<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله تحقیقات نظام سلامت </title>
<link>http://hsr.mui.ac.ir</link>
<description>مجله تحقیقات نظام سلامت - مقالات نشریه - سال 1393 جلد10 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>ارتباط شاخص گلیسمیک و بار گلیسمیک رژیم غذایی با بیماریهای قلبی عروقی: مروری بر شواهد اپیدمیولوژیک</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=746&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سبک زندگی افراد جامعه خصوصا عوامل غذایی نقش مهمی در افزایش روزافزون بیماری های قلبی و عروقی دارد. با توجه به دریافت های غذایی کربوهیدرات به ویژه در کشورهای در حال توسعه، توجه به نوع کربوهیدرات مصرفی در بروز بیماری های قلبی و عروقی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مطالعه حاضر با هدف مروری بر مطالعات پیشین در زمینه ارتباط بین نمایه گلیسمیک و بار گلیسمیک رژیم غذایی با بیماری های قلبی و عروقی انجام گرفت.روش ها: با استفاده از موتور جستجوی Pubmedو کلیدواژه هایی مانند glycemic index ، glycemic load،cardiovascular disease وcoronary heart disease مقالات با طراحی های مقطعی، کارآزمایی بالینی، کوهورت آینده نگر انتخاب شدند.یافته ها: نتایج مطالعات ناهمسو است اما نشان می دهد دریافت رژیم غذایی با نمایه و بار گلیسمیک پایین دارای اثرات مفیدی بر متابولیسم گلوکز و غلظت چربی های سرم چربی ها در بدن می باشد و به عنوان یک عامل محافظتی در بیماری های قلبی و عروقی مطرح می شود.نتیجه گیری: شواهد موجود رابطه ای قطعی بین نمایه گلیسمیک و بار گلیسمیک با بیماری های قلبی عروقی را گزارش نکرده اند. انجام مطالعات بیشتر و دقیق تر ضروری به نظر می رسد.واژه های کلیدی: کربوهیدرات، نمایه گلیسمیک، بار گلیسمیک، بیماری های قلبی عروقی</description>
						<author> فاطمه شیرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تغذیه ای بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان الزهرا در اصفهان در سال 1390</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=747&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سوء تغذیه از عوامل مهمی است که مدت بستری در بیمارستان را افزایش می دهد، از طرفی تغذیه مناسب، نتایج بالینی بیماران بدحال را بهبود می بخشد. با توجه به انجام ارزیابی های اندک در این زمینه، در این مقاله بر آن هستیم تا به ارزیابی شاخص های آنتروپومتریک و بیوشیمیایی  بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه بپردازیم.روش ها: این مطالعه بر روی 100 بیمار بستری در بخش مراقبت ویژه بیمارستان الزهرا در اصفهان انجام شد. اندازه گیری ها شامل قد، وزن، انرژی دریافتی، انرژی مورد نیاز فرد و هم چنین اندازه گیری محیط میانه ی دور بازو و دمای بدن بود. شاخص های بیوشیمیایی نیز دو مرتبه اندازه گیری شده اند. شاخص های کیفی اندازه گیری شده شامل نوع بیماری، عفونت، زخم بستر، تهویه و نوع تغذیه ی بیمار بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS16 صورت گرفته است.یافته ها: انرژی دریافتی در 61% در این بیماران کمتر از انرژی مورد نیاز آن ها می باشد و تنها 39% از آن ها انرژی کافی را دریافت کرده اند. سطح سرمی پتاسیم، فسفر و میزان آلبومین سرم در محدوده ی طبیعی و میانگین کراتینین بالاتر از محدوده ی طبیعی قرار داشت. میزان دور بازو در 69% بیماران نسبت به اندازه گیری روز اولشان کاهش یافت. بیشترین نوع تغذیه در بیماران مربوط به تغذیه با گاواژ بود (54%). اصلی ترین علت بستری شدن، انواع جراحی به خصوص جراحی پس از سوانح مانند حوادث رانندگی بوده است.نتیجه گیری: بیماران بستری در بخش ICU در معرض سوء تغذیه بیمارستانی می باشند و نیازمند مراقبت های ویژه تغذیه ای هستند.واژه های کلیدی: سوء تغذیه، ارزیابی تغذیه ای، بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه</description>
						<author> الناز دانش آزاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شاخص فشار نسبی : ارزیابی ریسک مشاغل صنایع نساجی از دیدگاه ماکروارگونومی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=745&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ارزیابی ریسک ماکروارگونومی یکی از روش های ارزیابی ریسک ارگونومی جهت شناسایی انواع خطراتی می باشد که افراد در محیط های کاری با آن ها مواجهه هستند. شاخص فشار نسبی یکی از روش های ارزیابی ریسک ماکروارگونومی است که قادر به شناسایی ریسک فاکتورهای مرتیط با بروز مخاطرات شغلی در محیط کار می باشد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی ریسک ارگونومیکی مشاغل موجود در صنایع نساجی با شاخص فشار نسبی بود.