<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله تحقیقات نظام سلامت </title>
<link>http://hsr.mui.ac.ir</link>
<description>مجله تحقیقات نظام سلامت - مقالات نشریه - سال 1392 جلد9 شماره7</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی ارتباط اختلال عملکرد جنسی و سطح افسردگی در مردان مبتلا به هپاتیت مزمن</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=663&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اختلال عملکرد جنسی به عنوان یکی از مشکلات بهداشتی مهم تلقی می شود. بیماری های مزمن از جمله هپاتیت مزمن و درمان آن می تواند تأثیر منفی بر روی خلق و عملکرد جنسی داشته باشد. این پژوهش با هدف تعیین ارتباط اختلال عملکرد جنسی با سطح افسردگی در بیماران مرد مبتلا به هپاتیت مزمن صورت گرفته است. روش ها: این مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع همبستگی بر روی 70 بیمار مبتلا به هپاتیت مزمن که ویژگی های ورود به مطالعه از قبیل: متاهل بودن، عدم ابتلا به اختلال عملکرد جنسی قبل از تشخیص هپاتیت، عدم استفاده از داروهای مؤثر بر اختلال عملکرد جنسی، عدم ابتلا به بیماری های تأثیرگذار بر اختلال عملکرد جنسی را داشتند، انجام شد. روش نمونه گیری ساده و در دسترس بود. برای بررسی وضعیت عملکرد جنسی بیماران از پرسشنامۀ بین المللی استاندارد اختلال عملکرد جنسی(international index of erectile function) استفاده شد. جهت تعیین روایی از روایی محتوا و برای پایایی آن از آزمون مجدد استفاده شد. جهت ارزیابی سطح افسردگی، از پرسشنامه استاندارد بک(Beck) استفاده گردید. داده ها، توسط نرم افزارSPSS16 &amp;nbsp;تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: متوسط سن بیماران 56/45 سال و میانگین مدت زمان ابتلا به بیماری 81/6 سال بود. 7/65% مبتلا به هپاتیت مزمن B و3/34% &amp;nbsp;مبتلا به هپاتیت مزمنC بودند. بیشترین درصد بیماران (3/74%) اختلال نعوظ متوسط و 6/8% دارای اختلال نعوظ ضعیف بودند. شدت افسردگی در40% از بیماران خفیف بود. بین سطوح مختلف افسردگی از نظر اختلال نعوظ اختلاف معنی داری وجود نداشت (449/0=P). بین اختلال نعوظ و مشخصات دموگرافیک نیز ارتیاطی یافت نشد. نتیجه گیری: &amp;nbsp;بین اختلال نعوظ وسطوح افسردگی در بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن ارتباطی وجود ندارد. واژه های کلیدی: اختلال عملکرد جنسی، افسردگی، هپاتیت مزمن.</description>
						<author> سید قاسم موسوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل موثر بر خودسوزی در بین زنان (مطالعه موردی شهرستان‌های روانسر و جوانرود استان کرمانشاه)</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=664&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: خودکشی از جمله آسیب های اجتماعی است که در بیشتر جوامع دیده می شود. شیوه های خودکشی نیز موضوعی مهم است که در این بین خودسوزی از دردناک ترین روش ها است. خودسوزی تحت تاثیر عوامل مختلفی انجام می گیرد. این پژوهش با هدف مطالعه پدیده خودسوزی در بین زنان شهرستان های روانسر و جوانرود کرمانشاه و ویژگی های جمعیت شناختی قربانیان ناموفق خودسوزی انجام شد. روش ها: این پژوهش از نوع پیمایشی - توصیفی بود و به روش کیفی و برساخت گرایی انجام شد. مشارکت کنندگان در تحقیق 16 نفر از زنان نجات یافته از خودسوزی در مناطق شهری و روستایی منطقه مورد تحقیق بودند. &amp;nbsp;نمونه گیری به روش مبتنی بر هدف انجام شد و تا اشباع داده ها ادامه یافت. داده ها نیز از طریق&amp;nbsp; مصاحبه عمیق و نیمه ساخت یافته جمع آوری شد. یافته ها: نتایج کلی حاکی از آن است که اکثر پاسخگویان متاهل(3/56%) ، روستایی(5/62) ، خانه دار(3/56%) و دارای تحصیلات ابتدای(50%) بوده اند.