 سال بود. بیشترین و کمترین میانگین امتیاز ابعاد چهارگانه ابزار سنجش عادات تغذیه ای در دیابت به ترتیب مربوط به ابعاد تأثیر خانواده بر عادات تغذیه ای (3/14 &amp;plusmn; 72/64) و عادات خوردن غذا (13/12 &amp;plusmn; 27/52) بود. در ابعاد مختلف این پرسش نامه مواردی از جمله توجه به برچسب مواد غذایی از نظر نوع و میزان کالری، توجه به صرف منظم وعده های اصلی و میان وعده های غذایی و دریافت حمایت از سوی خانواده بیشترین میانگین و انحراف معیار را کسب نمود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه پیشنهاد می گردد، به منظور ارتقای دانش و اتخاذ رفتارهای تغذیه ای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، مداخلات تئوری محور با هدف اصلاح عادات خوردن غذا طراحی و اجرا گردد. به نظر می رسد جلب مشارکت خانواده های بیماران مبتلا به دیابت به عنوان عوامل قادر کننده بتواند دستیابی به این هدف را تسهیل نماید. واژه های کلیدی: عادات تغذیه ای، بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، خانواده</description>
						<author> آذر طل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه فرهنگ سازمانی و توانمندسازی کارکنان دانشگاه</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=645&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بررسی فرهنگ سازمانی مدیران را قادر می سازد تا با جمع آوری اطلاعات، بخش ها یا گروه های کاری را با یکدیگر مقایسه، مسایل را الویت بندی و ادراکات و انتظارات کارکنان را شناسایی نمایند. همچنین شکاف بین وضع موجود و مطلوب را بهبود بخشند. هدف از نگارش مقاله حاضر بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و توانمندسازی کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. روش ها: تحقیق حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی بود. برای جمع آوری اطلاعات مربوط به ادبیات موضوع از روش کتابخانه ای نظیرکتب و مجلات علمی و برای جمع آوری داده ها جهت تحلیل و آزمون فرضیه های پژوهش از پرسش نامه محقق ساخته استفاده گردید. روایی محتوایی آن توسط تعدادی از استادان و متخصصان تأیید شد. پایایی آن با استفاده از ضریب Cronbach__AWT_QUOTE__s alpha برابر 81 درصد و 90 درصد به ترتیب برای توانمندسازی و فرهنگ سازمانی محاسبه گردید. جامعه آماری این پژوهش 271 نفر از کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تشکیل می دادند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بین 74 نفر پرسش نامه توزیع گردید. در این پژوهش برای تجزیه، تحلیل و آزمون فرضیه ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: در نمونه مورد مطالعه، ابعاد اعتماد بین همکاران و استقلال با بعد رهبری سازمانی بیشترین همبستگی را داشت. همچنین رابطه معنی داری بین توانمندسازی با فرهنگ سازمانی وجود داشت و میزان این همبستگی 483/0+ بود. به عبارت دیگر با افزایش فرهنگ سازمانی میزان توانمندسازی شغلی نیز با ضریب 483/0 رو به افزایش می رود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که اگر فرهنگ سازمانی در راستای ارتقای توانمندسازی کارکنان باشد، افراد با انگیزه و اشتیاق بیشتری به انجام وظایف شغلی می پردازند. همچنین اگر از توانایی های کارکنان استفاده شود، امکان بروز خلاقیت و ابتکار عمل بیشتری وجود خواهد داشت. واژه های کلیدی: فرهنگ سازمانی، توانمندسازی، دانشگاه علوم پزشکی</description>
						<author> علی شائمی برزکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر استعمال سیگار بر افت شنوایی ناشی از مواجهه با صدا</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=644&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اگر چه افت شنوایی ناشی از مواجهه با صدا مورد تأیید همه محققان است، اما ارتباط استعمال سیگار با افت شنوایی ناشی از صدا یکی از موضوعات قابل بحث می باشد. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی ارتباط استعمال سیگار با افت شنوایی ناشی از مواجهه با صدا بود. روش ها: در این مطالعه مقطعی که در سال 1389 در یک کارگاه صنعت لاستیک سازی صورت گرفت، 270 کارگر (135 نفر سیگاری و 135 نفر غیر سیگاری) مورد مطالعه قرار گرفتند. اندازه گیری صدا با دستگاه صداسنج 440CEL و ارزیابی افت شنوایی با استفاده از اتاقک آکوستیک و دستگاه ادیومتر 19Velton AD انجام شد. ارزیابی وضعیت استعمال سیگار و دیگر متغیرهای دموگرافیک با پرسش نامه ای که توسط محققین تکمیل می شد، انجام گردید. تحلیل داده های مطالعه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه16 انجام گرفت و 05/0 &gt; P به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد. یافته ها: میانگین سن و سابقه شغلی افراد مورد مطالعه، به ترتیب 46/7 &amp;plusmn; 16/34 و 89/6 &amp;plusmn; 40/9 سال به دست آمد. در هر دو گروه در معرض صدای شغلی، میزان افت شنوایی در افراد سیگاری به طور معنی داری بیش از افراد غیر سیگاری بود. مدل رگرسیون نشان داد که افت شنوایی با متغیرهای سن، استعمال سیگار و مواجهه با صدا، ارتباط معنی دار خطی دارد. نتیجه گیری: اگر چه رابطه مصرف سیگار و افت شنوایی یک موضوع قابل بحث می باشد، اما یافته های این مطالعه نشان داد که مصرف سیگار در کنار مواجهه با صدا و عامل سن، به عنوان یک عامل خطر در تشدید افت شنوایی ناشی از صدا مطرح می باشد. واژه های کلیدی: صدا، استعمال سیگار، افت شنوایی، مواجهه شغلی</description>