روش ها: این مطالعه به روش سرشماری و در بین156 نفر از پرسنل شاغل درصنایع نساجی در سه شیفت کاری صبح، عصر و شب انجام گرفت. جهت محاسبه شاخص فشار نسبی،معادل های گوناگونی برای اجزای کار تعریف شده که توسط آن ها این شاخص محاسبه می گردد. ارزش نهایی برای شاخص فشار نسبی،یک معیار بین صفر تا 10 می  باشد که عدد صفر بر خطرناک/ ناایمن/ بدون بهره ور بودن و عدد 10 بر بی خطر/ ایمن/ بهره ور بودن دلالت دارد.یافته ها: آزمون آماری ANOVA نشان داد که در بین 6 حیطه شاخص فشار نسبی، حیطه ی کار دستی و حواس در بین شیفت های کاری مختلف در صنایع نساجی دارای ارتباط معنی داری با خطر بروز مخاطرات شغلی می باشند (05/0P&lt;). هم چنین حیطه های پوسچر و حمل دستی بار به ترتیب با میانگین (11/0)19/6 و (41/0)14/9 کمترین و بالاترین نمره را در بین 6 حیطه شاخص فشار نسبی به خود اختصاص دادند.نتیجه گیری: براساس یافته های حاصل از پژوهش، وضعیت بدنی افراد در هنگام کار و کار دستی به عنوان تأثیرگذارترین عوامل در بروز مخاطرات شغلی در بین افراد شاغل در صنایع نساجی شناخته شدند. لذا حفظ پوسچر مناسب در هنگام فعالیت وکاهش میزان فعالیت هایی دستی توسط افراد در طی هر شیفت کاری می تواند تأثیر به سزایی در کاهش مخاطرات شغلی داشته باشد.واژه های کلیدی: ماکروارگونومی، شاخص فشار نسبی، صنایع نساجی</description>
						<author> مقداد کاظمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جنسیت و مهارت‌های چهارگانه هوش هیجانی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=743&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: هوش هیجانی به عنوان توانایی درک احساسات خود و دیگران، ارتباط با مردم، انطباق و کنار آمدن با فشارها وخواسته های محیطی تعریف می شود. مهارت هایی چون خودآگاهی هیجانی،خودمدیریتی،آگاهی اجتماعی،مدیریت روابط به عنوان چهار مهارت متشکل هوش هیجانی شناخته شده اند.روش ها: این مطالعه توصیفی همبستگی به صورت مقطعی در سال تحصیلی 92-91 روی 248 نفر(137پسر و111 دختر) از مجموع 740 نفر از دانشجویان دختر وپسر موسسه آموزش عالی باختر مرکز ایلام که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند اجرا گردید. جهت بررسی نقش جنسیت در مهارت های چهارگانه هوشی هیجانی از پرسش نامه هوش هیجانی (Bradbry Travis - Graves) 28 سؤالی استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارspss نسخه 20 و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون،تحلیل multivariate صورت گرفت.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین میزان هوش هیجانی و مهارت های چهارگانه آن (خودآگاهی هیجانی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی، مدیریت روابط) دختران و پسران تفاوت معنی داری وجود دارد و میانگین نمرات هوش هیجانی و مهارت های چهارگانه آن در دختران بیشتر از پسران است.نتیجه گیری: جنسیت با هوش هیجانی در ارتباط بوده و از سویی میزان مهارت های هوش هیجانی در دختران و پسران می تواند با هم تفاوت داشته باشد.واژه های کلیدی: هوش هیجانی،جنسیت،خودآگاهی هیجانی،خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی ،مدیریت روابط</description>
						<author> شهرام مامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه سیستم‌های آبرسانی توزیع ثقلی و پمپاژ مستقیم از نظر فشار، نشت و کیفیت آب با استفاده از مدل water Gems v3/0 ( مطالعه موردی شبکه آبرسانی شهر بروجن )</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=744&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: فشار نقاط مصرف در شبکه های آبرسانی یکی از مهم ترین پارامترهای هیدرولیکی است که می تواند در مدیریت بهینه شبکه های توزیع آب مورد استفاده قرار گیرد. از آن جایی که فشار، اثرات متفاوتی بر پارامترهای مختلف مدیریت شبکه، هم چون عملکرد هیدرولیکی، قابلیت اطمینان، پایداری شبکه و نشت دارد لذا کنترل آن از اهمیت بسیاری در سطوح مختلف مدیریتی برخوردار است. در این تحقیق سعی شده با اجرای برنامه برای دوشبکه توزیع آب شهری وضعیت فشار، نشت و کیفیت آب در نقاط مختلف شبکه مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار گیرد.روش ها: به منظور مدل سازی شبکه از نرم افزار water Gems v3/0 استفاده شد. با استفاده از این نرم افزار، شبکه به دو صورت ثقلی و پمپاژ مستقیم، مدل و طراحی گردید.یافته ها: در زمان مینیمم مصرف، فشار در 45 درصد از گره های شبکه توزیع ثقلی بالای 70 متر می باشد، در حالی که در پمپاژ مستقیم به جز دو گره، فشار از 60 متر تجاوز نکرد. در زمان ماکزیمم مصرف فشار در 15 درصد از گره های شبکه توزیع ثقلی و 35% از شبکه پمپاژ مستقیم کمتر از 30 متر می باشد. میزان نشت آب در شبکه توزیع ثقلی در زمان مینیمم مصرف 43% بیشتر از حالت مشابه در پمپاژ مستقیم می باشد. نتایج نشان داد که میزان کلر باقی مانده در 62% از لوله های شبکه پمپاژ مستقیم در حد استاندارد و در 100% از لوله های موجود در شبکه توزیع ثقلی کمتر از حد استاندارد بود.نتیجه گیری: در این مطالعه با مقایسه پارامترهای فشار، میزان نشت، سن آب و میزان کلر باقیمانده، بین دو سیستم توزیع ثقلی و استفاده از ایستگاه های پمپاژ مستقیم آب، نشان داده شد که کلیه این پارامترها در شبکه پمپاژ مستقیم در شرایط مطلوب تر و نزدیک تر به مقادیر استاندارد آن می باشند.واژه های کلیدی: نشت، سیستم آبرسانی، شبکه توزیع، کلر باقیمانده، Water Gems</description>