خودسوزی بیشتر در گروه سنی 30-16 سال مشاهده شد. دلیل عمده خودسوزی از دید پاسخگویان (44 %) نشان دادن شهامت و وخامت اوضاع فرد عنوان شده است. نتیجه گیری: براساس نتایج معتقدیم دلیل عمده خودسوزی در جامعه مورد مطالعه تفاوت ارزشی و هنجاری بین نسل هاست. لذا ضمن فرآیندی، اجتماعی و روانی دیدن این پدیده، ضروری است اقدامات مناسبی از جمله انجام تحقیقات بیشتر و همکاری سازمانهای ذیربط در این خصوص، ارائه آموزش های مناسب جهت&amp;nbsp; کاستن از باورهای سنتی و متعصبانه ، فراهم آوردن بسترهای مناسب تحصیلی و شغلی برای زنان منطقه، پر کردن اوقات فراغت این قشر به نحوی مناسب جهت جلوگیری از یکنواختی زندگی،افسردگی و نامیدی.جهت کاهش این آسیب اجتماعی صورت گیرد واژه های کلیدی:خودسوزی ، زنان، روانسر،جوانرود</description>
						<author> جواد یوسفی لبنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط بین استرس شغلی با رضایت شغلی در بین ماماهای شاغل در زایشگاه‌های شهر اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=662&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: استرس شغلی یکی از عوامل مهم ایجاد عوارض جسمی و روانی و همچنین نارضایتی شغلی در ماماها و در نتیجه کاهش کیفیت خدمات ارایه شده می باشد. از آنجا که سلامت جسمی و روحی ماما به طور مستقیم و غیرمستقیم می تواند روی سلامت مادران و نوزادان تأثیر بگذارد، این مطالعه به منظور بررسی رابطه بین استرس شغلی و رضایت مندی شغلی ماماهای شاغل در بخش زایشگاه صورت گرفت. روش ها: این مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی می باشد .جامعه پژوهش شامل 106 مامای شاغل در زایشگاه های شهر اصفهان است. روش جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه  بود و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 و آزمون های آماری توصیفی و استنباطی (آنالیز واریانس یک طرفه، همبستگی پیرسون و اسپیرمن و آزمون t مستقل) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین نمره استرس شغلی ماماها 8/25 &amp;plusmn; 41 از نمره 100 و میانگین نمره رضایت شغلی آنها 43/16&amp;plusmn; 75/44 می باشد. آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معناداری بین استرس شغلی و رضایت مندی شغلی ماماها نشان داد (001/0&gt;P و 806/0-=r ). همچنین بین میزان استرس شغلی و جنبه های مختلف رضایت شغلی نیز رابطه معنادار وجود دارد (05/&gt;P). در این مطالعه بین استرس شغلی و رضایت کلی شغلی با مشخصات فردی مثل سن و وضعیت تأهل و میزان سابقه کاری و میزان تحصیلات رابطه معنادار وجود نداشت، در صورتی که بین استرس شغلی و رضایت کلی شغلی با میزان حقوق و مزایا و وضعیت استخدامی رابطه معنادار دیده شد (05/0&gt;P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش پیشنهاد می شود که مدیران برنامه ریزی سازمان های بهداشتی درمانی با به کارگیری استراتژی هایی به منظور کاهش میزان استرس و پیشگیری از آثار روانی و جسمانی آن بر شاغلین حرفه مامایی و در نتیجه افزایش میزان رضایتمندی شغلی آنها اقدام کنند که این می تواند گامی در جهت افزایش بهره وری سازمان های بهداشتی درمانی و همچنین کیفیت خدمات ارایه شده به دو قشر آسیب پذیر جامعه یعنی مادران و نوزادان باشد.</description>
						<author> سحر سابوته</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط سلامت ‌معنوی با اضطراب و برخی مشخصات دموگرافیک بیماران عروق کرونر</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=661&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بیماران عروق کرونر در مرحله حاد، اضطراب زیادی را تجربه  می کنند و نسبت به بیماران با اضطراب کمتر به میزان بالاتری به ایسکمی، سکته مجدد، تندتپشی و فیبریلاسیون  بطنی مبتلا می شوند. از طرفی بیماری های قلبی بر معنویت فرد تاثیر می گذارد. هر چند برخی مطالعات نشان داده اند، بیمارانی که نمره بالاتری در مقیاس های معنوی دارند میزان عوارض  قلبی  عروقی کم تری داشته اند؛ اگر چه در این میان یافته های متناقض به چشم می خورد؛ به این ترتیب محققین بر  آن  شد ند مطالعه ای را با هدف بررسی