جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای خواجوی

محمد سلیمی، جمیل صادقی‌فر، هادی پیمان، لیدا شمس، مریم جندقیان، افرا خسروی، جواهر خواجوی خان، محمد عباسی،
دوره ۸، شماره ۷ - ( ۱۱-۱۳۹۱ )
چکیده

مقدمه: شناسایی و هدایت سبک‌های یادگیری مناسب نقش مهمی در انتخاب روش‌های یاددهی و انتقال مفاهیم و دانش به فراگیران و در نهایت اعتلای سطح آموزش ایفا می‌کند. هدف از مطالعه حاضر تعیین سبک‌های غالب یادگیری در دانشجویان سال اول دانشگاه‌ علوم پزشکی اصفهان بر اساس مدل VARK در سال ۱۳۸۹ می‌باشد. روش‌ها: در یک مطالعه توصیفی- تحلیلی، ۱۸۴ نفر از دانشجویان رشته‌های پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی، پرستاری و مدیریت خدمات بهداشتی درمانی در دانشگاه‌ علوم پزشکی اصفهان مورد بررسی قرار گرفتند. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه استاندارد (VARK) صورت گرفت. این پرسش‌نامه پس از ترجمه، روایی آن با استفاده از نظر متخصصین و پایایی آن با محاسبه ضریب Cronbach's alpha (۸۶/۰ = α) تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار VARK که در محیط Excel طراحی شده بود و نرم‌افزار SPSS نسخه ۱۶ انجام شد. یافته‌ها: در مجموع ۱۲۲ نفر (۳/۶۶ درصد) از نمونه‌های مورد بررسی مؤنث و از نظر مقطع تحصیلی بیش از دو سوم آنان (۵/۶۸ درصد) در مقطع دکتری حرفه‌ای (رشته‌های پزشکی، دارو‌سازی و دندانپزشکی) و ۵/۳۱ درصد در مقطع کارشناسی (رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی و پرستاری) بودند. ۸۹ نفر از دانشجویان (۴/۴۸ درصد) استفاده از سبک یادگیری تک مدله (Single-modal) و ۹۵ نفر نیز (۶/۵۱ درصد) استفاده از سبک‌های یادگیری چند مدله (Multi-modal) را ترجیح ‌دادند. بین جنسیت دانشجویان و استفاده از سبک‌های یادگیری تک مدله (۰۰۹/۰ > P) و نیز بین مقطع تحصیلی و سبک‌های یادگیری (۰۵/۰ > P) ارتباط معنی‌داری مشاهده شد. نتیجه‌گیری: دانشجویان پسر استفاده از سبک یادگیری جنبشی/حرکتی و دانشجویان دختر استفاده از سبک یادگیری شنیداری را به میزان بیشتری ترجیح ‌دادند. دانستن سبک یادگیری دانشجویان مهارت ارزشمندی در آموزش می‌باشد که به آموزش‌دهنده در حل مشکلات یادگیری دانشجویان کمک شایانی می‌کند. همچنین این امر به دانشجویان کمک می‌کند تا یادگیرنده‌های مؤثرتری باشند. واژه‌های کلیدی: سبک‌های یادگیری، VARK، دانشجویان، اصفهان
احسان‌اله حبیبی، رقیه خواجوی، حبیب‌اله دهقان، قاسم یادگارفر، جواد غلامیان،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

مقدمه: اندازه‌گیری نیروی چنگش، یکی از شاخص‌های مهم علم ارگونومی به شمار می‌رود. عوامل مؤثر در میزان نیروی چنگش، گاهی باعث بروز Cumulative trauma disorder (CTD) در افراد می‌شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان تأثیر دستکش‌های ضد ارتعاش، سرما و ارتعاش بر روی نیروی چنگش انجام گرفت.روش‌ها: این پژوهش از نوع مقطعی بود که بر روی ۳۰ نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. به منظور اندازه‌گیری نیروی چنگش، از داینامومتر مدل JAMAR مطابق توصیه انجمن درمانگران دست آمریکا (American Society of Hand Therapists یا ASHT) استفاده گردید. برای دستیابی به میزان نیروی چنگش، از افراد درخواست شد که با تمام قدرت دسته داینامومتر را فشار دهند. سپس میزان نیروی چنگش بر حسب کیلوگرم نیرو از روی صفحه نمایش یادداشت گردید. به منظور بررسی اثر توأم عوامل مذکور بر روی قدرت چنگش، ۱۸ حالت ترکیبی مورد سنجش قرار گرفت.یافته‌ها: رابطه معکوسی بین میزان ارتعاش و قدرت چنگش مشاهده شد. همچنین، میزان قدرت چنگش افراد در دماهای پایین، کاهش یافت. دستکش‌های ضد ارتعاش مختلف نیز تأثیرات متفاوتی بر کاهش نیروی چنگش داشت. سه عامل سرما، ارتعاش و دستکش تأثیر معنی‌داری را بر قدرت چنگش نشان داد (۰۵۰/۰ > P) و ضریب همبستگی این عوامل به ترتیب ۱۷۲/۰، ۳۶۳/۰- و ۶۰۲/۰- به دست آمد.نتیجه‌گیری: پوشیدن دستکش بیشترین تأثیر را بر کاهش نیروی چنگش دارد. پس از آن، عامل ارتعاش نیز به عنوان دومین عامل مؤثر کاهش دهنده در میزان نیروی چنگش شناخته شد. همچنین مشخص گردید که با کاهش دما، میزان نیروی چنگش کاهش می‌یابد.
محمد مطلبی، عبدالجواد خواجوی، صدیقه نیازی، رقیه رحمانی، علی اکرامی نوقابی، مریم صابری،
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده

مقدمه: از جمله راه‌های مؤثر در تشخیص زودرس سرطان پستان، خودآزمایی پستان است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت خودآزمایی پستان و مداخلات پیگیری در زنان شهر گناباد اﻧﺠﺎم ﺷﺪ.
روش‌ها: این مطالعه از نوع کارآزمایی در عرصه بود و در آن، ۱۴۰ خانم متأهل ۲۰ تا ۴۹ ساله شهر گناباد، به صورت تصادفی انتخاب شدند و به دو گروه مداخله و شاهد تخصیص یافتند. مهارت خودآزمایی پستان قبل، بلافاصله و سه ماه پس از مداخله آموزشی در دوگروه ارزیابی گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های Repeated measures ANOVA، t و MANOVA در نرم‌افزار SPSS و سطح معنی‌داری ۰/۰۵ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: میانگین سنی زنان مشارکت‌کننده، ۶/۶۹ ±۳۷/۲۷ سال بود. قبل از مداخله آموزشی، نزدیک به نیمی از زنان دو گروه، رفتار خودآزمایی پستان را انجام نداده بودند یا با تکنیک درست آن آشنا نبودند. افزایش معنی‌داری در نمرات ارزیابی مهارت خودآزمایی گروه مداخله نسبت به گروه شاهد وجود داشت (۰/۰۵ > P). تداوم اثر مداخله آموزشی سه ماه بعد از مداخله نیز قابل مشاهده بود (۰/۰۰۱ > P)؛ در حالی که تغییرات در گروه شاهد معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: مداخله آموزشی متمرکز بر آموزش مهارت خودآزمایی پستان در زنان، می‌تواند در ارتقای مراقبت فردی و تشخیص زودرس سرطان پستان مؤثر باشد. بر این اساس، طراحی برنامه آموزشی جامع خودآزمایی پستان و ادغام آن در برنامه ملی سلامت زنان، ضروری به نظر می‌رسد.
خانم اعظم مولادوست، دکتر شیدا جبل عاملی، دکتر امیررضا سجادیه خواجویی، دکتر صدیقه فرضی،
دوره ۱۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۱ )
چکیده

مقدمه: بیماری‌های قلبی- عروقی، از جمله شایع‌ترین بیماری‌های جوامع بشری به شمار می‌رود که با مرگ و میر فراوان همراه ‌است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی الگوی ساختاری تأثیر سرمایه روان‌شناختی بر خودمراقبتی با نقش میانجی شفقت‌ورزی به خود در بیماران قلبی بود.
روش‌ها‌:‌ این مطالعه ‌از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود و به روش ‌توصیفی‌ انجام گردید. جامعه تحقیق را‌ بیماران قلبی [Ischemic heart disease (IHD) و Congestive heart failure (CHF)] ۲۵ تا ۷۰ ساله مراجعه‌کننده به مراکز آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تشکیل داد که ۴۰۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه استاندارد سرمایه روان‌شناختی Luthans (Psychological Capital Questionnaire یا PCQ)، مقیاس ‌استاندارد شفقت‌ورزی به خود Neff (Self-Compassion Scale یا SCS) و پرسش‌نامه رفتار مراقبت از خود در بیماران نارسایی قلبی Jaarasma و همکاران بود. داده‌ها با استفاده از همبستگی Pearson و رگرسیون سلسله مراتبی هم‌زمان در نرم‌‌فزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: با توجه به ضریب تأثیر مستقیم (۰/۵۰۹ = β)، ضریب تأثیر غیر مستقیم (۰/۰۴۶ = β)، مقدار بحرانی مستقیم (۵/۸۵۷= ضریب t‌) و مقدار بحرانی غیر مستقیم (۰/۰۵۱)، می‌توان گفت که متغیر شفقت‌ورزی به خود می‌تواند نقش متغیر میانجی بین متغیر پیش‌بین سرمایه روان‌شناختی و متغیر ملاک خودمراقبتی ایفا کند و آن را تبیین نماید.
نتیجه‌گیری: شفقت‌ورزی به خود به ‌عنوان میانجی‌گر در رابطه بین سرمایه‌های روان‌شناختی و خودمراقبتی،‌ نقش مهمی در بهبود سلامت روان بیماران قلبی دارد.

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله تحقیقات نظام سلامت می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Health System Research

Designed & Developed by: Yektaweb