						<author> مهربان صادقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی کارایی جاذب هلمهولتز طراحی شده در کاهش صدای فرکانس پایین ناشی از کانال های هوا و سیستم‌های تهویه</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=741&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&amp;nbsp;مقدمه: با توجه به عوارض غیر قابل جبران سر و صدا در جامعه و محیط های صنعتی، کاهش آلودگی صوتی در منبع تولید صوت بهترین و مؤثرترین راه کنترلی است. فیلتر آکوستیکی ) سایلنسر( ابزاری است که از انتقال امواج صوتی جلوگیری می کند. نوعی از این سایلنسر، جاذب هلم هولتز (تقویت کننده با شاخه فرعی) می باشد که برای فرکانس های پایین و زیر 200 هرتز مانند صدای فن و کانال ها مناسب می باشد. هدف این مقاله بررسی کارایی جاذب طراحی شده در کاهش صدای های پایین می باشد.روش ها: این مطالعه از نوع تجربی است. جاذب هلمهولتز طراحی شده روی کانالی مشابه کانال تهویه نصب شد. با استفاده از نرم افزار پردازش و تولید سیگنال (MATLAB) ، سیگنال هایی در فرکانس های بسیار پایین 250 تا 500 هرتز تولید و از طریق بلندگو در طول کانالی پخش شد. سپس با مقایسه تراز فشار صوت قبل و بعد از جاذب هلمهولتز میزان صوت کاهش یافته را در فرکانس های مختلف بررسی و پردازش سیگنال های داخل کانال و تهیه الگوریتم صدا در کانال توسط نرم افزار MATLAB انجام شد.یافته ها: بیشترین کاهش صدا در فرکانس 125 هرتز در بین جاذب های هلمهولتز، با قطر محفظه 63 میلی متر و قطر دهانه جاذب 1 سانتی متر بود. میزان کاهش صدا در فرکانس 125 هرتز بیشترین و 500 هرتز کمترین بود. با توجه به اندازه گیری های انجام شده در فرکانس 125 هرتز با افزایش صدا توسط جاذب ها و هم چنین با افزایش قطر دهانه جاذب، میزان جذب صدا کاهش می یابد.نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که جاذب های هلمهولتز طراحی و نصب شده در کانال در فرکانس مشخصی از صدای با فرکانس های پایین بیشترین کاهش صوتی را خواهد داشت که این کاهش در جاذب های با سایز کوچکتر مشهودتر بود و هم چنین با افزایش قطر محفظه جاذب های هلمهولتز و افزایش سطح مقطع گردنه در جاذب ها میزان جذب صدا کاهش پیدا کرد. با توجه به این که استفاده بیشتر از وسایل جدید در محیط های عمومی نظیر سیستم های تهویه، کمپرسورها، رایانه، پرینتر و غیره مشکلات دیگری را در ارتباط با صدای با تراز نه چندان بلند اما آزاردهنده در فرکانس های کم ایجاد نموده است، در نتیجه با تعیین محدوده فرکانسی مؤثر جاذب هلمهولتز، می توان از آن به عنوان وسیله ای مؤثر و کارامد جهت کاهش یا حذف صدا استفاده نمود.واژه های کلیدی: کاهش صدا ، جاذب هلمهولتز ، سایلنسر</description>
						<author> حسینعلی یوسفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اندازه‌گیری فاکتورهای مؤثر بر نیروی چنگش بر اساس استاندارد پیشنهادی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=742&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اندازه گیری نیروی چنگش یکی از پارامترهایی است که در پزشکی و علم ارگونومی کاربرد دارد. این مطالعه دارای 2 هدف اصلی بود. اول تعیین رابطه بین عوامل آنتروپومتریک بر قدرت چنگش دست، دوم اولویت بندی این متغیرها در پیش بینی قدرت چنگش دست.روش ها: این مطالعه از نوع کاربردی بوده و بر روی 204 نفر انجام شد و 14 بعد دست با استفاده از کولیس دیجیتالی (ساخت شرکت Mitutoyo، ژاپن) با رزولوشن 01/0 میلی متر و دقت 01/0 میلی متر اندازه گیری شد. قدرت چنگش در کلیه افراد شرکت کننده در این پژوهش به وسیله دستگاه داینامومتر مدل jamar مطابق توصیه انجمن درمانگران دست آمریکا (ASHT یا American Society of Hand Therapists) اندازه گیری شد.یافته ها: نتایج نشان دادند که بین قدرت چنگش و ابعاد دست رابطه مستقیم وجود دارد. ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد رابطه مستقیمی بین ابعاد دست، طول قد، شاخص توده بدن و قدرت چنگش وجود دارد و دست غالب به طور معنی داری قوی تر از دست دیگر بود.فاکتور قد با ضریب همبستگی 63/0 و بعد از آن بیشترین پهنای دست (عمودی) با ضریب همبستگی 33/0 در قدرت چنگش نقش به سزایی داشته است.نتیجه گیری: از آن جا که وسیله ی اندازه گیری قدرت چنگش در همه صنایع وجود ندارد لذا به راحتی می توان از پارامترهای قد و پهنای دست برای پیش بینی قدرت چنگش دست افراد استفاده نمود.واژه های کلیدی: استاندارد ASHT ، نیروی چنگش ، حالت چنگش، آنتروپومتری</description>