ارتباط  بین سلامت  معنوی  با اضطراب بیماران  عروق  کرونر طراحی و اجرا نمایند . روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود. در طی 6 ماه مطالعه، 292 بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر، بستری در بخش ویژه به روش سرشماری، به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. از این تعداد، 85 نفر از بیماران که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، پرسشنامه ها (اطلاعات  دموگرافیک، سلامت  معنوی و اضطراب  موقعیتی اسپیل برگر) را تکمیل نمودند. داده ها در مجموع از نوع کمی و کیفی بود که برای تجزیه و تحلیل آن ها از نرم افزار &amp;nbsp;SPSSنسخه 18 و روش های آماری توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده گردید. در این مطالعه مقدار P در سطح کمتر از 05/0 معنا دار در نظر گرفته شد. یافته ها: به ترتیب میانگین نمره  کلی  سلامت  معنوی 68/9&amp;plusmn;11/103 از 120، میانگین نمره  وجودی  سلامت  معنوی 06/9&amp;plusmn;48/45 از 60 و میانگین نمره  مذهبی  سلامت  معنوی20/4&amp;plusmn;63/57 از 60 بود. همچنین یافته ها نشان داد میانگین نمره اضطراب موقعیتی بیماران 03/13&amp;plusmn; 80/40 بود. یافته های مطالعه حاکی از معنادار شدن ارتباط بین سلامت معنوی و ابعاد آن با میزان اضطراب بیماران ایسکمیک قلبی بود، به  طوری که آزمون پیرسون نشان داد ارتباط آماری معنی دار معکوس بین نمره کلی  سلامت  معنوی با اضطراب (001/0P&lt; و 47/0=- r)، نمره  بعد  وجودی سلامت  معنوی با اضطراب (001/0P&lt; و 46/0= - r) و نمره بعد مذهبی  سلامت  معنوی با اضطراب (01/0=P و26/0= &amp;nbsp;r ) وجود داشت. نتیجه گیری: این مطالعه قویا نشان داد در بیماران عروق کرونر با نمرات بالاتر سلامت  معنوی، میزان اضطراب کمتری وجود دارد و بالا بودن سلامت  معنوی یک فاکتور مهم محافظت کننده در برابر بروز اضطراب در این بیماران است. واژه های کلیدی: اضطراب، بیماری عروق کرونر، معنویت</description>
						<author> طاهره مومنی قلعه قاسمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آگاهی و نگرش مادران در زمینه بهداشت دهان و دندان کودکان پیش دبستانی درشهراصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=659&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پوسیدگی دندان شایع ترین بیماری مزمن دوران کودکی می باشد و خانواده مهمترین نقش را در رعایت بهداشت دندان و دهان کودکان دارند. این مطالعه با هدف بررسی آگاهی و نگرش مادران در زمینه بهداشت دهان و دندان کودکان پیش دبستانی انجام شد. &amp;nbsp;روش ها : مطالعه از نوع مقطعی بود و به روش نمونه گیری تصادفی بر روی 253 نفر از مادران دارای کودک پیش دبستانی (6-3 ساله) مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اصفهان انجام گرفت. اطلاعات به وسیله پرسشنامه ای که روایی محتوایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود، جمع آوری شد و برای تحلیل یافته های این پژوهش از آزمون های آماری t مستقل ،ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون استفاده و 05/0 p &lt;نیز به عنوان سطح معنی دار در نظر گرفته شده. یافته ها: میانگین سن مادران 5 &amp;plusmn; 9/28 سال (دامنه20-48) محاسبه گردید. تعداد 37 نفر از (6/14%) مادران شاغل و 216 (4/85%) نفر خانه دار بودند. میزان آگاهی 2/14% مادران در خصوص بهداشت دهان و دندان کودکان مطلوب و 7/61% متوسط بود. 6/10% از مادران نگرش متوسط و 4/89% نگرش مطلوب داشتند. آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که بین نمره آگاهی با سطح تحصیلات رابطه مستقیم وجود دارد (001/0P &lt; و 516/0 = r) همچنین ارتباط معنی داری بین آگاهی و نگرش مادران مشاهده شد (001/0P &lt;). نتیجه گیری: در این مطالعه اکثر مادران آگاهی متوسط و ضعیفی در زمینه بهداشت دهان و دندان کودکان پیش دبستانی داشتند. بنابراین برنامه ریزی آموزشی جهت بالا بردن سطح آگاهی مادران ضروری به نظر می رسد. واژه های کلیدی: آگاهی، نگرش، کودکان پیش دبستانی، بهداشت دهان و دندان&amp;nbsp;</description>