						<author> زهرا زمانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع خشونت‌های خانگی و عوامل مؤثر بر آن در زنان شهر اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=643&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: خشونت های خانگی رایج ترین شکل خشونت علیه زنان می باشد که تأثیر منفی بر سایر اولویت های بهداشتی مهم مانند سلامت مادران، تنظیم خانواده، پیشگیری از بیماری ها و بهداشت روان دارد و حتی سلامت کودکان را هم تحت تأثیر قرار می دهد. با در نظر داشتن این مهم که شیوع این سوء رفتارها در شهرهای مختلف کشور به لحاظ دارا بودن خصوصیات ویژه فرهنگی متفاوت می باشد؛ بنابراین مطالعه حاضر با هدف، تعیین شیوع خشونت های خانگی و عوامل مؤثر بر آن در زنان شهر اصفهان انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که بر روی 900 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهر اصفهان صورت گرفت. روش نمونه گیری در این مطالعه به صورت خوشه ای بود. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته مشتمل بر شش بخش (مشخصات فردی، سوء رفتار جسمی، سوء رفتار کلامی، سوء رفتار مالی، علل سوء رفتار و سوء رفتار روانی- عاطفی) و از رابطین مراکز بهداشتی- درمانی جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه 11 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها: میانگین سنی زنان مورد مطالعه 05/11 &amp;plusmn; 1/34 سال و شیوع خشونت در زنان مورد مطالعه 44/34 درصد بود. در این مطالعه بین سن زنان و اعمال خشونت کلامی و مالی از جانب همسرانشان ارتباط آماری معنی داری دیده شد (05/0 &gt; P). همچنین زنان با تعداد فرزند بیشتر، بیش از سایرین مورد خشونت مالی قرار گرفته بودند (001/0 &gt; P). بین سن هنگام ازدواج با خشونت روانی- عاطفی و خشونت مالی ارتباط آماری معنی داری وجود داشت (01/0 &gt; P). در این مطالعه زنان با سطح تحصیلات کمتر بیش از سایرین خشونت های کلامی و مالی را تجربه کرده بودند (001/0 &gt; P). همچنین بین ابتلا به بیماری های روانی و انواع خشونت ها ارتباط آماری معنی داری دیده شد (01/0 &gt; P). نتیجه گیری: آموزش و آگاه سازی زنان و مردان مهم ترین گام در پیشگیری و کاهش موارد خشونت علیه زنان است. ارایه برنامه های آموزشی مناسب با هدف ارتقای سطح آگاهی افراد جامعه؛ به طوری که بتوانند میان فرهنگ صحیح و بالنده ملی و مذهبی و سنت های غلط جاری زمینه ساز خشونت و صدمات جسمی و روحی تفاوت قایل شوند، ضروری به نظر می رسد. واژه های کلیدی : خشونت های خانگی، زنان شهر اصفهان</description>
						<author> الهام حاج صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اجرای سیستم مدیریت کیفیت فراگیر (2000-9001 ISO) در ارتقای اثربخشی بیمارستان شهدای کرمانشاه</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=642&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پیاده سازی مدیریت کیفیت در بیمارستان می تواند منجر به ارتقای سطح عملکرد خدمت رسانی آن گردد. این مطالعه با هدف، بررسی تأثیر استقرار سیستم مدیریت کیفیت (2000-9001 ISO) بر اثربخشی خدمات در بیمارستان شهدای کرمانشاه انجام گرفت. روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی قبل و بعد بود که در بیمارستان شهدای کرمانشاه انجام گرفت. شاخص های متوسط زمان بستری، میزان عفونت بیمارستانی، مرگ و میر، رضایت بیماران و کارکنان قبل و بعد از مطالعه مورد سنجش قرار گرفت. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها حاکی از افزایش میانگین نمره رضایت کارکنان و بیماران و همچنین کاهش میزان عفونت های بیمارستانی، نسبت مرگ و میر به تعداد بیماران بستری شده و میزان متوسط مدت زمان بستری بعد از استقرار سیستم بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد استقرار سیستم 2000-9001 ISO می تواند در ارتقای بهره وری بیمارستان مفید و از نظر اقتصادی یک طرح با فایده- هزینه مناسب باشد. واژه های کلیدی: مدیریت کیفیت، اثربخشی، بیمارستان &amp;nbsp;</description>
						<author> بهزاد کرمی متین</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