						<author> شیوا سوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آگاهی و باورهای زنان در خصوص ماموگرافی بر اساس سازه های مدل اعتقاد بهداشتی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=740&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&amp;nbsp;مقدمه: سرطان پستان شایع ترین سرطان مهاجم و دومین علت مرگ ناشی از سرطان در اکثر کشورهای دنیا محسوب می شود. انجام روش های غربالگری در تشخیص اولیه سرطان پستان بسیار مهم می باشد. این مطالعه به بررسی آگاهی و باورهای بهداشتی زنان بالای40 سال در خصوص انجام ماموگرافی پرداخته است.روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی مقطعی می باشد که بر روی 384 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی در سال 90-1389 انجام گرفت. نمونه ها از طریق نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند و اطلاعات به وسیله پرسش نامه، به صورت خودگزارش دهی جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و استفاده از آمار توصیفی و آزمون کای دو مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که اکثریت زنان مورد مطالعه ( 9/86% ) آزمون غربالگری ماموگرافی را انجام نداده بودند. آگاهی 7/48% افراد در زمینه سرطان پستان در حد متوسط بود و 2/37% آن ها معتقد بودند دلیل انجام ندادن ماموگرافی، عدم توصیه پزشک به آنان می باشد. هم چنین بین میزان تحصیلات و آگاهی واحدهای پژوهش ارتباط معنی داری دیده شد (001/0=P). بین میزان تحصیلات و شدت درک شده (004/0&gt;P) ، منافع درک شده (001/0&gt;P) و موانع درک شده (001/0&gt;P) ارتباط معنی دار وجود داشت. در صورتی که بین میزان تحصیلات وحساسیت درک شده ارتباط معنی داری (03/0=P) دیده نشد.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه لزوم توجه بیشتر برنامه ریزان بهداشت و درمان کشور را به آموزش و ترویج روش های غربالگری و برطرف نمودن موانع آشکار می سازد. هم چنین پیشنهاد می شودکه ماموگرافی به طور روتین و رایگان به عنوان یک آزمون غربالگری در زنان بالای 40 سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی به اجرا گذاشته شود.واژه های کلیدی: ماموگرافی، مدل اعتقادی بهداشتی، سرطان پستان</description>
						<author> مریم سکاکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط میان گونه هواها‌ی شهر اصفهان و مرگ و میر ناشی از بیماری‌های دستگاه تنفسی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=738&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&amp;nbsp;مقدمه: سلامتی در جامعه به عنوان سرمایه گذاری شناخته می شود و آب  و  هوا، از تأثیرگذارترین عوامل بر سلامتی است. هدف از این مطالعه تعیین گونه  هواها و رابطه ی هر یک از آن ها با مرگ ومیر ناشی از بیماری های سیستم تنفسی در اصفهان می باشد.روش ها: در این پژوهش، با استفاده از 44 متغیر اقلیمی، در یک دوره پنج ساله و از طریق نرم افزار MATLAB، گونه هواهای غالب اصفهان مشخص گردید. پراکندگی زمانی گونه  هواها و هم چنین مرگ ومیر در اصفهان تعیین شد. نهایتا، پهنه بندی بیماری های سیستم تنفسی در مناطق شهرداری اصفهان با استفاده از نرم افزارGIS Arc مشخص گردید.یافته ها: اصفهان هفت گونه هوا داردکه احتمال مرگ ومیر ناشی از بیماری مزمن ریه و برنش و آمبولی ریه به ترتیب با 5/27 % و 2/26 % در هنگام رخداد گونه گرم و خشک و احتمال مرگ بر اثر پنومونی و آسم به ترتیب با 09/23 و 7/21 درصد در هنگام رخداد گونه سرد، خشک، کم بارش، آرام و احتمال مرگ بر اثر بسته شدن راه های تنفسی با 6/66 % در هنگام رخداد گونه ی سرد بادی است. اوج حاکمیت این گونه ها در ماه های تیر ، شهریور، دی و بهمن می باشد و از نظر پراکندگی مکانی مرگ ومیر ناشی از این دو بیماری در مناطق شهرداری اصفهان متفاوت است.نتیجه گیری: افرادی که بیماری های تنفسی دارند بهتر است در اوج حاکمیت گونه هواهای سرد و خشک ، سرد بادی و گرم و خشک یعنی اواسط ماه های شهریور  و تیر هم چنین دی و بهمن مراقبت بیشتری شوند و مسؤولین باید در برنامه ریزی های آینده به بعضی از مناطق شهرداری اصفهان توجه بیشتری کنند.واژه های کلیدی: جغرافیای پزشکی ، گونه  هواها، بیماری های سیستم تنفسی، مرگ ومیر</description>