						<author> راحله سلطانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ارگونومیک محیط کار و بررسی شیوع آسیب‌های اسکلتی- عضلانی در یک شرکت ساخت و تولید ژنراتور</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=660&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اختلالات اسکلتی- عضلانی، یکی از عوامل شایع آسیب های شغلی است که به طور عمده در کمر، گردن و اندام های فوقانی نمایان می شود. این مطالعه با هدف تعیین شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی و ارزیابی ارگونومیک خطر ابتلا به این اختلالات در کارکنان یک شرکت مهندسی و ساخت ژنراتور انجام شده است. روش ها: در این مطالعه 319 نفر از کارکنان یک شرکت مهندسی و ساخت ژنراتور با حداقل یک سال سابقه کار مورد بررسی قرار گرفتند. در مشاغل ستادی ابزار گردآوری داده ها عبارت بودند از پرسشنامه ویژگی های دموگرافیک، پرسشنامه نوردیک و چک لیست ارزیابی ارگونومیک محیط های کار ستادی. در مشاغل تولیدی ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه ویژگی های دموگرافیک، پرسشنامه نوردیک و روش Quick Exposure Check&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;(QEC) برای ارزیابی ریسک ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی بودند. یافته ها: میانگین سن و سابقه کار افراد مورد مطالعه به ترتیب برابر با 05/7&amp;plusmn;84/35 و 98/4&amp;plusmn;54/7 سال به دست آمد. شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در کارکنان ستادی و تولیدی به ترتیب 5/79 و 9/82% تعیین شد. در ارزیابی به وسیله ی چک لیست ارگونومی در کارکنان ستادی مشخص گردید بهبود ایستگاه کار می بایست در اولویت قرار گیرد. در ارزیابی به روش QEC، در مجموع 6/83% از موارد سطح ریسک بالا و بسیار بالا بود که نشان دهنده مخاطره آمیز بودن شرایط و نیاز به اصلاحات در مشاغل تولیدی می باشد. نتیجه گیری: در بهبود شرایط کار و اقدامات اصلاحی در افراد مورد مطالعه، توجه به ریسک فاکتورهای نواحی کمر، گردن، زانو، پشت و شانه به علت شیوع بالا در این نواحی اهمیت دارد. واژه های کلیدی: اختلالات اسکلتی-عضلانی، پرسشنامه نوردیک، چک لیست ارگونومی، (Quick Exposure Check&amp;nbsp;) QEC &amp;nbsp;</description>
						<author> علیرضا چوبینه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط مولفه‌های جو سازمانی با ابعاد تعهد سازمانی در پرستاران شاغل بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=658&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از عوامل موثر بر تعهد سازمانی جو سازمانی است. جو سازمانی ضمن تاثیر بر سلوک اعضاء، رفتار سازمانی آنها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.این مطالعه با هدف تعیین ارتباط مولفه های جو سازمانی و ابعاد تعهد سازمانی پرستاران شاغل در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390 طراحی و اجرا شد. روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی ـ تحلیلی از نوع مقطعی و کاربردی بود. واحدهای پژوهش این مطالعه 363 پرستار کارشناس و کارشناس ارشد شاغل در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند که به شیوه تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه روا و پایا در سه بخش اطلاعات فردی، تعهد سازمانی و جو سازمانی بود که به صورت خود ایفا تکمیل نمودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارآماریSPSS &amp;nbsp;نسخه 5/11 وآزمون های آمار توصیفی ( میانگین و انحراف معیار برای متغیر تعهد سازمانی) و به دلیل توزیع غیر نرمال ابعاد جو سازمانی از شاخص های پراکندگی مانند میانه و دامنه میان چارکی و ضریب همبستگی اسپیرمن به کار گرفته شد. سطح معنی داری در این مطالعه کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد. .یافته ها: تعهد سازمانی پرستاران 15/32&amp;plusmn;87/65 و کلیه ابعاد آن (عاطفی، مستمر و تکلیفی ) در سطح متوسط قرار داشت. همچنین، از هشت مولفه متغیر جو سازمانی میانه و دامنه میان چارکی مولفه روحیه گروهی در سطح بالا و میانه سایر مولفه های سطح سازمانی در سطح متوسط قرار داشت. ارتباط سنجی این دو متغیر نشان داد که تعهد سازمانی با مولفه های روحیه گروهی ( 001/0&gt;P &amp;nbsp;و29/0=r )، علاقمندی (001/0&gt;P &amp;nbsp;و294/0=r)، صمیمیت (018 /0=P &amp;nbsp;و124/0=r)، ملاحظه گری (001/0&gt;P &amp;nbsp;و362/0=r )، فاصله گیری (001/0=P &amp;nbsp;و175/0=r)، نفوذ و پویایی (001/0&gt;P &amp;nbsp;و431/0=r ) و تاکید بر تولید ( 001/0&gt;P &amp;nbsp;و384/0=r )رابطه خطی و مستقیم ومعنی دار و با مولفه مزاحمت (001 /0&gt;P &amp;nbsp;و257/0 - =r ) رابطه خطی غیر مستقیم و معنی دار دارد.&amp;nbsp; نتیجه گیری: با توجه به ارتباط کلیه مولفه های جو سازمانی با تعهد سازمانی، بنابراین تلاش برای بهبود جو سازمانی در بیمارستان ها می تواند به عنوان یک استراتژی ارزشمند برای بهبود تعهد سازمانی محسوب شود. واژه های کلیدی: تعهد سازمانی، جو سازمانی، پرستاران، بیمارستان</description>
						<author> زهره کوهی رستمی کلائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت سقط و برخی عوامل موثر بر آن در مراجعین بیمارستان‌های شهر زنجان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=656&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: نسبت مرگ و میر مادران از عوارض بارداری و زایمان یکی از مهمترین شاخص هایی است که نشان دهنده توسعه کشورهاست. عوارض ناخوشایند و در بعضی موارد خطرناک سقط برای مادر غیرقابل انکار است. آگاهی از فراوانی سقط در اجتماع می تواند معیاری غیرمستقیم از وضعیت سلامت مادران باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت سقط و برخی عوامل موثر بر آن در مراجعین بیمارستان های شهر زنجان در سال 1390 طراحی و اجرا شد.روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بوده که بر روی 545 نفر مراجعین باردار بیمارستان های آیت الله موسوی و امام حسین (ع) شهر زنجان در سال 1390 انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود که در چهار بخش. اطلاعات دموگرافیک(11 سؤال)، اطلاعات مربوط به سابقه مامایی(12 سؤال) ، علل احتمالی سقط و اطلاعات مربوط به سقط اخیر از قبیل نوع، روش و محل انجام سقط (16 سؤال) تنظیم شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS-11.5 و به کارگیری آزمون های توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی ( کای دو و رگرسیون لجستیک)تجزیه و تحلیل گردید.یافته ها: در این مطالعه فراوانی سقط 1/12 %(66 مورد) بود که 5/9%(52 مورد) آن خود بخودی و 6/2 %(14 مورد) از نوع درمانی بود. بین سقط جنین با بیماری تیروئید (01/0 P=)، خواسته یا ناخواسته بودن بارداری (01/0P=)، تعداد بارداری ها (02/0 P=)، سن مادر (003/0 P=)، شغل مادر (001/0 &lt; P)، سابقه سقط قبلی (001/0 &lt; P)، فاصله دو بارداری اخیر (01/0 P=) و وقوع بارداری در حین پیشگیری (03/0 P=) اختلاف معنی دار وجود داشت. نتایج نشان داد متغیرهای شاغل بودن (03/0 P=)، داشتن یک بارداری (001/0 &lt; P) و بارداری شکم اول (006/0 P=) نسبت برتری بالاتری در وجود سقط را نشان دادند.نتیجه گیری: با توجه به یافته های مطالعه، تبیین اهداف در راستای بهداشت باروری و سلامت مادر و برنامه ریزی در جهت ارتقاء سلامت باروری ضروری به نظر می رسد. همچنین لازم است در برنامه سلامت مادران، به خانم های باردار با سابقه مثبت سقط خدمات مطلوب تری ارائه گردد.واژه های کلیدی: بارداری، سقط، بارداری ناخواسته، سلامت</description>