						<author> آرزو رحیم نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر مداخله آموزشی بر اضطراب پرستاران شاغل در بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر اراک: کاربرد مدل پرسید</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=739&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: افراد مشغول به کار در مشاغلی مانند پرستاری دارای استرس فراوان و در معرض ابتلا به اختلالات اضطرابی(Anxiety disorders) می باشند. هدف این مطالعه تعیین تأثیر برنامه آموزشی آرام سازی کاربردی براساس PRECEDE model بر کاهش اضطراب پرستاران در سال 1392-1391بود.روش ها: در این مطالعه مداخله ای با گروه شاهد، 40 کارشناس پرستاری از بیمارستان حضرت ولی عصر (عج) در گروه مداخله و 40 کارشناس پرستاری از بیمارستان حضرت امیرالمومنین (ع) شهر اراک در گروه شاهد قرار داشتند، گروه مداخله و شاهد به صورت تخصیص تصادفی انتخاب شدند. جهت سنجش اضطراب از پرسش نامه (State-Trait Anxiety Inventory) Spielberger و جهت مداخله از پرسش نامه طراحی شده براساس PRECEDE model استفاده گردید. مداخله به مدت 7 جلسه و هر جلسه 60 تا 90 دقیقه انجام گردید. تکمیل پرسش نامه قبل، بلافاصله و شش ماه بعد از مداخله صورت گرفت. داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مقدار( 05/0p&lt; )معنی دار در نظر گرفته شد.یافته ها: میانگین نمره اضطراب آشکار و پنهان قبل از مداخله بین دو گروه اختلاف معنی دار نداشت (3/0=P ). اما بلافاصله بعد از مداخله و نیز 6 ماه بعد از مداخله میانگین نمره اضطراب آشکار و پنهان در گروه مداخله به طور معنی دار کمتر از گروه شاهد شد (001/0P&lt;). بلافاصله و نیز 6 ماه بعد از مداخله میزان عوامل مستعدکننده، قادرکننده، تقویت کننده و رفتارهای مقابله با اضطراب در گروه مداخله نسبت به شاهد افزایش معنی دار داشت (001/0P&lt;).نتیجه گیری: یافته ها تأثیر برنامه آموزشی بر اساس الگوی پرسید را جهت کاهش اضطراب پرستاران تأیید می نماید. به نظر می رسد استفاده از مداخله های آموزشی مبتنی بر الگوی پرسید (به خصوص آموزش های بهبود سلامت جسمی و روحی) بتواند در جمعیت های خاص و در کل جامعه باعث ارتقای سلامت و افزایش کارایی جامعه مورد نظر شود.واژه های کلیدی: اضطراب، پرستاران، مداخله آموزشی، مدل پرسید</description>
						<author> زهرا ابراهیمی عراقی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی خاک مونتموریونیت در جذب سدیم دودسیل سولفات از محلول‌های آبی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=736&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چکیده مقدمه: امروزه مقادیر زیادی سورفاکتانت های حاوی SDS مصارف خانگی داشته و در انتهای جریان فاضلاب شهرها و ورودی تصفیه خانه ها دیده می شوند. هدف از مطالعه حاضر بررسی کارایی جذب سورفاکتانت سدیم دودسیل سولفات بر خاک مونتموریونیت به عنوان یک جاذب ارزان قیمت و در دسترس در ایران بوده است.روش ها: این تحقیق یک مطالعه تجربی است اثر غلظت اولیه سدیم دودسیل سولفات (SDS) ، جرم جاذب و زمان واکنش بر حذف سدیم دودسیل سولفات توسط جاذب خاک مونتموریونیت مورد بررسی قرار گرفت. مطالعه روی نمونه های سنتزی حاوی غلظت های 30،10 و50 میلی گرم در لیتر دودسیل سولفات انجام گرفت. غلظت مقادیر سدیم دودسیل سولفات به روش اسپکتروفتومتری در طول موج 625 نانومتر تعیین شد. مقادیر 1/0، 25/0و 5/0 گرم در لیتر جرم جاذب در pH ( 4 ، 7 و10) در شرایط اختلاط کامل هوا با زمان های تماس (5/2 ، 5، 10، 20 و 30) دقیقه مورد آزمایش قرار گرفت. مقادیر SDS و COD در مراحل مختلف اندازه گیری شد.یافته ها: : با افزایش جرم جاذب و زمان واکنش مقدار حذف آلاینده افزایش و با افزایش غلظت اولیه دودسیل سولفات مقدار حذف کاهش یافت. داده های این تحقیق نشان داد که بیشترین میزان جذب دودسیل سولفات توسط خاک مونتموریونیت در مدت زمان 30 دقیقه انجام و آزمایش به حالت تعادل می رسد. بیشترین میزان راندمان حذف در شرایط بهینه (غلظت اولیه mg/l 10، جرم جاذب 5/0 گرم در لیتر و 7pH = اتفاق افتاد. راندمان حذف SDS و CODبه ترتیب برابر با 5/77 و76 درصد بوده است.نتیجه گیری: بررسی راندمان جذب SDS بر ذرات خاک مونتموریونیت بیانگر تغییرات جزئی در pH های مختلف بوده به نحوی که با افزایش pH از 4 به 10 راندمان به مقدار کمی افزایش یافته است. فرایند جذب هم چنین تحت تأثیر جرم جاذب و غلظت اولیه SDS نیز قرار داشته به نحوی که افزایش جرم جاذب وکاهش غلظت اولیه آلاینده موجب افزایش کارایی جذب شده است.واژه های کلیدی: جذب سطحی، خاک مونتموریونیت ، سدیم دو دسیل سولفات، محلول های آبی&amp;nbsp;</description>