						<author> محبوبه اشتری ماهینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقایسه‌ای اولویت‌های ارزشیابی اساتید از دیدگاه اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی لرستان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=657&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: آموزش از عمده ترین رسالت های یک دانشگاه و از وظایف مهم اعضای هیأت علمی بوده و ارتقاء کیفیت آن، منجر به ارتقاء کیفیت آموزش دانشگاه می گردد. از فرآیندهایی که به منظور این ارتقاء کیفیت انجام می گردد ارزشیابی مدرس است. این مطالعه با هدف مقایسه اولویت های ارزشیابی مدرسین از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی لرستان در سال 1390 انجام گردید. روش ها: این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی مقطعی انجام گردید. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته بود که از طریق آن، اهمیت هر سؤوال از 5 حیطه ارزشیابی اساتید به صورت لیکرت 4 گزینه ای در بین 299 نفر از دانشجویان و تعداد 116 نفر از اعضا هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان به روش نمونه گیری چند مرحله ای مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات جمع آوری شده، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 و آمار توصیفی و آزمون مجذور کای، تی مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه با سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در حیطه مهارت های تدریس، تسلط استاد بر موضوع درس، در حیطه ویژگی های فردی، داشتن اعتماد به نفس، در حیطه مهارت های ارتباطی، برقراری ارتباط صمیمانه با دانشجو، در حیطه رعایت اصول و قوانین آموزشی، رعایت زمان دقیق شروع و پایان کلاس و در حیطه مهارت های ارزشیابی، برگزاری امتحان جامع و دقیق در پایان ترم توسط دانشجویان به عنوان مهمترین موارد انتخاب شد. نظرات دانشجویان و اساتید در مورد اهمیت موارد ارزشیابی با هم تفاوت داشت. نظرات افراد در اکثریت حیطه ها در دانشجویان در دو جنس از نظر آماری اختلاف معنی دار نشان داد ( 001/ P =). نتیجه گیری: موارد ارزشیابی از دیدگاه اساتید و دانشجویان تفاوت هایی گاهاً اساسی دارند، گرچه دانشجویان عوامل مهم در ارزشیابی اساتید را به خوبی تشخیص می دهند اما در اولویت دهی به موارد از فاکتورهایی نظیر جنسیت، معدل تحصیلی، مقطع و رشته تحصیلی تاثیر می پذیرند که می تواند اعتبار ارزشیابی ها توسط دانشجو را مورد تردید قرار دهد. واژه های کلیدی: ارزشیابی، استاد، دانشجو، دانشگاه علوم پزشکی لرستان</description>
						<author> حشمت اله حیدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان حاکمیت اخلاق کار اسلامی در نظام سلامت دردانشگاه علوم پزشکی اصفهان</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=655&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بسیاری از رفتارها و اقدامات مدیران و کارکنان، متأثر از ارزش های اخلاقی بوده و ریشه در اخلاق دارد. در شرایط کنونی عدم رعایت برخی معیارهای اخلاقی، نگرانی های زیادی را در بخش های دولتی و غیردولتی به وجود آورده است. یکی از عمده ترین دغدغه های مدیران کارآمد در سطوح مختلف، چگونگی ایجاد بسترهای مناسب برای رعایت اصول اخلاقی و تقویت حس مسؤولیت و تعهد عوامل انسانی است. نظام سلامت جامعه که توسط دانشگاه های علوم پزشکی کشور اداره می شود نیز از این قاعده مستثنی نبوده و توجه به معیارهای اخلاقی در کار با رویکرد اسلامی از حساسیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین در این مطالعه شاخص های اسلامی اخلاق کار در بین کارکنان نظام سلامت بررسی و کالبد شکافی شده است. روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی-کاربردی بود. جمعیت مورد مطالعه 8280 نفر در 4 ساختار نظام سلامت بوده که بر اساس توزیع اولیه، تعداد نمونه 239 نفر برآورد و پرسشنامه در بین آنها توزیع شد که تعداد 198 مورد از آنها برگشت داده شد ( نرخ بازگشت 83%). برای جمع آوری ادبیات از روش کتابخانه ای و جهت تأیید یا رد فرضیات از پرسشنامه محقق ساخته متشکل از 20 سؤال بسته