						<author> محمد تقی قانعیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط بار کاری ذهنی با اختلالات اسکلتی عضلانی در بین پرستاران بیمارستان الزهرا با استفاده از شاخص بار کاری NASAو CMDQ</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=737&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بارکاری ذهنی یک مفهوم کلی در ادبیات ارگونومی و فاکتورهای انسانی و یک ساختار پیچیده و چند بعدی است که به وسیله نیازهای کاری خارجی، محیط، فاکتورهای روانی و سازمانی، توانایی های ذهنی و سازمانی تحت تأثیر قرار می گیرد.هدف از این مطالعه ارزیابی بارکاری ذهنی و تأثیر آن روی ناراحتی های اسکلتی عضلانی در بین پرستاران شاغل در بخش های مختلف بیمارستان می باشد.روش ها: این یک مطالعه توصیفی - تحلیلی از نوع مقطعی بود که روی 247 نفر از پرستاران مرکز آموزشی درمانی الزهرا اصفهان که به طور تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند، در تابستان 1392 انجام گرفت. جهت جمع آوری داده ها از نسخه فارسی پرسش نامه تخصصی NASA-Tlx (National Aeronautics and Space Administration Task Load Index) ( برای اندازه گیری بار ذهنی) و از پرسش نامه ناراحتی های اسکلتی - عضلانی کرنل CMDQ)) استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS20 و به وسیله آزمون همبستگی پیرسون، اسپیرمن و رگرسیون خطی چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.یافته ها: ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین میزان ناراحتی های اسکلتی عضلانی پرستاران به ترتیب با ابعاد بارکاری ناامیدی، بارکاری کل، نیاز زمانی، تلاش و نیاز فیزیکی رابطه معنی داری وجود داشت( 211/0، 216/0، 277/0، 277/0، 304/0 (r= ولی بین ابعاد بارکاری عملکرد و نیاز ذهنی با شیوع ناراحتی های اسکلتی- عضلانی در میان پرستاران رابطه مستقیم وجود نداشت (05/0p&lt; 304/0r= )نتیجه گیری: میزان ناامیدی پرستاران ارتباط مستقیمی با ناراحتی های اسکلتی عضلانی داشت. این نشان می دهد که استرس یک جز جدایی ناپذیر در محیط های کاری بیمارستان ها می باشد. بنابراین بایستی یکی از اولویت های اصلی مدیران بیمارستان ها کاهش استرس در محیط کار پرستاران باشدواژه های کلیدی: اختلالات اسکلتی عضلانی،پرستاران، بیمارستان، شاخص بارکاری NASA- TLX</description>
						<author> احسان الله حبیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی خوشه‌های پرخطر موارد بروز سرطان معده در ایران با استفاده از آماره کاوشی فضا-زمان طی سال‌های 1388-1384</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=735&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سرطان معده دومین سرطان شایع و کشنده ترین سرطان در ایران به شمار می آید. در این پژوهش به پهنه بندی و توزیع جغرافیایی سرطان معده و شناسایی خوشه های پرخطر این سرطان با استفاده از آماره کاوشی فضا- زمان پرداخته شده است.روش ها: این مطالعه از نوع کاربردی بود. داده های مورد نیاز آن از گزارش های ثبت سرطان اداره سرطان مرکز مدیریت بیماری های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی استخراج شد. این داده ها به تفکیک استان ها برای یک دوره 5 ساله از سال 1384 تا 1388 ثبت شده بودند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و شناسایی خوشه ها از نرم افزار SaTScan و برای پهنه بندی توزیع سرطان معده و نمایش خوشه ها در کشور از نرم افزارArcGIS10 استفاده شد.یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل سه خوشه پرخطر شناسایی گردید. محتمل ترین خوشه، استان های اردبیل، گیلان، زنجان، آذربایجان شرقی، قزوین، آذربایجان غربی، کردستان، همدان، تهران و مازندران را در دوره زمانی 1387 تا 1388 شامل گردید که از لحاظ آماری در سطح 05/0 معنی دار بود. علاوه بر محتمل ترین خوشه، دو خوشه ی ثانویه نیز به دست آمد. خوشه ی ثانویه اول، شامل استان های خراسان جنوبی، کرمان و خراسان رضوی و از لحاظ آماری معنی دار به دست آمد. خوشه ثانویه دوم استان کهگیلویه و بویراحمد را در بر می گرفت که از لحاظ آماری معنی دار نبود.نتیجه گیری: نقاط پرخطر با استفاده از آماره کاوشی فضا &amp;ndash; زمان شامل استان های شمالی، شمال غربی و مرکزی خصوصاً اردبیل، کردستان، مازندران و گیلان می باشد. پیشنهاد می شود آزمایشات غربالگری در نقاط پرخطر و مطالعات اپیدمیولوژیک بیشتری برای پیاده سازی برنامه های پیشگیری از آن صورت پذیرد.واژه های کلیدی: سرطان معده، آماره کاوشی فضا- زمان، شناسایی خوشه، پهنه بندی بیماری</description>
						<author> امیر کاوسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل مؤثر بر دفع پیوند قرنیه در بیماران قوز قرنیه با بکارگیری مدل‌بندی بیزی خطر وایبول دومتغیره بر اساس تابع مفصل کلایتون</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=733&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کراتوکنوس یک بیماری دو طرفه قرنیه است، که یکی از راه های درمان آن انجام پیوند است. ممکن است پیوند توسط سیستم ایمنی فرد گیرنده، دفع گردد که این مسأله موجب شکست پیوند خواهد شد. هدف این مطالعه تحلیل بیزی عوامل مؤثر بر دفع پیوند قرنیه دو طرفه بر اساس تابع مفصل است.روش ها: یک نمونه از زمان بقای پیوند دوطرفه کراتوکنوس بررسی شد. از آن جایی که بین زمان های دفع پیوند قرنیه همبستگی وجود دارد، برای تحلیل داده های زمان دفع پیوند قرنیه دو طرفه از مفصل ارشمیدسی کلایتون استفاده شد، به طوری که برآورد پارامترها به روش تحلیل بیزی و بر اساس الگوریتم های مونت کارلوی زنجیر مارکوفی و به کمک نرم افزار WinBUGS انجام گرفت. برای مدل بندی تابع خطر، مدل خطر وایبول به کار گرفته شد.یافته ها: وجود واسکولاریزاسیون قرنیه در زمان دفع پیوند اول و تازگی قرنیه در زمان دفع پیوند دوم تأثیر معنی داری بر زمان دفع پیوند داشتند. هم چنین سن در زمان انجام پیوند، تأثیر جزیی معنی دار در هر دو زمان دفع اول و دوم داشت. میانگین پسین پارامتر همبستگی برای مفصل کلایتون برابر با 98/0 و ضریب همبستگی تاوکندال بین زمان های دفع پیوند اول و دوم قرنیه 3/0 به دست آمد.نتیجه گیری: نتایج حاکی از همبستگی بین زمان های دفع پیوند اول و دوم است. افزایش سن به صورت جزیی خطر دفع پیوند را بالا می برد. نگهداری قرنیه در محلول و هم چنین وجود واسکولاریزاسیون قرنیه باعث افزایش خطر دفع پیوند قرنیه می شود..واژه های کلیدی: دفع پیوند قرنیه دو طرفه، کراتوکنوس، تحلیل بیزی، مفصل کلایتون، مونت کارلوی زنجیر مارکوفی</description>
						<author> رویا بداقلو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>غذاهای گرم برمبنای عقاید مردم</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=734&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: غذاهای فراویژه و یا غذاهای عملکردی از دسته غذا- داروها محسوب می شوند که دارای خواص درمانی چشمگیری در پیشگیری و درمان انواع بیماری های دژنراتیو وسرطان ها می باشند. ترکیبات بیواکتیو اقلام مختلف غذایی متناسب بامزاج ذاتی بدن، روش زندگی، عملکرد جسمی و روحی و هم چنین اصول و مبانی طب سنتی می تواند در کنترل اختلالات مزمن و هزینه های اقتصادی مثمر ثمر واقع شود. بدین منظور مطالعه حاضر به بررسی باورها و عقاید مردم در خصوص خواص غذا- داروها برمبنای تأثیر سردی، گرمی آن ها می پردازد.روش ها: این مطالعه مقطعی بر700 زن خانه دار اصفهانی از اردیبهشت تا بهمن ماه سال 90 اجراشده است. نمونه گیری باروش خوشه ای سیستماتیک انجام شد. با استفاده از پرسش نامه نظرات و باورهای شرکت کنندگان درخصوص خواص غذاها از دیدگاه طب سنتی مورد بررسی قرار گرفت و سپس با مستندات معتبر طب سنتی ایران از جمله کتب &amp;quot;قانون در طب&amp;quot;، &amp;quot;الشامل فی الصناعه الطیبه&amp;quot; و &amp;quot;مخزن الادویه&amp;quot; مقایسه گردید. آنالیز داده ها با استفاده از جدول اعداد متقاطع و تست آماری مک نمار در نرم افزار SPSS نسخه 20 اجرا شد.یافته ها: نتایج حاصل از بررسی ها نشان داد که30 نوع از اقلام و فرآورده های غذایی عمدتا از دسته ادویه و چاشنی ها، میوه جات، انواع گوشت ها و انواع منابع کربوهیدرات های ساده و مواد شیرین کننده بودند که این اقلام مذکور تحت عنوان غذاهای با طبع گرم از نظر عموم شرکت کنندگان مطرح گردیدند. نتیجه حاصل از مقایسه ها حاکی از تطابق حدودا 50 درصدی اعتقادات زنان با مستندات مرتبط طب سنتی بود.نتیجه گیری: بررسی درصد توافق خواص مواد غذایی با مستندات، بیانگر لزوم تمرکز بر آموزش و فراهم سازی زمینه شناخت خواص غذا&amp;ndash; داروها در زنان به عنوان مسؤول تغذیه خانواده می باشدکه می تواند در راستای پیشگیری، کنترل و درمان بیماری ها مفید واقع گردد.واژه های کلیدی: غذاهای گرم، غذاهای عملکردی، غذاهای فراویژه، طب سنتی</description>
						<author> لیلا درویشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان خودکارآمدی پژوهشی در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان براساس مقیاس خودکارآمدی پژوهشی</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=732&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر انجام تحقیق در دانشجویان، باورهای آن ها نسبت به توانایی هایشان در این زمینه است. هم چنین آگاهی اساتید و مربیان از خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان، می تواند نقش به سزایی در تربیت دانشجویان پژوهشگر داشته باشد. هدف این پژوهش، تعیین میزان خودکارآمدی پژوهشی در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان براساس مقیاس خودکارآمدی پژوهشی می باشد.روش ها: روش پژوهش، پیمایشی تحلیلی و نوع مطالعه مقطعی است که در سال 1391انجام گرفت. جامعه آماری، همه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان می باشد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 344 دانشجو به دست آمد. روش نمونه گیری تصادفی طبقه و سهم هر دانشکده یکسان (44 نفر) بود. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه استاندارد (شامل 7 بعد) با طیف لیکرت (5 گزینه ای) است. روش گردآوری اطلاعات مراجعه حضوری به دانشکده های مذکور بوده است. نوع آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس یک طرفه و t مستقل) و نرم افزار مورد استفاده جهت تجزیه و تحلیل داده ها SPSS نسخه 21 می باشد.یافته ها: یافته ها نشان داد، بعد اخلاق پژوهش بیشترین میانگین و بعد پژوهش کیفی کمترین میانگین را در بین ابعاد خودکارآمدی پژوهشی به خود اختصاص داده اند. هم چنین مقایسه نمره کلی خودکارآمدی پژوهشی با ویژگی های جمعیت شناختی حاکی از این بود که تفاوت معنی داری بین نمره کلی خودکارآمدی پژوهشی با جنس، دانشکده و مقطع تحصیلی وجود ندارد (05/0</description>