که بر اساس طیف لیکرت تنظیم شده بود، استفاده گردید. پایایی با استفاده از روش آلفای کرنباخ برابر با91% محاسبه شد. همچنین روایی صوری و محتوایی طی چندین مرحله در روش دلفی توسط صاحب نظران و متخصصان، مورد تایید قرار گرفت. در نهایت تجزیه و تحلیل داده ها با روش های توصیفی شامل فراوانی، میانگین و روش استنباطی به کمک آزمون های دو جمله ای، کای اسکور با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد. یافته ها: در این مطالعه از نظر آماری میزان حاکمیت مولفه های اخلاق کار اسلامی در بین کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با استفاده از آزمون دوجمله ای مطلوب بود. هیچ یک از عوامل بر مولفه های شاخص های ایمان و پشتکار و جدیت تاثیرگذار نبوده، شاخص روابط سالم انسانی در محل کار بر عوامل جنسیت و رسته شغلی اثرگذار بوده و در نهایت شاخص رفتار مسؤولانه دینی تحت تاثیر عوامل جنس، سن، رسته شغلی و سابقه مدیریتی بوده است. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت بررسی رفتارهای اخلاقی در سازمان ها به ویژه اخلاق کار اسلامی، بررسی تاثیر اخلاق کار در ایران با تأکید بر اصول اخلاق اسلامی و فرهنگ حاکم بر سازمان ها بسیار حایز اهمیت است. با توجه به نتایج این مطالعه، حاکمیت اخلاق کار اسلامی در بین کارکنان مطلوب بوده و عوامل جنسیت، سن، رسته شغلی، سابقه مدیریتی بر میزان مولفه های اخلاق کار اسلامی تأثیرگذار است. واژه های کلیدی: اخلاق، اخلاق کار اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی</description>
						<author> علیرضا موغلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نگرش زنان شاغل به آوردن فرزند دوم وعوامل موثربرآن</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=654&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: از آن جایی که باروری پدیده اجتماعی است، مشکلات و عوامل متفاوت ومتنوعی وجود دارد که می توانند آن را تحت تأثیر قرار داده و آن را کنترل نمایند. اشتغال زنان از جمله عوامل تأثیرگذار بوده و تمایل زنان به باروری را از لحاظ اجتماعی واقتصادی تحت الشعاع خود قرار می دهد. روش ها: این پژوهش به روش پیمایشی در شهر اصفهان و شهرستان های کاشان، نجف آباد، سمیرم و گلپایگان صورت گرفت، اطلاعات مورد نیاز از تعداد 610 نمونه شامل زنان ازدواج کرده و شاغل دارای یک فرزند 15-49 ساله از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفا کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت .سپس با نرم افزارSPSS &amp;nbsp;نسخه 19 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بیشتر جمعیت مورد بررسی در پایگاه اجتماعی و اقتصادی متوسط قرار داشتند. بیشتر پاسخگوها در سنین 20-24 ساله و همسران آنها در سنین 25-29 سال قرار داشتند. تحصیلات افراد شرکت کننده در این مطالعه بیشتر در حد لیسانس بود بیشتر آنها دارای فرزندانی کوچکتر از 4 سال بودند و تعداد فرزند مطلوبشان دو فرزند بوده است. اکثر آنها تمایل به داشتن فرزند دوم بودندو اعتقاد داشتند&amp;nbsp; بهتر است زوجین دارای دو فرزند باشند. تحصیلات، سن زنان، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، اعتقادات مذهبی، ترجیح جنسی و رتبه شغلی مادران بر تمایل به داشتن فرزند دوم موثر بود (001/0&gt;P ) و تنها متغیر ترجیح جنسی تأثیری بر تمایل به داشتن فرزند دوم نداشت (193/0=P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این تحقیق می توان گفت همچنان تمایل به داشتن فرزند دوم در بین زنان شاغل زیاد است. مهمترین عاملی که باعث تمایل و تقاضای برای داشتن فرزند دوم شده تنها نبودن، فرزند اول بوده است. بیشتر زنان در سنین زیر سی سال فرزند اول خود را به دنیا می آورند و تعداد فرزند مطلوب برای این زنان دو فرزند است. واژه های کلیدی: اشتغال، باروری، فرزند دوم، زنان شاغل</description>
						<author> سید ناصر حجازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