						<author> نیره  السادات سلیمان زاده نجفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان آگاهی، نگرش و رفتار دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز درباره ‌بازیافت مواد زائد جامد در سال 1391‌</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=731&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مواد زائد جامد طی فعالیت های مختلف انسان تولید می شود که مدیریت مطلوب آن نیازمند داشتن آگاهی و نگرش همگانی در این زمینه است. هدف این مطالعه تعیین  میزان آگاهی، نگرش و رفتار دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در رابطه با بازیافت مواد  زائد جامد است. روش ها: این مطالعه مقطعی- تحلیلی بر روی 383 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی  شیراز به روش نمونه گیری طبقه ای انجام شده  است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه ای که حاوی 3 سؤال مربوط به بخش دموگرافیک، 12 سؤال  مربوط به بخش آگاهی، 7 سؤال مربوط به سؤالات نگرشی و 5 سؤال مربوط به حیطه رفتار بودند.  داده ها پس از جمع آوری، توسط نرم افزار  SPSS 16&amp;lrm;  تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: میانگین نمره آگاهی دانشجویان (میانگین 0 تا 20 امتیاز کل) برابر با 97/2&amp;plusmn;59/12 و به  ترتیب در میان دختران 80/2&amp;plusmn; 18/12 و پسران 15/3&amp;plusmn;47/13گزارش شد ( &amp;lrm;001/0P&lt;&amp;lrm; ). میانگین  نمره نگرش دانشجویان (میانگین 7 تا 35 امتیاز کل)20/3&amp;plusmn;56/13 بود که برای دانشجویان دختر برابر با   39/3&amp;plusmn; 74/13 و برای پسران 73/2 &amp;plusmn;8/13بود ( 2/ 0P=&amp;lrm; ). میانگین نمره رفتار دانشجویان (میانگین 4 تا 8  امتیاز کل) برابر با 36/1&amp;plusmn;13/6 و به ترتیب در میان دختران 37/1 &amp;plusmn;11/6 و در پسران 34/1&amp;plusmn; 16/6  بود ( 74/0P=&amp;lrm; ).نتیجه گیری: آگاهی و رفتار دانشجویان در رابطه با موضوع مورد بررسی، در سطح متوسطی بود. بنابراین با توجه به اهمیت آموزش مؤثر مسایل بهداشتی و زیست محیطی، نیاز به برنامه ریزی مناسبی برای ارتقا آگاهی و رفتار دانشجویان در مورد مدیریت مواد زائد به ویژه کاهش تولید و بازیافت پسماندها می باشد.واژه های کلیدی: مواد زاید جامد، بازیافت، آگاهی، نگرش، رفتار</description>
						<author> منصوره دهقانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مؤثر بر سکوت سازمانی کارکنان (مورد مطالعه: بیمارستان حضرت زهرا (س) اصفهان)</title>
						<link>http://hsr.mui.ac.ir/browse.php?a_id=730&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: امروزه با توجه به دگرگونی&amp;lrm;های صورت گرفته در سازمان&amp;lrm;ها و محیط آن ها، اهمیت منابع انسانی افزایش یافته است. یکی از مسایل مطرح در این زمینه پدیده سکوت سازمانی می باشد. این پژوهش با هدف بررسی نحوه تأثیر خودپنداره، هویت سازمانی و ارزش&amp;lrm;های سازمانی بر سکوت سازمانی و هم چنین بررسی نقش تعدیل کنندگی متغیر خودپنداره و ارزش&amp;lrm;های سازمانی بر رابطه بین هویت سازمانی و سکوت سازمانی در بین کارکنان بیمارستان حضرت زهرا (س) اصفهان انجام شده است.روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی است و شامل 5 فرضیه می باشد که برای بررسی این فرضیات از پرسش نامه محقق ساخته که شامل 49 سؤال بود، استفاده گردید. ضریب پایایی کلی پرسش نامه 912/0به دست آمد که از پایایی لازم برخوردار بود. حجم جامعه آماری مورد نظر 160 نفر می باشد. لذا بر اساس روش نمونه گیری تصادفی از بین آن&amp;lrm;ها نمونه&amp;lrm;ی آماری انتخاب گردید و در نهایت 70 پرسش نامه جمع آوری گردید. هم چنین از نرم افزار Spss18 برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که سکوت سازمانی تحت تأثیر هویت سازمانی، خودپنداره و ارزش&amp;lrm;های سازمانی قرار دارد و هر کدام از آن ها دارای همبستگی منفی با سکوت سازمانی می&amp;lrm;باشند. هم چنین نتایج نشان داد که خودپنداره رابطه بین هویت سازمانی و سکوت سازمانی را تعدیل می&amp;lrm;کند ولی ارزش&amp;lrm;های سازمانی نقش تعدیل کنندگی در این رابطه ندارند.نتیجه گیری: با تقویت هویت سازمانی، خودپنداره مثبت کارکنان و ارزش های سازمانی می توان سکوت سازمانی را در میان افراد کاهش داد.واژه های کلیدی: سکوت سازمانی، هویت سازمانی، خودپنداره، ارزش&amp;lrm;های سازمانی</description>
						<author> علی نصر اصفهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
